شهدای مدافع حرم - صفحه 12

شهدای مدافع حرم - صفحه 12

آخرین اخبار:
برچسب - «شهدای مدافع حرم»
رئیس انجمن چشم پزشکی ایران:
رئیس انجمن چشم پزشکی ایران، با عنوان این مطلب که گروه چشم پزشکی همواره با تعرفه‌های مصوب به مردم خدمت می‌کنند، گفت: جامعه چشم پزشکی، از بیمه‌ها انتظار دارد که به تعهدات خود عمل کنند.
کد خبر: ۱۰۱۶۳۸۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۳/۲۷

«چخ چخی ها»با حضور خانواده شهدای مدافع حرم رونمایی شد؛
کتاب «چخ چخی‌ها»؛ نگاهی به نشاط و شوخ طبعی در زندگی و جهاد شهدای مدافع حرم، با حضور خانواده شهدای مدافع حرم و ناصر جوادی، نویسنده کتاب در مشهد مقدس رونمایی شد.
کد خبر: ۱۰۱۶۲۳۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۳/۲۵

یازدهمین دوره پویش کتابخوانی «کتاب و زندگی» با محوریت کتاب «مهاجر سرزمین آفتاب» از ۲۱ خردادماه ۱۴۰۱ فعالیت خود را آغاز می‌کند.
کد خبر: ۱۰۱۵۴۱۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۳/۲۱

گفتگو با خواهر شهید سیدهادی حسینی / قسمت چهارم
دیدم فامیل‌های شوهرم که نزدیک‌تر بودند، هی دارند می‌آیند؛ خانوادگی همه شان به خانه ما آمدند. گفتم چرا این‌ها همه شان دریک شب، نه دعوتی نه چیزی به خانه ما آمده‌اند؟!
کد خبر: ۱۰۱۵۲۸۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۳/۲۱


گفتگو با خواهر شهید سیدهادی حسینی / قسمت سوم
الان روی کارت‌های شناسایی‌مان تاریخ تولدمان را ۱/۱ زده‌اند، ولی خب همچین تاریخی درست نیست؛ چون افغانستان تاریخ تولد را یادداشت نمی‌کردند و کارت واکسن و این‌ها نداشتند.
کد خبر: ۱۰۱۴۸۸۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۳/۱۸

گفتگو با خواهر شهید سیدهادی حسینی / قسمت دوم
همان خوابی که اینجا دیده بودم دوباره خارج هم دیدم و دیگه نمی‌توانم ادامه بدهم. من خودم را، چون فدایی حضرت زینب کرده‌ام اینجا نمی‌توانم طاقت بیاورم.
کد خبر: ۱۰۱۴۶۲۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۳/۱۷

گفتگوی مشرق با همسر شهید جواد کاکاجانی / قسمت سوم و پایانی
شب جنازه‌ها روی کوه مانده بود. ما فردا صبحش رسیدیم آنجا؛ این‌ها دوازده تا ۲ ظهر شهید شده بودند؛ گروه دموکرات تا ۵، ۶ عصر روی سر جنازه‌ها نشسته بودند و ناهار خورده بودند و استراحت کرده بودند که...
کد خبر: ۱۰۱۳۸۵۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۳/۱۱

گفتگو با همسر شهید جواد کاکاجانی / قسمت دوم
ما یک هفته و خرده‌ای بود که خانه مامان اینهایم بودیم. گفتم الان یک هفته و خرده‌ای است اینجا هستم؛ خسته شدم؛ لباس مناسب نیاورده‌ایم؛ نمی‌دانستم اینقدر ماموریتت طول می‌کشد؛ خسته شدم؛ برگرد...
کد خبر: ۱۰۱۳۵۹۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۳/۱۰

گفتگو با همسر شهید جواد کاکاجانی / قسمت اول
در این یک سال خدا یک دختر هم به ما هدیه داد، اما متاسفانه قبل از اینکه دوره آقا جواد تمام شود، دختر ما هفت ماهه به دنیا آمد و متاسفانه زنده نماند؛ که همیشه خودش را مسئول می‌دانست و می‌گفت...
کد خبر: ۱۰۱۳۳۵۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۳/۰۹

گفتگو با یکی از سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی / قسمت پنجم و پایانی
اصلا ما رسانه نداریم؛ میزان پرتاب بوق صوتش کم است؛ داریم، اما پرتابش کم است. همین الان چقدر شیعه را دارند می‌کوبند در همه دنیا؟ ما نمی‌گوییم شیعه، چون ابزار ما وحدت است.
کد خبر: ۱۰۱۳۱۲۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۳/۰۸

گفتگو با یکی از سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی / قسمت چهارم
اقتدار حضرت زینب جلودار بود؛ حرم نمی‌تواند با ۴۰،۵۰ نفر در مقابل این همه آدم مقاومت کند. از حضرت می‌ترسیدند. از دور سوراخ سوراخش کردند.
کد خبر: ۱۰۱۲۸۹۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۳/۰۷


گفتگو با یکی از سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی / قسمت سوم
عبدالله المحیسنی وقتی می‌آید صحبت می‌کند، آدم بی خاصیت را با خاصیت می‌کند. می‌گوید که تو دو دقیقه دیگر کشته می‌شوی و در کنار پیغمبر می‌نشینی. نه اینکه بگوید با قاشق برو تا آنجا غذا بخوری... نه...
کد خبر: ۱۰۱۲۲۰۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۳/۰۳

مادر شهید «سیدناظرحسین حسینی» از شهدای لشکر فاطمیون پس از شش سال دوری به فرزندش شهیدش پیوست.
کد خبر: ۱۰۱۲۱۸۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۳/۰۲



گفتگو با یکی از سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی / قسمت دوم
من در آنجا بودم. ما ۱۰، ۱۵ تا تویوتا گذاشتیم تا به تخلیه مردم کمک کنیم. من با بچه هایم آنجا بودم. همه فیلم هایش را هم دارم. مردم آنجا وقتی می‌فهمیدند ما ایرانی هستیم، مثل بید به خودشان می‌لرزیدند.
کد خبر: ۱۰۱۱۹۴۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۳/۰۲

گفتگو با مادر شهید مهدی جعفری/ قسمت چهارم و پایانی
گفتم باشد؛ من بروم یک کلیه ام را در بیمارستان امین بفروشم برایتان لباس بخرم، به خدا همین طوری گفتم. بچه کوچکم ۵ سالش است نمی‌فهمد که می‌گوید مامان! کلیه را اگر می‌خرند؛ کلیه من را هم بفروش...
کد خبر: ۱۰۱۱۵۶۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۲/۳۱

گفتگو با مادر شهید مهدی جعفری/ قسمت سوم
شوهرخواهرم که فکر کنم در گلستان شهدا پیکر پسرم را خاک کرد، بعد از ۶، ۷ ماه که رد شدیم، به آبجی‌ام گفته بود (به من نگفته بود) که پسر آبجی‌ت خیلی بد طوری شهید شده بود؛ تکه تکه شده بود.
کد خبر: ۱۰۱۱۲۱۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۲/۲۸

پربازدیدترین آخرین اخبار