البته طی یک سال اخیر اقدامات خوب و قابل تقدیری برای تحول در علوم انسانی توسط کارگروه علوم سیاسی شورای تحول و ارتقای علوم انسانی آغاز شده است که امیدواریم تلاشهای این گروه در این راستا به نتایج مطلوب بینجامد.
امری که به طور طبیعی از جریان انقلاب فرهنگی و در ادامه آن تحول در علوم انسانی انتظار می رود، چیزی جز یک حرکت عمیق و عظیم فرهنگی نیست؛ اما سوء برداشت های سیاسی امری اجتناب ناپذیر است.
از زمانی که بحث نشر، مالکیت فکری و ارزیابی و ارتقا دانشکاران و کنشگران علم در قالب آئیننامههای رایج ارزیابی و ارتقاء پیش آمد، خیلی از قواعد علمورزی و غایت آن (حقیقتجویی و کشف حقیقت) به هم خورد و جنبهای به سان کالا بودن و بنگاهی آن، نمود بیشتری یافت و سکوت، بیتفاوتی، سازواری و تن دادن به چنین قواعدی از سوی عاملان دانشگاهی نیز مزید بر این علت شده است.
نویسنده و محقق دانشگاهی گفت: لازمه تحول در علوم انسانی و اسلامی کردن علوم ایجاد یک چارچوب فلسفی –نظری خاص و مرتبط با علم الهی است، تا بتوانیم علوم انسانی را مطابق با ارزش ها و هنجارهای اسلامی و باید و نبایدهای شریعت تطبیق دهیم.
استاد دانشگاه گفت: باید این فرصت ایجاد شود که اندیشمندان بتوانند در کنار یکدیگر به بحث و تبادل نظر بپردازند. در واقع دیالوگ لازمه تحول در علوم انسانی است.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه علوم انسانی اسب تراوای غرب علیه ماست و به مراتب از روشنفکری بدتر است، گفت: ما امروز با یک اقدام سریع میتوانیم حداقل هشت تا ده کتاب درسی مضر را از سطح دانشگاهها جمعآوری کنیم.