برنامههاي تجملي صدا و سيما رشته فعاليتهاي جهادي را پنبه مي كند
به گزارش گروه فرهنگي «شبکه خبر دانشجو»، دانشجويان جهادي در حالي روز چهارشنبه به ديدار رهبر معظم انقلاب مي روند كه دغدغه هاي فراواني در ارتباط با اردوهاي جهادي دارند.
آنچه مي خوانيد نمونه اي از اين دغدغه ها و درددل هاست به محضر سكاندار كشتي انقلاب:
عرض سلام و ادب محضر ولي امر مسلمين امام خامنهاي و جهادگران عزيز.
به طور حتم و يقين اين جمع حتي عزيزاني كه توفيق شرفيبابي به محضر حضرتعالي را نداشتند هستند كساني كه لياقتشان و توانمنديشان براي صحبت در اينجا بسيار بيشتر از بنده بوده ليكن قرعه كار به نام من ديوانه زدند و حقير به نمايندگي از تمامي جهادگران خدمت رسيدم.
همون جهادگرايي كه الان توي دانشگاهها طلايه دار گفتمان امام و انقلاب يعني خدمت به محرومان و مستضعفان به عنوان ولي نعمتان ما هستند، همون جهادگرداني كه تداعي كننده رزمندگان چزابه، فكه و طلايهاند.
همون جهادگرايي كه بازوان اجرايي تحقق سند چشم انداز 20 ساله و ضامن پيشرفت و عدالت هستند.
همون بچه جهادهايي كه به فرمان امامشان حضرت امام خامنهاي تمام توانشان را به ميدان آوردهاند و تا آخر ايستادهاند، همون بچه جهاديهايي كه با گريههاي بچههاي لرستان و كرمان و سيستان و هرمزگان زار زدند و با لبخند بچههاي چهار محال و ايلام و خوزستان و كهگيلويه خنديدند.
آقاجان لبخند ما از به اتمام رسيدن كار ساخت يك مسجد از جنس ديگر لبخندها نيست، لبخند ما از شادي مردم نجيب شريفي است كه محروم هستند و شادي ما به سبب تاسيس پايگاه حكومتي حضرت مهدي (عج الله) است.
آقاجان گزارشات و دستاوردها، نقاط ضعف و قوت، موانع و راهكارها و اينچنين مباحث به حضورتان ارائه گرديده و مي شود و جنس صحبت من درد دل است.
حضرت آقا اگر اين دانشجويان به خود رنج هجرت مي دهند و خاك جهاد بر چهره مي نشانند به معني آن است كه قبول كردهاند در گوشه و كنار اين مملكت كمبودهايي هست و براي رفع آن آستين همت بالا زدهاند و اگر گلايهاي مطرح مي شود به معني خستگي، دلزدگي و شكايت نيست اما چه كنم كه سينهام تنگ است.
اولين ايراد و گلايه ما از صدا و سيما به عنوان اصلي ترين مرجع فرهنگ كشور، در مناطق محروم به عنوان تنها فرهنگ ساز است. سريالها و برنامههاي لغو و صرفاً وقت پركن، مملو از آميزههاي تجملي و مصرف گرايي تمام رشتههاي فعاليتهاي فرهنگي روحانيون ودانشجويان ما را پنبه مي كند و برنامههايي كه فقط در قسمتهايي از شمال شهر تهران تهيه شده و براي تمام مردم ايران پخش مي شود. چرا كارگردانان و مجموعههاي دست اندركار سيما به ديگر مناطق اين كشور سري نمي زنند؟ تمام حمايت مجموعه رسانه ملي از حركتهاي جهادي محدود به پخش چند مستند بي كيفيت چند دقيقهاي در ساعتهاي كم بيننده تلويزيون است آيا به جاي اين همه تبليغات تلويزيوني تشويق مردم به سمت فرهنگ مصرف نبايد روحيه قناعت، مضامين اسلامي و فرهنگ عفاف و حجاب را ترويج نمود؟
دومين گلايه از برخي مسئولان است چرا دانشجويي بسيجي ما براي تامين يك وسيله نقليه جهت تردد در مناطق محروم بايد به سراغ انبارها بروند آن وقت چرخ از يك ماشين، باتري از يكي ديگر، استارت از يكي ديگر؟
اتومبيلي كه مي بايست دانشجويان را از كوه و گردنه عبور دهد، كه اين معضل يا به خاطر عدم همراهي مسئولان سپاه با اين جريان است و يا به خاطر نبود تجهيزات و امكانات مناسب كه در هر حل بايد تدبيري انديشيد.
اما موضوعي كه باعث به وجود آمدن بسياري از مشكلات پيش روي گروه هاي جهادي مي شود عدم وجود قوانين و مقررات مشخص و واحد است كه نقش تسهيل كننده را داشته باشد. اكثر قوانين موجود به صورت بخش نامه، تفاهم نامه يا مصوبات كميسيوني است كه بار حقوقي چنداني نداشته و الزام آور نمي باشد و همين امر باعث برخورد سليقه اي در سه بخش روساي دانشگاهها، مسئولان اجرايي و مسئولان سپاه با اين حركت مي شود در حالي كه به نظر مي رسد تهيه بستر قانوني مناسب پس از چند سال از شكل گيري و اوج گيري اين حركت و نهادينه شدن آن ضروري مي باشد.
اما حضرت آقا! سربازان شما در اردوهاي جهادي از فضاي حاكم بر اجتماع و بدنه اجرايي راضي نيستند فضاي حاكم، فضاي نشاط، تحرك و بالندگي و اميد و تلاش و در يك كلمه فضاي جهادي نيست.
نهادينه كردن فرهنگ همت مضاعف و كار مضاعف با استعانت از روحيه جهادي حاصل مي شود. قوه مجريه ما، قوه قضائيه ما، قوه مقننه ما،احتياج به ايجاد گسترش روحيه جهادي دارد. بايد براي رفع مشكلات، جهاد اداري تعريف كرد.
بچههاي بسيج دانشجويي، بچههاي گروههاي جهادي آمادگي اين حركت را به شرط فراهم شدن بسترهاي مناسب دارند و اما در بخش پاياني سخنانم از حضرت عالي استدعا دارم با نصايح پدرانه خود برخي از مشكلات كه در مجموعهاي خود شاهد آن هستيم را رفع نماييد.
مشكلاتي از قبيل تخصيص بخش زيادي از زمان و توان بسيج دانشجويي ما به اردوهاي جهادي و غافل شدن از برخي كارهاي ديگر بدون برنامه و چشم انداز وارد عرصه فعاليت شدن، وجود اختلاط و شرايط نه چندان مطلوب، داشتن روحيه طلبكارانه در برخورد با مسئولين و مردم.
در پايان بار ديگر با مولاي خود عهد مي بنديم كه تا آخرين نفس و رمق دست از ياري نايبش بر نداشته و ذرهاي از آرمان ها و اهداف خود عقب نشيني نكنيم.
از اينكه مصدع اوقات شريف شدم عذرخواهي نموده و از حضرتعالي و كليه عزايزان جهادگر التماس دعاي شهادت دارم. (والسلام عليم و رحمه الله و بركاته)/انتهاي پيام/