برادر شهیدم، زنده است! + عکس
گفتگو با خواهر شهید سیدهادی حسینی / قسمت پنجم
یک بار که خیلی حالم بد بود و هادی شهید شده بود، همین طور نماز ظهرم را نصفه خوانده بودم که یکهویی یادم آمد و فکر کردم روی دلم یک آتیشی گذاشته‌اند. کلا دلم می‌سوخت. به دخترم گفتم یک پارچه خیس کن و...
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
* :
آخرین اخبار