سينما سادگي!
محمدرضا محقق- بخش هنر و ادب؛ اولين چيزي كه درباره «ناسپاس» به ذهن متبادر مي شود، سهل و ساده بودن آن است. فيلم خيلي سر راست و يكدست و بي مقدمه و پيچش و ادا و اطوار، مي رود سر وقت داستان اصلي اش و در روايت آن هم، كاملاً مستقيم و يكنواخت عمل مي كند و گويي تنها چيزي كه براي سازنده فيلم اهميت داشته، اين بوده است كه اين داستان را روايت كند.
داستاني درباره دو تن از پهلوانان يهودي روزگار حضرت موسي (ع) و نزاعي كه با قتل يكي از آن دو در مي گيرد و معمايي كه به دنبال جستجو براي پيدا كردن قاتل او طرح مي شود و پاياني غير منتظره که با گير افتادن همرزمش براي مخاطب پديد مي آيد.
«ناسپاس» داستانش را خيلي تصويري و بدون پيچش هاي مد روز سينماي امروز دنبال مي كند و در اين راه، همه چيزهاي ديگر فيلم هم از همين متد پيروي مي كنند.
بازيگران، بازي هاي رو و روان و يكدستي دارند و از فرم چهره و نوع لباس و لوكيشن گرفته تا ديالوگ ها و رفت و آمد و غيره همه چيز در خدمت همين فضا و موقعيت است.
فيلم، ظاهراً آسيب خاصي ندارد و اگر تماشاگر و مخاطب آن، همين بيان به تصوير درآمده يك داستان تاريخي را داشته باشد به احتمال زياد از تماشاي آن راضي خواهد بود.
اما آيا مي توان پذيرفت كه توقع تماشاگران امروزي از يك اثر سينمايي همين است و بس؟! آيا مي توان پذيرفت كه يك اثر سينمايي هيچ نشانه گذاري خاصي براي مخاطب امروز از امروزي شدن مولفه هاي سينمايي اش نداشته باشد؟ به اين معنا كه بيان تصويري يك واقعه تاريخي، اولاً از قدرت تاويل و تفسير و روز آمد شدن بازانديشي درباره آن بهره مند باشد و ثانياً استفاده از روايت و چينش مولفه هاي بصري و ساختاري فيلم، به نوعي و بر اساسي باشد كه بتواند مخاطب امروز را آن چنان كه بايد و شايد درگير كند.
به بيان ساده تر، مخاطب امروز سينما و تماشاگران سينماي امروز به چه دليل و بر پايه كدام جذابيت بايد پاي فيلم «ناسپاس» بنشيند و آن را تا آخر تحمل كند؟
قبول داريم كه فيلم، فارغ از اين بحث، ايراد فني قابل توجهي ندارد و ميزانسن ها بر اساس يك داستان «پدربزرگ»ي درست است و چينش لوكيشن و آدم ها و بازي ها درست و درمان است، اما آيا اين تمام آن چيزهايي است كه يك اثر سينمايي در جهان كنوني هنر هفتم و اتمسفر خاصش بايد دارا باشد؟
«ناسپاس» تجربه تازه اي به جهت فرم و شكل – تاريخي بودن – در كارنامه حسن هدايت است. نوع فيلمسازي او كه از سريال جنايي تا ملودرام عاشقانه و اينك در فضاي فيلم تاريخي تطور داشته، مي تواند يادآور اين نكته باشد كه او هنوز در پس گذر اين همه سال و تجربه، نتوانسته نوع سينماي خاص خويش را كه بازگوينده و نشانگر خلاقيت و توانايي هاي او باشد، بيابد.
«ناسپاس» با اين ويژگي ها و آن رويكردها چه جايگاهي براي مخاطب امروز سينما در ايران دارد؟ چه جايگاهي؟/انتهاي پيام/