کد خبر:۱۰۲۸۵۳
نگاهی به کتاب و فیلم اقتباسی «من قاتل پسرتان هستم» -1
تردید و تردد بر لبه تیغ
داستان «من قاتل...» پدیده موفقی بود. یک اجرای موجز و کوتاه از یک واقعه تکان دهنده و خیره كننده که به آنچه در پی اش بود به خوبی نائل آمد.
محمدرضا محقق - بخش ادب و هنر؛ در میان آثار داستانی که در حوزه ادبیات دفاع مقدس توانسته اند تاثیر شگفت آوری بر مخاطب خود گذاشته و ماندگار شوند مجموعه داستانی من قاتل پسرتان هستم اثر سترگ و تکان دهنده احمد دهقان حتما از نمونه های جدی و معتبر و اساسی است.
داستانی که با ردیابی بخش های مغفول مانده جنگ توانست مخاطب خود را از منظری دیگر به تماشای این تابلوی غرور آمیز و پر محنت و منقلب کننده فرا بخواند.
خاصه آنکه این داستان مورد اقتباس سینمایی هم قرار گرفت و یکی از تولیدات پرحاشیه سال های اخیر سینمای ایران را از آن خود کرد.
اما سوال اینجاست که آیا فیلم پاداش توانست اقتباس موفقی از یکی از مهمترین و بهترین آثار تولیدی در عرصه ادبیات داستانی سال های اخیر در کشور ما باشد؟
داستان «من قاتل...» پدیده موفقی بود. یک اجرای موجز و کوتاه از یک واقعه تکان دهنده و خیره كننده که به آنچه در پی اش بود به خوبی نائل آمد. تداعی یک واقعیت مغفول و پنهان مانده از پس سال ها درنگ و «نگفتن» و ایجاد فضایی تجربه مند و در عین حال عمیقا صمیمی و اصیل به لحاظ درگیری جانبرکفانه نویسنده با «حادثه».
در عین حال نمی توان از کنار روایت و بیان غیر تبخترآمیز و حسرت آلود و عاشقانه احمد دهقان به «واقعه»، بی اعتنا گذشت.
«من قاتل...» تلاقی خطرناک و داغ و بی سابقه ای است از مصلحت دروغ، درد گناه، حس بغرنج کتمان واقعه، عشق و در عین حال تردد و تردید میان بودن و نبودن، گفتن و لب فروبستن و احساس گناه و حسرت.
وقتی قرار است این غنای اندیشگی و پشتوانه و پتانسیل موضوعی و انبان پر و سرشار موضوعی را در مدیومی مثل «داستان کوتاه» فروریخت و عرضه کرد، دقیقا با محصولی مثل «من قاتل...» روبرو خواهیم شد.
اتفاقی که رخ دادن موفق و تاثیر و تاثرگذارش در داستان کوتاه الزاما تضمین کننده همین توفیق در مدیوم سینما نخواهد بود و نبود.
«پاداش سکوت» اثری کشدار و با فیلمنامه ای نه چندان روان و پالوده، تنها دلخوش به «روایت» ی بوده از داستان کوتاه «من قاتل...». با این گمانه زنی ساده اندیشانه که آن ابتلا و حساسیت و گیرایی داستانی به لحاظ ویژگی های اصیل امر واقع، حتما در قالب «سینمایی» اش هم بروز و ظهور خواهد یافت، بی توجه به این نکته که هیچ داستان گیرا و «خاص» ی هر قدر هم از غنا و پختگی و ویژگی های ارزشمند دیگر برخوردار باشد تضمین کننده نسخه سینمایی اش به لحاظ ساختار و انتقال حس و فضای داستانی اش نیست.
موقعیتی که «پاداش سکوت» نمایانگر آن است و محصول نهایی اش، شخصیت هایی نسبتا باسمه ای، فلاش بک هایی کلیشه ای و بی حس و حال، رفت و آمدها و کش و قوس هایی نه چندان گرم و داغ و اصیل – نه آنچنانکه در داستان «من قاتل...» - و نهایتا فیلمی که گیرا و پویا نیست و نه در آن خبری از تاثیر و تاثرهای ناب و احساسمند و کشمندی های ویژه و دلنواز داستان احمد دهقان./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰