چيزي ميان در جازني و فرار به عقب!
آخرین اخبار:
کد خبر:۹۰۳۳۴
بررسي وضعيت ابتذال در سينماي امروز

چيزي ميان در جازني و فرار به عقب!

وضعيت امروز سينماي ما به چه مي ماند؟ به طفل يتيمي که در معرکه مبتذل سازان و جشنواره پرستان گرفتار آمده و راه رهايي ندارد.

محمدرضا محقق - بخش ادب و هنر؛ وضعيت امروز سينماي ما به چه مي ماند؟ به طفل يتيمي که در معرکه مبتذل سازان و جشنواره پرستان گرفتار آمده و راه رهايي ندارد؟

به بارقه اي شيدا و خاطره انگيز که از سال هاي زيباي جهاد و رشادت برجاي مانده و حالا ديگر نحيف و آسيب پذير شده؟

وضعيت عمومي و حداکثري سينماي امروز ايران در معرکه اين فيلم هاي مبتذل و آبگوشتي که سطح سليقه مخاطب را به صد سال پيش عقب رانده اند به کجا خواهد انجاميد؟

آثار بسازبفروشي که گاه عنوان سينماي بدنه را به خود «مي گيرانند» و اوقاتي نيز در لفافه هايي هرچند نچسب از افه هاي شبه روشنفکري گرفته تا مقادير معتنابهي رفتارهاي اپوزيسيوني، خلق را متحير مي کنند که اينبار ديگر قصه چيست، واقعا؟!

نکته قابل توجه اما هميشه اين است که اين قماش آثار به شدت هنرورزانه، معمولا از دري وارد مي شوند که في الواقع پنجره هم نيست، اگر باشد سوراخي است راست کار موش ها، «هنر»!

بله دقيقا هنر واژه معصوم و دورافتاده¬ اي است که از پس ابرهاي بيسوادي و هوچي گري و نمي دانم ديگر چه چيزهايي – احتمالا- روزگار غريبي را براي ما نسل چندي ها رقم زده. در مقابل طيفي خاص که دم از «ارزش ها» - به درست و حق يا نادرست و ابتر- مي زنند،اين جماعت هنرمند – العياذ بالهيچکاک!- حنجره مي دوانند که ما «سينما» مي خواهيم و نبايد گذاشت بميرانندش.

گردآمدگان عصر انفجار اطلاعات در زير چتر سوادهاي روزنامه اي اما بي خبر از اينکه، تنها متاعي که اثرش در اين بازار شام شوم نيست، همان برتر از گوهر، «هنر» است.

اين بار اما عليرغم ميل ظاهري و باطني اين جماعت پرحرف مدعي بي سواد، قصد داريم علنا از باب دفاع از ساحت «هنر» آن هم براي «هنر» و نه هيچ ارزش ديگري وارد شويم. که هنر اگر به فرموده حضرت امام(ره) «دميدن روح تعهد در کالبد انسان هاست»، ديگر کدام ارزش را اساسا ياراي همياري و همقدمي اوست؟!

مي‌توان با گذر از مباحثي همچون عرق ملي، ارزش هاي اسلامي و شئونات اخلاقي و... که متاسفانه يا خوشبختانه کلماتي به شدت فراخ و داراي قابليت تاويل و تفسيرهاي متعدد و متنوع (خاطر شريفتان هست بحث راههاي رسيدن به خدا؟!) و بعضا عوامفريبانه و مغرضانه و... هستند به مباحث فني و بيرحم «هنر» بپردازم.

بگذار يک نفر هم در اين ابتلا و بلبشو و- تو بگو گفتمان و تضارب و تعامل و...- نه از باب هاي مهم و محترم و داعيه دار ديگر، بلکه فقط و فقط من باب «هنر» وارد شود و مثلا چرتکه بياندازد که اين به اصطلاح فيلم عزيز يا آن يکي شاهکار منحصر به فرد، به لحاظ «سينماورزي» و دانش و هوش و به عبارت ديگر سواد سينمايي کجاي کارند و چه در انبان دارند؟

بگذار براي يکبار هم که شده فرصتي براي کسي فراهم نشود که پشت حواشي سايه بر آفتاب حقيقت «هنر» با لفاظي و بازي با کلمات مخفي شود يا از رانت انفجار رسانه اي بهره بگيرد و ما را از آن کسي برآورد که غربال به دست دارد و لاجرم از عقب کاروان مي آيد، هرچند نتواند!

گو اينکه درباره يک اثر سينمايي، هرکس به تناسب فهم و حرفه و انديشه و مناط سنجشش مي تواند و بايد اظهار نظر کند و در آن وادي خاص که تخصصش را دارد سره از ناسره بازشناسد.

مثلا فيلسوف حق دارد از باب فلسفه هستي و انديشه شرقي- مثلا- در باب آثار سينمايي به نظرگاهي دست يازد يا عالم ديني من باب حفظ شئون ديني و ترويج عاطفه مذهبي و جلوگيري از رشد و نمو فساد و فحشا اظهارنظر کند و ديگران  هريک، حتي تحت لواي اين اصل مسلم و موکد ديني، يعني «امر به معروف و نهي از منکر» از منظر فهم و دقت خود و البته بنابر دقايق علمي و مناط هاي منطقي هر حوزه، به اظهارنظر بپردازند. که اين است راه صواب و ثواب./انتهاي پيام/ 

پربازدیدترین آخرین اخبار