کد خبر:۱۰۴۶۷۳
گفت و گوي شيرواني با «خبرگزاري دانشجو» - بخش اول
مقدمهای بر یک گفتوگوی مفصل و فوق العاده!
برای من بیش از آن که فیلمساز بودن شیروانی مهم باشد، نوع رفتار مؤمنانه او در مقابل نقد آثارش از طرف من، اهمیت دارد؛ خاصه وقتی درباره «رئیس جمهور میرقنبر» که معروفترین و شاید مهمترین کار او هم هست آن چنان درگیر شدیم كه...
محمدرضا محقق - بخش ادب و هنر؛ محمد شیروانی سال ها پیش با اولین فیلمش توانست نخل طلای جشنواره فیلم کن را ببرد؛ این رویایی است که فقط ممکن است برای یک انسان خارق العاده پیش بیاید؛ هم به دلیل اولین فیلم بودن هم به دلیل اعتبار بی بدیل و جهانی فستیوال جهانی کن.
چندی پیش سید محمد شیروانی در خانهاش میزبان من بود. او به عنوان فیلمساز و سینماورزی موفق مطرح است، اما بگذارید بگویم آنچه مرا به حرکت آورد تا برای دیدنش رهسپار تهران شوم، بیش و پیش از سینما، منش و اخلاق او بود. آشنایی من با او بسیار ملتهب و داغ شروع شد. سر کارگاه فیلم و بررسی آثارش بود که سؤالات صریح و انتقادات سخت و توفنده من و دیالوگهای محکم و بیملاحظه و البته جوانانه و پرسشگرانه که میان من و او رد و بدل شد، همه تماشاگران کلاس را به بهت و تعجب واداشت.
اما این شروع ماجرایی بود که در اثنایش به یک حس دوستانه و بعدتر، صمیمانه رسید. من و محمد شیروانی رفقایی شدیم برای همصحبتی و نقد یکدیگر و البته لذت گپ و گفت در خانهای که از میزبانهایش با سلام و گیلاس پذیرایی میکند.
راستش را بخواهید برای من بیش از آن که فیلمساز بودن شیروانی مهم باشد، نوع رفتار مؤمنانه او در مقابل نقد آثارش از طرف من، اهمیت دارد. خاصه وقتی درباره «رئیس جمهور میرقنبر» که معروفترین و شاید مهمترین کار او هم هست آن چنان درگیر شدیم که ...
محمد شیروانی اجازه داد کارهایش را نقد کنم و جالبتر آن که خودش گاهی در نقد بیرحمانه بر آثارش از من پیشی میگرفت! جالب نيست!؟ اصلاً نادر است (و کالمعدوم!)
از خدا که پنهان نیست، از شما چه پنهان این مصاحبه (گرچه حرفهای جالب و سودمند کم ندارد)، ولی بیش و پیش از هر چیز بهانهای بود برای تعظیم من در برابر منش و مرامی که همیشه برایم ستودنی بوده و هست: تواضع و در عین حال «حس هنرمندانه» داشتن.
آدمهایی را میشناسم که یک صدم شیروانی هم فیلمساز نیستند اما آدم جرأت نمیکند به آنها سلام کند! باور کنید این نکته خیلی بیشتر از سینما و این جور چیزها برای من اهمیت دارد.
از اینها که بگذریم، اما محمد شیروانی کارهای قشنگی در کارنامهاش دارد. کارنامهای که حین خداحافظی در یک DVD به من هدیه کرد.
مصاحبه، اما معجونی شد از حرفهای مهمی که فرصت گفتن و نگفتنش دست داد. از سینما و هنر و میر قنبر تا مهدویت و دین و آدم دینی.
***
کارگاه که تمام شد من چایی به دست و کمر به دیوار، گوشه حیاط معاونت هنری چشم به بخار لیوان و غرق در عالم دیگری بودم و دوستان همکلاسی هم در رقابت برای گرفتن عکس (ترجیحاً تک نفره) با جناب شیروانی.
یک مرتبه صدای آرام، اما بیقرار او حیاط را به سکوتی نه چندان آشنا فرو برد: «ببخشید اگر ممکن است من میخواهم با یک نفر عکس بگیرم. با آقای محقق»
بیوگرافی فیلمساز:
محمد شیروانی(سید محمد حسین شیروانی)
متولد 1352 تهران.
زندگی ویژه ای نداشته است، تنها در 24 سالگی از خدمت 10 ساله سربازی که یک سال آن سپری شده بود، فرار کرد و اولین فیلم کوتاه خود را با عنوان «دایره» (12 دقیقه، 35 میلی متری) در سال 1377 ساخت.
متولد 1352 تهران.
زندگی ویژه ای نداشته است، تنها در 24 سالگی از خدمت 10 ساله سربازی که یک سال آن سپری شده بود، فرار کرد و اولین فیلم کوتاه خود را با عنوان «دایره» (12 دقیقه، 35 میلی متری) در سال 1377 ساخت.
موفقیت این فیلم در جشنواره فیلم فجر و سپس جشنواره کن فرانسه 1999 باعث شد تا با همدلی مسئولان وقت وزارت ارشاد، وزارت دفاع، مجلس شورای اسلامی، ترک خدمت وی از سوی وزارت دفاع بخشیده شود تا بتواند از همان سال تا به امروز به عنوان یک سینماگر حرفه ای به کار خود ادامه دهد.
فیلم شناسی
دایره (1378)، کاندیدا (1379)، رضایت نامه (1380)، کادو (1380)، گیلاس هایی که کمپوت شد (1381)، کنسرو ایرانی (1383)، ناف (1383)، شهر آرام (ویدئوآرت، 1384)، رئیس جمهور میرقنبر (1384)، لیلی کجاست (1384).
جوایز
دیپلم افتخار منتقدان جشنواره کن 1999 برای «دایره»، جایزه بزرگ جشنواره مستند مارسی 2000 برای «کاندیدا»، جایزه طلایی جشنواره ژنو 2004 برای «کنسرو ایرانی»، جایزه بزرگ جشنواره اشپلیت 2004 برای «ناف»، جایزه ویژه هیئت داوری جشنواره کراکوو 2005 برای «کنسرو ایرانی»، جایزه ویژه هیئت داوری جشنواره آرچیپلاجو 2005 برای «کنسرو ایرانی» و جایزه عالی جشنواره یاماگاتا 2005 برای «رئیس جمهور میرقنبر» و ...
/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰