تاريخچه احزاب از مشروطيت تا عصر حاضر در «زمان هاي سوخته»
آخرین اخبار:
کد خبر:۸۲۷۸۵

تاريخچه احزاب از مشروطيت تا عصر حاضر در «زمان هاي سوخته»

كتاب «زمان هاي سوخته» تاريخچه احزاب از مشروطيت تا عصر حاضر است (1360 – 1285)، كه كوششي صادقانه و به دور از هر نوع كژانديشي در جهت شناخت و ترسيم واقعي يكي از نيرومندترين و موثرترين پديده اجتماعي و نهاد دموكراسي است.

با اينكه بيش از دو هزار و پانصد سال سابقه تاريخي داريم و بارها و بارها در مرزهاي تعيين سرنوشت قرار داشته ايم، مع الوصف تجربه تلخ تاريخ اين است كه مردم ما هيچ گاه فرصت آن را نداشته اند تا خود را بيازمايند و بشناسند و آنگاه در پناه اين شناخت با شجاعت و بصيرت براي تغيير چهره جامعه و تحقق آرمان اجتماعي خويش با برنامه اي منظم و مطالعه شده به تلاش و تكاپو برخيزند و شخصيت اجتماعي و انساني خويش را به ثبوت و ظهور برسانند، روند اين حوادث تلخ و ناخوشايند موجب رشد پديده كريه و غم انگيزي شد كه هر ميهن دوست نيمه آگاهي را به خشم جانكاه دچار مي كند تا چه رسد به ميهن خواهان و انديشمندان دلير، راستي در كجاي زمان ايستاده ايم و چرا به اين روز افتاده ايم؟ نقطه ضعف و ناتواني و گره كور اين ناكامي ها از چيست؟

تاريخ كهن ما هميشه دستخوش يورش و تاخت و تاز هر قداره بند و هر گردنكش شمشير زني بود كه به علل و جهات مختلف، هوس سالاري و پادشاهي دانست و اگر سلسله پادشاهي قبل از اعراب را نديده بگيرم و با اغماض از يك كم و كيف در سلطنت سامانيان، براي هيچ يك از سلسله هاي حاكم، وطن، ملت و تاريخ مطرح نبود همه آنها بويژه سرسلسله جنبانان آنها به اين انديشه بودند كه با استفاده از زمان و با اتكا به قبضه شمشير مسند شاهي را به زير پاي خويش افكنند تا به همه كمبودهاي زندگي  رواني خود خاتمه دهند.

عدم تحمل هر نوع مخالفت و انهدام فيزيكي رقبا و آزمندي غارت گرانه و شهوت راني سيري ناپذير موجب عدم امنيت در همه جهات شد و در يك كلام تزوير، دروغ، ريا، خيانت و ... در همه زندگي و اختلاف اجتماعي انعكاسي گسترده يافت به طوري كه اين كارهاي زشت به يك عادت مزمن تبديل شد، از سوي ديگر بعلت عدم امنيت در مراكز قدرت سوءظن شديد و ترس ناشي از آن، در درون و بيرون حاكميت مسلط بود و در نتيجه برادر عليه برادر، پسر عليه پدر، زن عليه شوهر و سلطان عليه وزير و ... در توطئه و دسيسه چيني فعاليت داشتند به اين نوع كه هيچ كس به فرداي خود ايمن نبود و به هيچ كس اطمينان نداشت.

بديهي است، اكثريت مردم كه خارج از محدوده حكومتي بودند و نمي دانستند به ساز كدام قدرت بايد برقصند، چه مي توانستند كنند، بنابراين اين دورويي، بي ايماني، ياس، اندوه، خشم، دشمنام، پناه بردن به عالم هپروت و سير در ملكوت و جادوگري و صوفي منشي و لاابالي گري و ... حاصل اين دوره براي مردم بوده است.

به هر حال عدم امنيت عمومي، غارت، كشتار و ويراني شاهان و نداشتن هيچ اصول، طرح و برنامه اجتماعي باعث شده بود تا مردم شور و اشتياق لازم جهت كار و توليد زيادتر را نداشته باشند، كسي در انديشه ابتكار نباشد و جامعه پويا و فعالي نداشته باشند؛ اگرچه بعضي از خردمندان اجتماعي تسليم پذيري ايرانيان را مقابل اعراب، يورش مغولان، هجوم افاغنه و بالاخره روحيه نوكري سفارت خانه هاي خارجي در شرايط آن روز را ناشي از شيوه حاكميت و اصول قبيله اي مي دانند.

ولي تجربه نشان داده است كه در صورت پيدايش يك هسته مديريت آگاه، فعال، سالم، دلسوز و آشنا به مسائل جهاني مي توان از بن بست رهايي يافت، مشروط به اين كه از همه وسايل ممكن به نحوي صحيح و منطقي و در نهايت آزادي استفاده كرد، براي اثبات اين ادعا مي توان از دوره كوتاه حكومت ملي دكتر مصدق ياد كرد با اين كه ملت ايران در طول تاريخ از ثمره آزادي به كلي بي بهره بود مع الوصف چون حكومت ملي دكتر مصدق بر اراده مردم تكيه داشت و قلب بخش عظيمي از مردم با آن بود، علي رغم مشكلات و توطئه هاي داخلي و خارجي توانست در پناه آزادي و همت مردم بر مشكلات فائق آيد.

اين يك فرضيه تحليلي و يا يك پندار دامي نيست كه عرضه مي شود، بلكه تجربه اي است كه براي اولين بار فرزندان اين مرز و بوم با پوست و استخوان خود آن را لمس كرده بودند، بنابراين جا دارد همه روشن فكران و دانشگاهيان و ... با تشكل، تمركز و تشكيل احزاب سالم و مستقل در نهايت آزادي و تحمل عقايد مختلف بهترين راه و اصول بازسازي همت، لياقت و شخصيت خويش را به كار گيرند تا با تغيير چهره جامعه به داشتن ايراني آزاد و آباد مطمئن باشند.

در اين فرهنگ نوين است كه فرزندان آگاه و غيور ايران با تكيه بر معناي تاريخ سرنوشت خويش را تحت سيطره مي گيرند و با لياقت و همت از ميان انبوه نظرات و عقايد و آرا به خلاقيت و بازآفريني مي پردازند و به قول گوته «تنها كسي لياقت زيستن در آزادي را دارد كه هر روز نبرد را از سر گيرد.»

كتاب «زمان هاي سوخته»، نوشته سيد نوري كيانفر كوششي صادقانه و به دور از هر نوع كژانديشي و پيشينه هاي ذهني در جهت شناخت و ترسيم واقعي و عيني يكي از نيرومندترين و موثرترين پديده اجتماعي و نهاد دموكراسي است.

واقعيت تلخ اين است كه هنوز فلسفه وجود احزاب، نقش و اثر اجتماعي آن در  دگرگوني جامعه ناشناخته مانده و نسل جوان از كم و كيف آن، ماهيت و واقعيت احزاب، آگاهي كافي و لازم را ندارند که اين كتاب اين آگاهي هاي لازم را به جوانان مي دهد و آنها را با تاريخچه احزاب از مشروطيت تا عصر حاضر آشنا مي كند.

لازم به ذکر است، كتاب «زمان هاي سوخته» را نشر جامعه به چاپ رسانده است./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار