کد خبر:۱۲۰۸۸۸
يادداشت//
اختلاف فكري و ساختارشكنانه جريان تجديدنظر طلب با اصولگرايي
هم جهتي مباني فكري و اعتقادي جامعه با اصول و ارزشهاي انقلاب اسلامي اولين مانع و چالش پيش روي جريان تجديدنظر طلب بود كه اين جريان از آن غفلت كرد.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»؛ اولين مانع و چالش پيش روي جريان اصلاح طلب كه از اين به بعد از آنها به عنوان تجديد نظر طلب ياد مي كنيم، هم جهتي مباني فكري و اعتقادي جامعه با اصول و ارزشهاي انقلاب اسلامي بود؛ به طوري كه اين جريان در طول فعاليتهاي خود با هدف بدست آوردن حداكثر آرا يا پيروزي در انتخابات با احتمال كمتر، نه تنها خود را معتقد و باورمند به ارزشهاي اسلام و انقلاب نشان مي داد، بلكه بخش زيادي از حملات خود به جريان رقيب را بر محور عدم پايبندي جريان راست به اين ارزشها سامان داد.
مطبوعات مهمترين ابزار اين هدف قرار گرفت، راي 20 ميليوني از 30 ميليون شركت كننده پشتوانه قابل قبولي بود تا اين جريان با اتكا به اين مقبوليت و با ايجاد روزنامه هاي متعدد و زنجيرهاي به عنوان كانال بتواند در لفافه و سپس صريح تر اصول و ارزشهاي اسلامي و انقلابي جامعه را آماج تهاجم و تخريب خود قرار دهند و به خيال خود اين اولين گام ساختار شكني را با قوت و قدرت بردارند، مسلماً در اين دوره حاكميت دوم خرداد هيچ بخش از اعتقادات و ارزشهاي مورد قبول نبود كه از تاخت و تاز اين جريان مصون مانده باشد.
در اين شبكه رسانهاي و مطبوعاتي كه از حمايت همه جانبه دولت و سرآمد آنها مهاجراني وزير وقت ارشاد برخوردار بود، خدا، قرآن، پيغمبر(ص) و معصومين حتي امام حسين(ع) تا انقلاب اسلامي با ولايت فقيه امام خميني(ره)، فرهنگ شهادت طلبي، مسئله فلسطين و .... همه چيز مورد تهاجم و چالش بودند.
اصغرزاده از اصلاح طلباني است كه معتقد بود خاتمي را ما از گوشه كتابخانه بيرون آورديم و او را خاتمي رئيس جمهور كرديم.
وي گفت: راهپيمايي عليه خدا مجاز و بي اشكال است.
روزنامه اصلي ايران دولت اصلاحات 24 تير 79 پا را فراتر از اصغرزاده گذاشته و اظهار مي كرد مردم حق دارند همه مسئولان را به سوال بكشند و از آنها انتقاد كنند حتي اگر آن مسئول پيامبر و امام معصوم باشد، به خدا هم مي توان اعتراض كرد او را فتنه گر ناميد.
محسن كديور درباره خدا يك گام جلوتر رفت و گفت: امروز عيسي كه سهل است خود خدا هم اگر حرفي بزند و با عقل مردم منطبق نباشد، پذيرفته نيست.
امروز خدا در جامعه هيچ كاره است همه كاره مردمند، عليرضا علي تبار حرف آخر را درباره خدا زد: جامعه ايران فاز سنتي خود را پشت سر گذاشته و مي خواهد مدرن و صنعتي شود، اما در اين جامعه هنوز خدا نمرده است پس ما چگونه مي توانيم به اين وضعيت چيره شويم.
محسن كديور: معصومين فقط در كليات و اصول اسوه هستند نه در فروع و جزئيات.
روزنامه صبح، به مدير مسئول حجاريان تفكر شيعه گري موجب انحطاط مملكت ما و مانعي براي دموكراسي است.
سروش اگر روزي فاطمه(س) مي گفت بهترين زنان كسي است كه نامحرم او را نبيند امروز كسي نمي تواند اين را بپذيرد.
عزت الله سحابي: اپوزيسيون ديروز و اصلاح شده دوم خرداد، معصومين(ع) را بدون نظارت مردم در معرض انحراف تلقي مي كرد.
اكبر گنجي حادثه كربلا را نتيجه خشونت پيامبر(ص) در بدر و احد و ساير غزوات ايشان تحليل مي كرد و خون به خون شستن محال آمد و محال را از آن نتيجه مي گرفت.
نظريه عينيت سياست و ديانت ديدگاه حضرت امام و شهيد مدرس را زائده افكار عاميانه و قديمي مي خواند.
اگر گنجي فكر امام را توتاليتر (ديكتاتوري بر مبناي خشونت و نظامي گري) ذكر مي كرد روزنامه نشاط امام خميني(ره) و شهيد نواب صفوي را خشونت گرا و كسروي و حكيمي زاده را اصلاح طلب عنوان كرد.
هتاكيها آن قدر در اين دوره زياد بود كه احكام ديني را برگرفت
شكوري، از اعضاء ارشد مشاركت مي گويد اگر موضوع اسرائيل و فلسطين يك اختلاف ارضي ساده باشد در خور اين نيست كه اين مقدار به آن پرداخته شود و اگر به اين باشد كه قوم يهود مي خواهد سرزمين داشته باشد، واقع بيني حكم مي كرد كه به آنها چنين اجازهاي داده شود.
مطالعه و بررسي اين ديدگاهها به صورت اجمالي از يك سو به روشني ذهنيت ساختار شكنانه اين مجموعه را نشان مي دهد و ديگر سرانگيزه و هدف آنها را در تغيير ساختاري جمهوري اسلامي آشكار مي سازد.
در انتخابات و حوادث بعد از انتخابات نيز ردپاي اثر گذاري اين افراد ديده شد، محسن كديور، اكبر گنجي، سروش، عطاء الله مهاجراني و عبدالعلي بازرگان بعد از بيانيه هفدهم موسوي طي بيانيهاي از موسوي و خاتمي و كروبي به عنوان رهبران جنبش سبز حمايت كردند.
عطاء الله مهاجراني ماسوني، معروف لندن نشين نقش اين افراد را در اتاق فكر جنبش سبز بيان كرد كه ابوذر وار به علي (يعني به ميرحسين موسوي) كمك مي كنند.
در اين اوضاع اكبر گنجي در آخرين مواضع بي شرمانه خود منكر امام زمان(عج) مي شود و سروش نيز درباره ولايت فقيه و نظر حضرت امام (ره) اين گونه مي گويد: تئوري ولايت فقيه امام خميني (ره) از همان آغاز يك تئوري غير اخلاقي بود، اما در عمل ماهيت خود را نشان داد و اكنون بيش از قبل با تجربه تلخ جمهوري اسلامي مشخص شد كه ولايت فقيه تئوري عدالت و روزنهاي نبوده است و اگر چيزي بايد قرباني شود، آن قدرت مطلقه و اختيارات مطلقه فقيه است.
اگر اين سايه شوم از سراسر ايران برداشته شود و آفتاب عدالت بتابد، مردم ايران مي توانند رنگ آزادي و عدالت را ببينند.
يادداشت از حسن جليلوند، مسئول سياسي سازمان بسيج دانشجويي استان همدان.
/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰