غلبه روزافزون نفسانيت در طيفي از جامعه هنري- ادبي
به گزارش گروه فرهنگي «شبکه خبر دانشجو»، محمدرضا سرشار در يادداشتي با عنوان «غلبه روزافزون نفسانيت در طيفي از جامعه هنري- ادبي» به انتقاد از بيتقوايي در عرصه فرهنگ پرداخت.
اين نويسنده و داستان نويس در يادداشت خود نوشته است:
در گذشتههاي نه چندان دور، پرهيز از ريا و خودنمايي، به نيت حفظ خلوص عمل و جلب هرچه بيشتر رضاي پروردگار متعال، فضاي هنري و ادبي جامعه را نيز به شميم خود معطر ساخته بود. چه هنرمندان متدين و مخلصي، كه چه بسيار آثار ارزشمند و ماناي هنري را با نيت خالص و قصد قربت پديد ميآوردند و به هيچ عنوان حاضر نميشدند نام و امضايشان را پاي آن آثار بگذارند. (به همين سبب نيز هست كه پديدآورندگان تعداد زيادي از آثار ارزشمند هنري متعلق به قرون و اعصار گذشته، بر مردم همروزگار و دورانهاي بعد آن هنرمندان، پوشيده مانده است و خواهد ماند، تا ابدالآباد.)
امروزه اما - متاسفانه - با ضعيف شدن ايمانها، و در نتيجه اخلاق - ، نه تنها مطلقا بيننده وقوع چنين رويدادهايي نيستيم - كه البته تا اين جايش را شايد نتوان زياد ايراد گرفت - كه به عكس، شاهد ظهور و بروز معدود افرادي در عرصه فرهنگ و ادبيات و هنريم، كه با استفاده از نجابت عدهاي و بيخبري عدهاي ديگر، در تلاش مصادره كارها و حاصل تلاشهاي فرهنگي، هنري، ادبي و اجتماعي ديگران به نام خود، يا نسبت دادن امور و فعاليتهاي ناكرده به خويش، به قصد فراهم آوردن كارنامهاي نداشته در اين عرصه، براي خويشتناند و جالب اينكه، هنگامي هم كه كساني پيدا ميشوند كه - ولو محترمانه - به قصد آگاه سازي ديگران و جلوگيري از سوء استفادههاي آتي آين قبيل افراد، از آنان براي مدعاهايشان طلب مدرك و دليل ميكنند ، به مصداق ضرب المثل مشهور «دست پيش را بگير تا پس نيفتي» - و به قصد به فراموشي كشاندن كذب ادعايشان، به جوسازي و سم پراكني عليه اين افراد و زدن تهمت به آنان ميپردازند.
از اين نمونه است نويسندهاي كه اخيرا در سايتي ادعا كرده بوده كه مثلا عمر و جوانياش را بر سر فلان جايزه ادبي فلان تشكل گذاشته؛ در حالي كه جز يك دوره دبيري آن با احترمات فائقه، هيچ كار خاصي براي آن نكرده بود؛ بلكه، به عكس، كساني ديگر هم فكر و پيشنهاد آن جايزه را مطرح كرده و هم به فراهم آوردن مايحتاج و بودجه آن در دورههاي متمادي پرداخته بودند؛ بيآنكه جايي به بيان اين فعاليتهاي خود پرداخته باشند. يا همو در جاهايي ديگر مدعي شده بود كه ... و .... كارهاكرده است، در حالي كه موضوع يا اصولا به آن شكل نبود و يا بسيار كوچكتر و كم اهميتتر از آن بود كه او جلوه داده بود.
خداوند عاقبت جامعهاي را كه مدعيان فرهنگ و ادب آن چنين افرادي هستند، ختم به خير فرمايد؛ و به آگاهان از پشت پرده مسائل، اين جرئت و ازخودگذشتگي را بدهد كه بي ترس از هتاكيها و بياخلاقيهاي چنين افرادي، به وظيفه روشنگري خود عمل كنند. نيز، به جامعه مخاطبان، اين قدرت تجزيه و تحليل و آگاهي را بدهد، كه به سادگي و به صرف ادعا، فريب اين قبيل القائات ناصواب را نخورند./انتهاي پيام/