لب نگشودم اما سوختم، ساختم ...
محمدرضا محقق- بخش ادب و هنر؛ اگر خشونتهاي تصويري و كلامي و حجم انبوه اضطراب و استرس تلقيني به مخاطب كه از طرق مختلف انجام مي گرفت، كمتر مي شد، بي ترديد سريال «زير هشت» اثر قابل دفاع تري از كار در مي آمد.
حركتهاي دوربين و لرزشهاي تصويري، كادربنديها و قاب بنديهاي غيرمتعارف و تكان دهنده، موسيقي، كلام، حركات بازيگران و در كل ميزانسن تصوير، در پديد آمدن اين حجم از خشونت كه قدري از آن البته بديهي و قابل قبول و تحمل و توصيه پذير است، موثر افتاد.
«زير هشت» در فيلمنامه و اجرا، كار ارزشمندي از آب درآمد و شك نبايد كرد كه بهترين اثر سيروس مقدم است؛ سريالي كه نه سمبل كاريهاي متعارف را ادامه داد و نه به سطحي پسندي و فريب مخاطب و داستانهاي تكراري و سوژههاي نخ نما و المانهاي متعارفشان باج داد و وقعي نهاد.
«زيرهشت» با آن فيلمنامه خوب و ديالوگهاي جذاب و زيبا و منطقياش حافظه شنيداري و تربيت بصري مخاطب را با تمام معايبش افزايش داد.
اما نكتهاي كه در اينجا قصد نگارنده براي اشاره به «زير هشت» نه سرويس مقدم است، يكي ديالوگ نويسي خوب و قابل دفاع و ارتقاي فيلمنامه است كه كار دوست داشتني سعيد نعمت الله تقريباً كما في السابق است و ديگري نوع ميزانسن دهي كارگردان در برخي سكانسها.
ديالوگ ها جذاب، موجز، زيبا و نوازندهاند، از كليشه گوييها دور شده و بر ارزشهاي شنيداري و استفاده از واژه گوييهاي درست و واژه گزاريهاي بجا تاكيد گرديده است.
ديالوگ ها در ساختار فيلمنامه هم متناسب و زيباست، در نهايت، كار سعيد نعمت الله در تلاقي با ساير مولفههاي سريال، دقتمندي و ارزش گرايي بيشتري را به نحوي قابل دفاع از حيث ساختار و محتوا به عنوان يك سيستم واحد از آن خود مي كند.
ديگر آن كه ميزانسن هاي مقدم در بعضي سكانسها خيلي چشم نواز، درست و در بردارنده حس فيلم و داستان آن است. با رعايت تمام ويژگيهاي تلخ و غمزده و مضطرب داستان.
كاملاً معلوم است كه روي اين سكانسها چقدر فكر شده و چقدر از ويژگيهاي زيبايي شفاهي تصوير در هر چه درست تر و زيباتر در آوردن آن بهره گرفته شده است.
«زير هشت» در مقايسه با ساير سريالهاي در حال پخش از شبكههاي ديگر سيما اثري قابل دفاع و حتي خاطره انگيز شده است؛ خاصه با آن موسيقي زيبا و تيتراژ و پايان بندي بسيار اثرگذار./انتهاي پيام/