هويت صنفي شيعه؛ حيثيتي پر خون و معصوم
مسلم بن عقيل براستي از مظلومترين شهيدان تاريخ اسلام است؛ كسي كه در اوج مظلوميت و مردانگي، زهر نامردمي را در كام خود چشيد و به ديدار معبود شتافت.
آنچه «مختارنامه» را از هر حيث، اثري ارجمند و تاثيرگذار كرده، همين توجه جدي ميرباقري به متن تاريخ و حيثيت شيعي وقايع است كه البته و صد البته با يك تسلط جامع و مانع بر هويت تصوير به منصه ظهور و بروز رسيده است.
اگر داوود ميرباقري بر هنر تصوير و كم و كيف آن اشراف حداكثري نداشت، اين تصاوير بكر و منقلب كننده و تاثيرگذار هرگز اين چنين قدرتمند ظاهر نمي شد و هرگز نمي توانست چنين ارجمند و معتبر به دل مخاطب راه يابد.
سريال «مختارنامه» نه قصد سوءاستفاده از تاريخ براي رنگ و لعاب دادن صرف به داستان پردازي اش دارد و نه تنها خود را مديون و مرهون تاريخ مي داند؛ آن چنان كه درام و داستان، برايش از اهميت ذاتي برخوردار نباشد.
«مختارنامه» جمع اين هر دو است و در اين راه تمسك به متن تاريخ و تسلط بر هنر تصوير و اشراف و پايبندي به اصول درام و داستان، اين مجموعه را بسيار دلپذير و تكان دهنده ساخته است.
يادمان هست در همين قسمت پيش وقتي مختار بر اسب خويش سوار شد و عزم كوفه كرد، پس آنگاه آن موسيقي تكان دهنده و محزون و باشرف آغازيدن گرفت و... دل از دل ما ربود!
سلام بر مختار ثقفي و سلام بر مختارنامه!
/انتهاي پيام/