نگاهي به «ديوان بيدل»
آخرین اخبار:
کد خبر:۸۱۴۱۷

نگاهي به «ديوان بيدل»

ديوان بيدل اخيرا به كوشش علي رضا قزوه از سوي انتشارات شركت تعاوني كارآفرينان فرهنگ و هنر منتشر شده است.

عيد واقعي براي يك دوستدار شعر بيدل مي تواند دستيابي به نسخه خطي از ديوان او باشد، نسخه اي كه در عصر شاعر و زير نظر او تدوين شده است، اين نسخه در كتابخانه رضا در رامپور هند محفوظ است و اخيرا به كوشش علي رضا قزوه به صورت عكسي در كتابي با نام «ديوان ابوالمعاني ميرزا عبدلقادر بيدل دهلوي» و از سوي انتشارات شركت تعاوني كار آفرينان فرهنگ و هنر منتشر شده است.

اين كتاب حدود سه هزار غزل از بيدل را در خود دارد و در 1679 صفحه به خط محدوراث صديقي و همراه با 253 غزل و دو مخمس به خط بيدل در حاشيه صفحات آنان كه چاپ هاي موجود از ديوان بيدل را ديده با غلط هاي بي شمار آن ها سرو كار داشته اند، خوب مي دانند كه چنين نسخه اي تا چه اندازه ارزشمند است و حلال مشكلات بي شماري كه با ديوان هاي چاپي موجود داريم.

انتشار اين اثر را مي توان از بزرگ ترين خدمات فرهنگي علي رضا قزوه دانست. اين يك گام بلند و سودمند براي تصحيح كليات بيدل است، كاري كه همچنان بر زمين مانده است و عمده علت آن عدم دسترسي به نسخ معتبر ديوان بيدل است.

اين كتاب يك مقدمه مفصل دارد كه اگر به قطع و حروف چيني معمول كتاب ها چاپ مي شد، حدود 80 صفحه بود. براي يك نسخه عكسي، چنين مقدمه مفصلي ضروري نبود. در اين جا معرفي نسخه، شيوه تهيه آن و اصولي كه در چاپ آن رعايت شده است، كافي بود بويژه وقتي كه تخصص اصلي نويسنده در اين حوزه ها نيست. نويسنده در اين جا حتي از اصول اوليه تحقيق و نگارش هم به دور افتاده است. مقدمه شماره صفحه ندارد، منابع و نقل و قول ها به درستي معرفي نشده اند، متن ويراسته نيست، نقطه گذاري و پاراگراف بندي بشدت نابسامان است، حتي غلط هاي املايي و نگارشي فراواني دارد اي كاش قدري از هزينه آن كاغذهاي گلاسه و تذهيب هاي رنگارنگ را صرف ويرايش اين مقدمه كرده بودند.

سبك نشر در مقدمه يكسان نيست و به احتمال قريب به يقين همه اش را جناب قزوه ننوشته است  وجود سه نوع نگارش و از سه نفر به خوبي محسوس است. در اين مقدمه بعضي كم دقتي به چشم مي خورد كه آن را به كلي از اعتبار علمي انداخته است. در جايي از بحر «شاهنامه و گلستان سعدي» سخن رفته است، در حالي كه مي دانيم گلستان نثر آميخته به نظم است و نويسنده آ‌ن را با بوستان اشتباه گرفته است.

اولين بند بيانگر سال تولد و وفات بيدل است. از اينجا انتظار داريم كه سخن از زندگي و آثار و مقام ادبي شاعر نيز به ميان آيد، ولي ناگهان ادعايي با لحن خطابي و كلي بدين گونه طرح مي شود: «پيش از اين در جايي گفته ام كه، قرن  گذشته قرن مولانا بود و قرن آينده بي هيچ گمان از آن بيدل است». و اين در اين مقام سخني «استادوار» و مفاخره آميز که نه مناسب مقام است و نه متناسب با دانش و آگاهي نويسنده در مورد بيدل.

پس از اين سخن انتظار مي رفت كه نويسنده از مقام ادبي بيدل بگويد و به اثبات گزاره بالا بپردازد، ولي او بناگاه يك دعواي نامتناسب با موقعيت را طرح مي كند: «به اعتقاد من، برخلاف بعضي هياهوها، در ايران به بيدل نه تنها اجحاف نشده  كه او را از اقبال بلندي نيز برخوردار بوده است كه پرونده شعر و زندگيش در يكي از درخشان ترين دوره هاي ادبي ايران مورد دقت، كنكاش، پژوهش و بازخواني قرار مي گيرد.»

اين گزاره اگر هم درست باشد، وقتي جاي طرح دارد كه بحث همين مورد باشد به واقع آنچه نويسنده درباره علل كم توجهي به بيدل در ايران مي نويسد، بر مبناي باورهاي خود اوست، نه مباني تحقيقي.

بخش ديگر از مقدمه به شرح زندگي و آثار بيدل اختصاص دارد كه البته سخن تازه اي در خور ندارد و تنها سودش پرحجم تر ساختن مقدمه است. البته با اطلاعاتي معمولي و گاه نادرست بايد دانست كه كتابي از اين دست، فقط به كار خواص مي آيد و آنان نيز غالبا نسبت به اين مسائل وقوف دارند. اما پنج صفحه آخر مقدمه كه در آن به ويژگي هاي نسخه پرداخته شده است، عالمانه است و حاوي اطلاعاتي سودمند.

در اين جا سبك نثر و مهم تر از آن، سطح تحقيقي مطلب كاملا متفاوت مي شود و آدمي را به اين نسخه قطعي مي رساند كه پاي شخص ثالثي در ميان است، كسي كه در اين مبحث از جناب علي رضا قزوه و آن مقدمه نويس ديگر دانشمندتر به نظر مي رسد به هر حال همين راي اين كتاب كافي مي شود.

با اين وصف، انتشار اين كتاب و اين مقدمه را مي توان به نوعي ضايع ساختن فرصتي دانست كه مي شد از آن براي انتشار يك نسخه معتبر از ديوان بيدل، به بهترين شكل استفاده كرد./انتهاي پيام/
 

پربازدیدترین آخرین اخبار