زمانی که مراسم تشییع یک رهبر ایرانی، به حماسهای در خاک عراق بدل شد
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، شاید بیمناسبت نباشد که پس از پیام اخیر رهبر انقلاب و قدردانی ایشان از مردم همدل عراق بهخاطر حضور باشکوه در مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب و حماسه کمنظیری که رقم زدند، نگاهی به بازنمایی رسانهای این رویداد بزرگ داشته باشیم. هر رویداد مهم، نخستین پرسشی که به ذهن رسانهها، خبرنگاران و روزنامهنگاران میرسد، این است که چگونه باید آن رویداد را برای مخاطب چارچوببندی کرد و با چه شاخصهایی آن را در ذهن او برجسته ساخت. مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب را میتوان یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران دانست؛ رویدادی که با توجه به جایگاه و اهمیت آن، برای همه ایرانیان واجد اهمیت بود.
اما آنچه ذهن فعالان رسانه، خبرنگاران، مستندسازان و مدیران رسانه را به خود مشغول کرده بود، صرفاً پوشش یک مراسم نبود؛ بلکه این پرسش بود که چگونه باید این واقعه را به گونهای روایت کرد که نهتنها مخاطب امروز، بلکه کسی که سالها بعد تاریخ این روزها را مطالعه میکند نیز بتواند درکی روشن از آن داشته باشد. مخاطبی که شاید نداند شهید سید علی خامنهای که بود، باید با دیدن این تصاویر و روایتها دریابد که در سومین هفته تیرماه ۱۴۰۵، چه رویداد تاریخی و سرنوشتسازی در ایران در حال وقوع بوده است.
وقتی عظمت جمعیت در قاب رسانه گم میشود
مراسم وداع در مصلای تهران، هرچند با سازوکاری نسبتاً منظم برگزار شد، اما مراسم تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب، آنگونه که انتظار میرفت، نه توانست رضایت و احساس عزاداران را بهطور کامل جلب کند و نه تصویری پرشکوه و پرصلابت از تشییع تهران به جهان مخابره کرد. هرچند هر کس شخصاً در خیابانهای تهران حضور داشت، بهخوبی حجم عظیم جمعیت را مشاهده میکرد، اما تغییر تصمیم مسئولان برگزاری مراسم باعث شد جمعیت در طول مسیر پراکنده شود. در نتیجه، بسیاری از افرادی که از ساعات اولیه صبح، از نقاط مختلف تهران و دیگر شهرهای کشور خود را به ابتدای مسیر تشییع رسانده بودند، عملاً در امتداد مسیر با پراکندگی جمعیت مواجه شدند و از انسجام و تمرکز مراسم کاسته شد.
روز پس از تشییع تهران، از ساعات پایانی دوشنبه ۱۵ تیر، موج عظیمی از عزاداران به سمت شهر قم حرکت کردند؛ بهگونهای که از آخرین ساعات شب، صحن مسجد مقدس جمکران مملو از جمعیت شد و مسیرهای منتهی به آن نیز با ترافیک سنگین خودروها روبهرو بود. روز بعد، آنچه از جمکران تا حرم مطهر حضرت معصومه (س) در قم دیده میشد، تصویری یکپارچه از خیل عزادارانی بود که از شهرهای مختلف ایران برای وداع با رهبر شهید خود گرد هم آمده بودند.
عراق؛ غافلگیری بزرگ قابهای رسانه
اما آنچه مراسم وداع و تشییع رهبر شهید ایران را به رویدادی تاریخی تبدیل کرد، الزاماً تصاویر ثبتشده در داخل ایران نبود؛ بلکه تصاویری بود که از ساعاتی پیش از آغاز مراسم تشییع در عراق، در رسانههای رسمی و فضای مجازی منتشر میشد. از بصره و نجف تا کربلا، آنچه مخاطبان را شگفتزده کرد، نحوه مواجهه مردم عراق با پیکر رهبر شهید در طول ۲۴ ساعت برگزاری این مراسم بود.
نخستین تصاویر زنده از فرودگاه، از همان ابتدا نشان میداد که قرار است عراق صحنه خلق یک تصویر رسانهای کمنظیر باشد. از چهرههای شاخص کشور عراق گرفته تا کارکنان فرودگاه و مردم حاضر در خیابان و حاضر در حرمها، همگی با احترام و تأثر در مراسم حضور یافتند و صحنههایی از سوگواری و همراهی شکل گرفت که توجه مخاطبان را به خود جلب کرد. در ادامه نیز مردم عراق از شهرها و روستاهای مختلف، خود را به مسیر حرکت پیکر رسانده بودند؛ جمعیتهایی که در امتداد دهها کیلومتری مسیر، تنها برای ادای احترام به رهبر شهید حضور یافته بودند و ارادت خود را به نمایش گذاشتند.
این تصاویر، علاوه بر آنکه بیانگر جایگاه و محبوبیت سید علی خامنهای در میان بخش قابل توجهی از شیعیان عراق بود، همدلی مردم عراق با کشور دوست و همسایه، ایران، را نیز در قاب رسانهها ثبت کرد؛ تصاویری که از منظر اثرگذاری رسانهای، ماندگارتر از بسیاری از تصاویر ثبتشده در داخل ایران شد. اتفاقی که باعث شد مراسم وداع و تشییع پیکر در شهر مشهد نیز تحت الشعاع استقبال عراقیها از پیکر امام مجاهد قرار بگیرد و آغاز رسمی مراسم مشهد با چند ساعت تاخیر از ۸ صبح به ساعت ۱۴ بعد ازظهر روز پنجشنبه ۱۸ تیر به تعویق بیفتد.
خداروشکر عراقیها به ایران نیامدند
به همین دلیل است که میتوان گفت:
«خداروشکر عراقیها به ایران نیامدند». این جمله نه از سر بیاعتنایی به حضور آنان، بلکه از منظر تصویر رسانهای قابل دفاع است. اگر بخش عمدهای از این جمعیت میلیونی به تهران میآمدند، در قاب رسانهای، تشخیص سهم ایرانیان و عراقیها از یکدیگر دشوار میشد و چهبسا برخی رسانههای خارجی، عظمت مراسم را به حضور اتباع خارجی نسبت میدادند. در مقابل، برگزاری مراسم عراق بهصورت مستقل، دو تصویر متفاوت، اما مکمل خلق کرد؛ نخست، تصویر حضور گسترده مردم ایران در مراسم داخلی و دوم، تصویر همراهی مردمی در کشوری دیگر که بدون هیچ الزام اداری یا سازمانی، برای بدرقه رهبر ایران به میدان آمدند.
از منظر ارتباطات، این دو قاب رسانهای ارزش بیشتری نسبت به یک قاب مشترک داشت. مخاطب جهانی وقتی تصاویر تهران و سپس تصاویر حاضر در نجف و کربلا را در کنار هم میبیند، با دو پیام مستقل روبهرو میشود: نخست، انسجام اجتماعی در داخل ایران و دوم، عمق نفوذ عاطفی و مذهبی این شخصیت در خارج از مرزهای ایران. اگر همه این جمعیت در تهران حضور مییافتند، این دو پیام در یک تصویر واحد ادغام میشد و بخشی از ظرفیت رسانهای آن از میان میرفت.
به بیان دیگر، عراق در این مراسم تنها میزبان پیکر رهبر شهید نبود؛ بلکه به تولیدکننده دومین روایت رسانهای این واقعه تاریخی تبدیل شد. روایتی که نشان داد تشییع یک رهبر سیاسی، در عین حال میتواند به رخدادی فراملی تبدیل شود و بازتاب آن، مرزهای جغرافیایی را درنوردد. شاید مهمترین تفاوت نیز همین بود؛ در عراق، پیکر رهبر شهید بر دستان مردم تشییع شد، نه بر خودروی حامل. این تفاوت صرفاً یک جزئیات اجرایی نبود، بلکه به خلق یکی از ماندگارترین قابهای رسانهای این واقعه انجامید؛ قابی که سهم مردم عراق در روایت تصویری این تشییع را برجسته کرد، در حالی که مخاطب ایرانی از تجربه مشابه آن در داخل کشور محروم ماند؛ و به همین دلیل است که میگوییم خداروشکر عراقیها به ایران نیامدند و این تصاویر متفاوت رسانهای ثبت شد.
نویسنده: مینا دهقان