نگاهي به وضعيت سينماي ايران به لحاظ ساختار صنعتي و ويژگي هاي تصويري
آخرین اخبار:
کد خبر:۸۷۶۶۰
وقتي از سينماي ايران حرف مي زنيم

نگاهي به وضعيت سينماي ايران به لحاظ ساختار صنعتي و ويژگي هاي تصويري

سينماي ايران از جهت كلي و به لحاظ ذاتي و نيز از نظر مطالعه بتني عنصري فقرزده است و نه چندان متكي به پشتوانه اقتصادي.

محمدرضا محقق - بخش ادب و هنر؛ با نگاهي به مجموعه آنچه تحت عنوان سينماي امروز چه به لحاظ هنري و چه صنعتي و نيز رسانه اي شاهد هستيم با موقعيتي افتان و خيزان كه شامل گره ها و بارقه هايي در جهت حركت تكاملي خود است، مواجه مي شويم.

سينمايي كه بيش از يك صد سال از تولد آن مي گذرد و هنوز با چيزهايي دست به گريبان مي باشد كه از مقتضيات يك سينماي تازه متولد شده است.

سينمايي كه در حين پيشرفت و تكامل در برخي عرصه ها و رونمايي استعدادهايي در بعضي زمينه ها و حتي عرضه آثاري شاخص و در حد سينماي جهاني هنوز از نقاط كور زيادي رنج مي برد و نيازمند تطبيق و تمركز جدي بر روي مباني خود در جهت اصلاح آن است.

سينماي ايران از جهت كلي و به لحاظ ذاتي و نيز از نظر مطالعه بتني عنصري فقر زده است و نه چندان متكي به پشتوانه اقتصادي.

دلايل متعددي موجب اين ساختار معيوب و در عين حال فربه است. يكي از اين دلايل متكي بودن اين سينما به منابع دولتي است. آنچنان كه اگر عقبه و حمايت مالي دولت از سينماي ايران گرفته شود با موجودي سخت فقير و بي برگ و پي روبرو خواهيم بود كه عنقريب فرو خواهد ريخت و وجود نخواهد داشت.

شكي نيست كه متكي بودن اين سينما آن هم به شكل اين چنيني به بودجه هاي عمومي و منابع مردمي يا همان بيت المال خود موجبات پديد آمدن وضعيتي ناقص الخلقه و عجيب و قريب براي اين سينما شده است.

حمايت از سينماي ايران در ساختار دولتي بدون هيچ تعريف روشن و تدوين شده اي صرفاً فراهم آورنده نمايي سردرگم براي پر سنگلاخ و در عين حال پر هزينه و كم فايده است كه سينماگران، مخاطبان و حتي صاحبان بودجه هاي دولتي را به يك سردرگمي مبتلا كرده و هر روز بر كور بودن اين گره، و تلاطم اين كلاف سر در گم افزوده است.

سينماي ايران در حالت فرضي دولتي بودن عبارت است از موجودي ميان سفارشي سازي، جلوگيري از نابودي كامل و در عين حال موجباتي براي بيلانه كار فراهم شدن براي مديران سينمايي و در اين ميان هر از گاهي اتفاقي و حادثه اي در ميان ده ها فيلم از جنس تولد يك اثر خلاق و آفرينشي از جنس سينماي ملي آن هم به مدد رفتار سينما ورزانه و هنر گرايانه يك هنرمند و نه در پي ساز و كاري مشخص و يا برنامه و حصول يك حركت جمعي و مسئولانه.

ديگر اينكه به طبع و طبعاً اين سينما شايسته عنوان «صنعت» نيست؛ چرا كه يك چرخه توليد سالم ندارد و موجودات مشغول در آن به هيچ عقبه و آينده حرفه اي مشخص و قابل تكيه و اطمينان صرفاً به رفع رجوع امرو روزمره اي مشغولند كه زاييده همان شرايط ناشي از دخالت هاي دولتي و البته بيشتر مالي و سفارشي صاحبان سفارش و ديگران است و البته عناصري كه در گير و دار اين سازوكار معيوب و غير فرهنگي – اگر نگوييم ضد فرهنگي – توليد شده و رشد مي كند كه نه هنرمندند و نه مولف و پديد آورنده آثاري در خور انقلابي عظيم و ديني كه سال هاست در اين كشور رخ داده و قرار بوده تمام عرصه هاي زندگي و معتبرتر و مهمتر از همه عرصه فرهنگ و هنر را در رودخانه حركت عظيم ملي مردم شسته و رفته و به جرياني جديدي و با هويتي ديگر تبديل سازد.

فقري كه گفتيم اما جلوه هاي گوناگوني در ساحت هاي متعدد سينمايي دارد چه در نرم افزار سينمايي و چه در سخت افزار آن و جالب آنكه اين فقر نرم و سخت در تبادلي تنگاتنگ ارتباط دو بعد دروني و بيروني را نمايان تر ساخته است.

سينماي ايران به همان اندازه كه سالن نمايش استاندارد ندارد، امكانات ساخت ندارد. بازيگر معتبر و مولف متناسب با نقش هاي درخور ندارد و ... .

اين سينما در عين حال در مهترين عامل فقداني خود فيلمنامه خوب ندارد از اقتباس هاي ادبي فاخر در آن خبري نيست و ... و اين شرايط يعني به جلوه آمدن ساحت هاي مختلف فقر در يك موقعيت  و اينجا در «سينما».

سينماي ايران با توجه به عقبه و پشتوانه فكري غني و مردمي اش كه نمونه هايي از آن را در اثناي دهه 70 شاهد بوديم مي توانست مولد و موجود حركتي عظيم و معتبر در قاموس سينماي ملي و در هيئت هنري مردمي باشد و غناي والا به اين فضاي سينماورزانه در مرز وب وم ايران ببخشد اما با تاسف در اراده معطوف به تمركز گرايي حل شده و بي آنكه بتواند قطره اي از عقبه ملي و ديني خود را در حركتي توليدي به مصاف و ميدان عرضه و عرصه رقابت جهاني بنشاند هنوز موجودي سر در گم و چيزي ميان بودن و نبودن باقي مانده!

بايستي انديشيد كه كدام راه ها براي عبث شدن ريل اين قطار هنوز در ميان فضاي مردمي و توانايي هاي بالقوه اين سينما باقي مانده است و با جستن آن راه ها و به مدد هنرمندان متعهد و مسلمان بار ديگر به روزهاي پر از بارقه و اميد كه در اواسط دهه هفتاد تجربه كرده ايم و اين سينما را به خاطره اي دلپذير برايمان تبديل كرده، برگرديم./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار