کد خبر:۱۲۱۲۴۷
گذری بر بیانات امام راحل (ره) در تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی
مدتي است ضرورت انقلاب فرهنگي كه امري اسلامي است و خواست ملت مسلمان ميباشد اعلام شده و تاكنون اقدام مؤثري انجام نشده است ملت مسلمان و پايبند به اسلام خوف آن دارند كه خداي نخواسته فرصت از دست برود و كار مثبتي انجام نگيرد و فرهنگ همان باشد كه قبلا بود.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»؛ جايگاه و اهميت و نقش فرهنگ بر هيچ انسان خردورزي پنهان و پوشيده نيست؛ زيرا آنگاه كه فكرها و جان ها از حلقه هاي اسارت هاي دروني و بروني خارج شوند و فرصت طيران در فضاي آزادگي و وارستگي بيابند و عقل و خردها از حاكميت نفسانيت هاي فردي و گروهي خارج شوند هر حقيقت و واقعيتي به وضوح و صراحت و بدون ابهام و ترديد چهره نمايان مي سازد.
حقيقت فرهنگ آنگاه از محاق تشكيك ها و ترديدها خارج مي گردد و نمايانده مي شود كه افكار و جان ها با آزاد انديشي و خردورزي پيوند خورند و در چنين حالتي است كه مشخص مي گردد فرهنگ اساس و بنيان همه رشد و كمال ها و دانش و بينش ها و تمدن و پيشرفت ها مي باشد و ملتها تحول و دگرگوني اصولي و مبنايي نمي يابند مگر به وسيله فرهنگ و اين همه در فرهنگ سالم و پويا نهفته است و نه هر فرهنگي كه فرهنگ ها به دو گروه سازنده و مخرب و استقلالي و استعماري تقسيم مي شوند.
در انديشه هاي حضرت امام خميني به سه موضوع اساسي درباره فرهنگ مواجه مي شويم . موضوع اول جايگاه و اهميت فرهنگ است. در نگاه امام خميني فرهنگ هويت اصلي جامعه را تشكيل مي دهد و ملت ها با فرهنگ صحيح به پرورش و سازندگي مي رسند و استقلال هر كشور با استقلال فرهنگ آن پيوستگي مي يابد. موضوع دوم ضرورت انقلاب و تحول فرهنگي در سطح جامعه و از جمله در دانشگاه ها و مراكز تعليم و تربيت است . از ديدگاه امام «سرنوشت يك كشور و يك ملت و يك نظام بعد از توده هاي مردم در دست طبقه تحصيل كرده است» و از آنجا كه در طول دوران سلطه رژيم پهلوي هم « توده هاي مردم » و هم «مراكز آموزشي» در معرض اسلام زدايي و استحاله فرهنگي قرار گرفتند و فرهنگ استعماري جايگزين فرهنگ استقلالي شد انقلاب و تحول فرهنگي در مردم و سطح جامعه و نيز دانشگاه ها يك ضرورت حياتي است.
موضوع سوم فرهنگ سالم و پويا و تحول زاست كه به طور قطع « فرهنگ اسلامي » داراي چنين مشخصه هايي مي باشد. از ديدگاه امام خميني بايد فرهنگ جامع و رهايي بخش اسلام جايگزين فرهنگ استعماري باقي مانده از دوره حكومت پهلوي گردد كه متاسفانه آثار آن همچنان در حال تداوم و نقش آفريني مخرب است . از ديدگاه امام فرهنگ اسلامي بايد به شناسايي و استقرار همه جانبه برسد و نيز اين واقعيت نبايد فراموش گردد كه راه اصلاح جامعه و كشور بااصلاح و تحول در فرهنگ مساعد و هموار ميشود.
حضرت امام خميني با توجه به سه موضوع مهم مزبور پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ابتدا « ستاد انقلاب فرهنگي » و سپس « شوراي عالي انقلاب فرهنگي » را بنيان نهاد تا به اين وسيله تحول فرهنگي در سطحي وسيع كه جامعه و مردم و مراكز آموزشي و تعليم و تربيت و دانشگاه ها و رسانه ها و مراكز فرهنگي را در بر ميگيرد تسريع گردد. اكنون به همين مناسبت لازم است باتوجه به اهدافي كه حضرت امام خميني از تشكيل چنين شورايي دنبال مي كردند به درنگ و تامل و تفكر در برخي از مسائل مهم مرتبط با وظايف اين شورا بپردازيم جا دارد در این جا مروری بر فرموده های امام راحل(ره) حضرت روح الله موسوی خمینی در 19/9/1363 بیاندازیم تا این تکلیف را به روشنی نمایان کنیم.
اکنون که با تأییدات خداوند متعال و عنایت و دعای حضرت بقیه الله روحی لمقدمه الفداء دانشگاه ها و مدارس عالی کشور کار خود را در سطح وسیعی شروع کرده اند و حرکت سازندگی با تمام ابعادش در کشور اسلامی رو به گسترش است و مغزهای متعهد و متخصص به فعالیت های پرارج خود ادامه می دهند.
با اخراج کارشناسان خائن اجنبی و فرار کارشناسان غرب و شرق زده که کشور را وابسته به خارج در تمام ابعاد نموده بودند، نیاز مبرم به متخصصان متعهد و اسلام شناسان متخصص و مغزهای متفکر وطن خواه و نیروهای فعال و ماهر و اساتید و مربیان و معلمان معتقد به اسلام و استقلال کشور درتمام کشور محسوس و در علوم دانشگاهی و فرهنگ مترقی محسوس تر می باشد و ضرورت توسعه و اصلاح مراکز آموزشی انقلاب فرهنگی به معنای واقعی هر روز روشن تر می گردد. و بحمدالله ستاد انقلاب فرهنگی، در مدت کوتاهی که از عمرش گذشته خدمت های ارزنده و گام های مفید و مؤثری در این امر حیاتی برداشته و مورد تقدیر و تشکر است.
ولی خروج از فرهنگ بدآموز غربی و نفوذ و جایگزین شدن فرهنگ آموزنده اسلامی - ملی و انقلاب فرهنگی در تمام زمینه ها در سطح کشور آن چنان محتاج تلاش و کوشش است که برای تحقق آن سالیان دراز باید زحمت کشید و با نفوذ عمیق ریشه دار غرب مبارزه کرد. و ما می دانیم که اگر با دقت ریشه یابی کنیم، آن چه بر ملت ما گذشته و اکنون می گذرد حتی جنگ تحمیلی، سرچشمه از دانشگاه غربزده و متخصصان غیر متعهد و وابسته گرفته است.
مع هذا متدین انقلابی اعم از اساتید متعهد و معلمان وطن خواه اسلامی و دانشجویان انقلابی موظفند با هشیاری بدون غفلت از این مسأله مهم به دانشگاه هاو مدارس و آنان که هنوز خواب رژیم سابق را می بینند و رویّه فرهنگ شرق و غرب را در سر می پرورانند، اجازه ندهند که خارج از دروس موظف خود به صحبت های انحرافی بپردازند. و در صورتی که نصیحت بر آنان اثر نداشت به شورای عالی انقلاب فرهنگی که شکل گرفته است و انجام وظیفه می کند، اطلاع دهند و باید بدانند با مسامحه در این امر بتدریج در دانشگاه ها و دبیرستان ها خط انحرافی نفوذ خواهد کرد و در پیشگاه خداوند متعال مسؤول هستند.
اینک با تشکر از زحمات ستاد انقلاب فرهنگی برای هر چه بارورتر شدن انقلاب در سطح کشور، تقویت این نهاد را لازم دیدم. بدین جهت علاوه بر کلیة افراد ستاد انقلاب فرهنگی و رؤسای محترم سه قوه سه گانه، حجج اسلام آقای [سید علی] خامنه ای، آقای [سید عبدالکریم موسوی] اردبیلی و آقای [اکبر هاشمی] رفسنجانی و همچنین جناب حجه الاسلام آقای [محمد رضا] مهدوی کنی و آقایان سید کاظم اکرمی وزیر آموزش و پرورش و رضا داوری[ اردکانی] و نصرالله پورجوادی و محمد رضا هاشمی [گلپایگانی] را به آنان اضافه نمودم. امید است با فضل توفیق الهی موفق شوند این امر خطیر را با کوشش و جدیت به ثمر برسانند. از تمامی دانشگاهیان و دانشجویان انتظار دارم حفظ حرمت اساتید و مربیان دانشگاه هاو دانشسرا ها و مدارس عالی را به بهترین وجه بنمایند، چنانچه موظفند حفظ مقررات و قوانین را بنمایند. از خداوند تعالی توفیق همگان را خواستارم. پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي در بهمن 1357 و بهدنبال آن استقرار نظام جمهوري اسلامي بهجاي نظام ستمشاهي پهلوي تغيير و تحول بنيادين در عرصههاي گوناگون اجتماعي را ايجاب ميكرد چرا كه تحول در نظام از طريق تحول در بنيادها و ساختارها تحقق مييابد.
در اين راستا مقوله "فرهنگ " از جايگاه ويژه و پايگاه ممتازي برخوردار است و تصور تغيير در نظام بدون تغيير در فرهنگ حاكم بر آن، تصوري ناموجّه است صدور پيام نوروزي امام خميني(ره) در اول فروردين 1359 را بايد نقطه عطفي در تاريخ انقلاب فرهنگي دانست، ايشان در بند يازده اين پيام بر ضرورت ايجاد "انقلاب اساسي در دانشگاههاي سراسر كشور "، "تصفيه اساتيد مرتبط با شرق و غرب " و "تبديل دانشگاه به محيطي سالم براي تدوين علوم عالي اسلامي " تأكيد كردند.
شوراي انقلاب به دنبال ملاقات با امام(ره) در بيانيه 59/1/29 خود مقرر كرد كه دانشگاه بايد از حالت ستاد عملياتي گروههاي گوناگون خارج شود. در اين بيانيه، سه روز مهلت براي برچيده شدن دفاتر و تشكيلات گروهها در دانشگاهها تعيين و افزوده شده بود كه امتحانات دانشگاهي بايد تا 14 خرداد به پايان برسد و از 15 خرداد دانشگاهها تعطيل و هرگونه اقدام استخدامي و مانند آن در دانشگاه متوقف شده و نظام آموزشي كشور براساس موازين انقلابي و اسلامي طرح ريزي شود.
پس از تعطيل رسمي دانشگاهها، امام خميني(ره) در 59/3/23 فرماني را مبني بر تشكيل ستاد انقلاب فرهنگي صادر كردند. در قسمتي از فرمان ايشان آمده است: "مدتي است ضرورت انقلاب فرهنگي كه امري اسلامي است و خواست ملت مسلمان ميباشد اعلام شده است و تاكنون اقدام مؤثري انجام نشده است و ملت اسلامي و خصوصاً دانشجويان با ايمان متعهد نگران آن هستند و نيز نگران اخلال توطئهگران كه هم اكنون گاه گاه آثارش نمايان ميشود و ملت مسلمان و پايبند به اسلام خوف آن دارند كه خداي نخواسته فرصت از دست برود و كار مثبتي انجام نگيرد و فرهنگ همان باشد كه در طول مدت سلطه رژيم فاسد كارفرمايان بي فرهنگ، اين مركز مهم اساسي را در خدمت استعمارگران قرار داده بودند. ادامه اين فاجعه كه مع الاسف خواست بعضي گروههاي وابسته به اجانب است، ضربهاي مهلك به انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي وارد خواهد كرد و تسامح در اين امر حياتي، خيانتي عظيم بر اسلام و كشور اسلامي است.
بر اين اساس به حضرات آقايان محترم محمدجواد باهنر، مهدي رباني املشي، حسن حبيبي، عبدالكريم سروش، شمس آل احمد، جلال الدين فارسي و علي شريعتمداري مسؤوليت داده ميشود تا ستادي تشكيل دهند و از افراد صاحب نظر متعهد، از بين اساتيد مسلمان و كاركنان متعهد با ايمان و ديگر قشرهاي تحصيل كرده، متعهد و مؤمن به جمهوري اسلامي دعوت نمايند تا شورايي تشكيل دهند و براي برنامهريزي رشتههاي مختلف و خط مشي فرهنگي آينده دانشگاهها، براساس فرهنگ اسلامي و انتخاب و آماده سازي اساتيد شايسته، متعهد و آگاه و ديگر امور مربوط به انقلاب آموزشي اسلامي اقدام نمايند ". ستاد انقلاب فرهنگي طبق فرمان امام(ره) ملزم بود كه در برخورد با مسايل دانشگاهي فعاليتهاي خود را بر چند محور متمركز كند:
1ـ تربيت استاد و گزينش افراد شايسته براي تدريس در دانشگاهها
2ـ گزينش دانشجو
3ـ اسلامي كردن جو دانشگاهها و تغيير برنامههاي آموزشي دانشگاهها، به صورتي كه محصول كار آنها در خدمت مردم قرار گيرد.
بر اين اساس، ستاد، از صاحبنظران مختلف دعوت به همكاري كرد و در اولين گام گروههاي برنامهريزي در رشتههاي پزشكي، فني و مهندسي، علوم پايه كشاورزي، علوم انساني و هنر تشكيل شد.
از آنجايي كه مديريت دانشگاهها در گذشته هماهنگ با فرهنگ اسلامي جامعه نبود، بايد تغييراتي در مديريت دانشگاهها به عمل ميآمد، سازمان دانشگاهها بايد دگرگون ميشد و مهمتر از همه، محيط دانشگاهها اسلامي ميشد. براي اين منظور، كميتهاي در ستاد با عنوان " كميته اسلامي كردن دانشگاهها " تشكيل شد.
با توجه به ناهماهنگي ضوابط و مقررات حاكم بر دانشگاهها با شرايط انقلابي جامعه، قسمت اعظم فعاليتهاي ستاد بر اسلامي كردن دانشگاهها و تعيين ضوابط و مقرراتي منطبق با موازين اسلامي متمركز شد.
در شهريور ماه سال 62 با توجه به نظر امام(ره) مبني بر لزوم ترميم و تقويت ستاد و مخصوصاً حضور مسئولين اجرايي در آن، به دنبال نامه رئيس جمهور وقت(آيت الله خامنهاي)، امام امت در تاريخ 62/6/8 طي نامهاي به پيشنهاد رئيس جمهور مبني بر ترميم و تكميل ستاد انقلاب فرهنگي پاسخ دادند و از اين تاريخ ستاد با تركيب ذيل به فعاليت خود ادامه داد: نخست وزير، وزراي فرهنگ و آموزش عالي و فرهنگ و ارشاد اسلامي، دو نفر دانشجو به انتخاب جهاد دانشگاهي و آقايان علي شريعتمداري، احمد احمدي، عبدالكريم سروش و مصطفي معين. با بازگشايي دانشگاهها و توسعه مراكز آموزشي و گستردگي فعاليت ستاد انقلاب فرهنگي ضرورت تقويت اين نهاد بيش از پيش احساس شد بهطوريكه در 19 آذر 1363 دومين ترميم عمده ستاد انقلاب فرهنگي توسط حضرت امام خميني(ره) انجام گرفت و به اين ترتيب شوراي عالي انقلاب فرهنگي با تركيبي جديد تشكيل شد، در بخشي از اين فرمان آمده است: "خروج از فرهنگ بدآموز غربي و نفوذ و جايگزين شدن فرهنگ آموزنده اسلامي، ملي و انقلاب فرهنگي در تمام زمينهها در سطح كشور آن چنان محتاج تلاش و كوشش است كه براي تحقق آن ساليان دراز بايد زحمت كشيد و با نفوذ عميق ريشهدار غرب مبارزه كرد. اينك با تشكر از زحمات ستاد انقلاب فرهنگي براي هر چه بارورتر شدن انقلاب در سطح كشور، تقويت اين نهاد را لازم ديدم بدين جهت علاوه بر كليه افراد ستاد انقلاب فرهنگي و رؤساي محترم سه قوه، حجج اسلام آقاي خامنهاي، آقاي اردبيلي و آقاي رفسنجاني و همچنين جناب حجتالاسلام آقاي مهدوي كني و آقايان سيدكاظم اكرمي وزير آموزشوپرورش و رضا داوري و نصرالله پورجوادي و محمدرضا هاشمي را به آنان اضافه نمودم.
" به دنبال استفسار مورخ 63/11/29 رئيس جمهور وقت درباره اعتبار مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي، حضرت امام(ره) در تاريخ 63/12/6پاسخ فرمودند: "ضوابط و قواعدي را كه شوراي محترم عالي انقلاب فرهنگي وضع مينمايند بايد ترتيب آثار داده شود ". سومين ترميم عمده شوراي عالي انقلاب فرهنگي به سال 1375 برميگردد. حضرت آيتالله خامنهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي در تاريخي 75/6/14 با صدور پيامي ضمن تعيين تركيب جديد اعضاي شوراي عالي بر اهميت جايگاه و وظايف خطير آن نيز تأكيد كردند، در اين پيام آمده است: "شوراي عالي انقلاب فرهنگي كه با تدبير حكيمانه امام راحل عظيم الشان به جاي ستاد انقلاب فرهنگي پديد آمد، نقش فعال و مؤثري را در عرصههاي امور فرهنگي كشور به خصوص دانشگاهها ايفا كرد و بركات زيادي از خود به جاي گذارد. اكنون با پيشرفت كشور در كار سازندگي و گسترش دامنه نياز به دانش و تخصص و لزوم فراگيري علوم و فنون و پرورش محققان و نوآوران و استادان و متخصصان كارآمد، اهميت اين بخش از مسايل فرهنگي تأكيد مضاعف يافته است.
توسعه دانشگاهها و پژوهشگاهها و ديگر مراكز آموزش و آموزش عالي كه پاسخ طبيعي به آن نياز است و افزايش چشمگير كميت دانشجويي، به نوبه خود تكاليفي تازه را بهعهده مسئولان امور فرهنگي كشور ميگذارد كه برتر از همه آنها اولاً كيفيت بخشيدن به مايههاي علم و تحقيق در اين مراكز و ثانياً پرداختن به تربيت معنوي دانشجويان و هدايت فكر و عمل آنان است ". در بخشي ديگر از اين پيام، با اشاره به هجوم فرهنگي همه جانبه دشمنان به ارزشهاي اسلامي، فرهنگ اصيل ملي و باورهاي مردم آمده است: "همه اين حقايق مهم و هشدار دهنده مسئولان فرهنگي كشور را به تدبيري برتر و اهتمامي بيشتر و تلاشي گستردهتر فرا ميخواند و به ويژه شوراي عالي انقلاب فرهنگي را كه در جهاد ملي با بيسوادي و عقب ماندگي علمي و تبعيت فرهنگي، در حكم ستاد مركزي و اصلي است، به تحرك و نوآوري و همت گماري بر ميانگيزد ".
بدين ترتيب شوراي عالي انقلاب فرهنگي وارد مرحله جديد از حيات تشكيلاتي شد. در اين مرحله شوراي عالي انقلاب فرهنگي موظف گرديد در رأس فعاليتهاي خود به "مديريت فرهنگي " جامعه در عرصههاي مختلف بپردازد و با سياستگذاريهاي اصولي خود زمينه را براي پيدايش جامعهاي بهرهمند از حيات طيبه الهي فراهم سازد. يكي از اهداف والاي حضرت امام خميني از تشكيل شوراي انقلاب فرهنگي تسريع در تداوم تحول عظيمي بود كه در مردم جامعه در مراحل اوليه نهضت اسلامي تا پيروزي نهايي آن به وجود آمد و آنان در اثر نقش آفريني خيره كننده و شگفتي زاي « فرهنگ اسلامي » به نداي امام خميني لبيك گفتند و به ياري اسلام شتافتند و حاصل مجاهدتهاي دير پا و رنجزاي فقها و علماي آگاه و مبارز در طول تاريخ معاصر را به نتيجه و ثمر نشاندند.
حضرت امام خميني اعلام ميكنند كه : « پيروزي انقلاب مرهون اسلامي بودن انقلاب و مردمي بودن و توجه مردم به اسلام و تحول روحي عظيمي است كه خداوند در اين ملت معجزه آسا ايجاد فرمود . » اكنون پرسش اساسي اين است كه شوراي انقلاب فرهنگي براي استمرار اين تحول عظيمي كه در مردم ايران در دوران نهضت اسلامي به وجود آمد چه كرده است آيا شوراي انقلاب فرهنگي به اين حقيقت توجه كافي مبذول مي دارد كه از تحقق پيروزي نهايي نهضت و استقرار نظام اسلامي تاكنون نسل جوان جديدي چهره نموده است كه هيچ سابقه آشنايي با فرهنگ جامع اسلامي ندارد و به طور طبيعي بايد با تعاليم و قوانين و ارزش ها و هنجارهاي دين مبين الهي ساخته و پرورده گردد علاوه بر آن اين نسل با انقلاب اسلامي و زمينه ها و ضرورت ها و مراحل مبارزات و چيستي استعمار و روش هاي نفوذ و سلطه آن در ابعاد فرهنگي و سياسي و اجتماعي نا آشناست و نيز اين نسل از ماهيت نظام جمهوري اسلامي ايران و پشتوانه هاي فكري و اعتقادي آن بي اطلاع است .
شوراي انقلاب فرهنگي بايد بنگرد كه چه كرده است و به چه ميزان به وظايف خويش در ايجاد تحول فرهنگي در مردم جامعه به ويژه نسل جوان امروز عمل كرده است . رسيدگي به « فرهنگ دانشگاه ها و مراكز تعليم و تربيت » و ايجاد تغيير و تحول اساسي و بنيادي در آنها از وظايف محوري و مهم شوراي انقلاب فرهنگي محسوب مي شود. همچنان كه حضرت امام خميني به طور مكرر و در پيام و كلام و در وصيت نامه الهي و سياسي خويش هشدار داده اند سياست ديروز و امروز و فرداي استعمارگران نفوذ در اين مراكز مهم و ايجاد انحراف و وابستگي در آنهاست و اين هدف در طول دوران حكومت پهلوي با برنامه ريزي ها و مهره چيني ها محقق گرديده و پس از پيروزي انقلاب با تخصيص بودجه ها و تطميع عناصر وابسته و جريان هاي غرب گرا و نفوذ آنها در دانشگاه ها و مراكز آموزشي استمرار يافته است .
حضرت امام خميني باتوجه به نفوذ وسيطره فرهنگ غربي در مراكز دانشگاهي به ضرورت تحول در اين مراكز تاكيد فراوان مي كنند و علاوه بر طلب استمداد از مسئولان نظام و متوليان فرهنگي از دانشجويان آگاه و متعهد و دلسوخته اسلام و استقلال ايران نيز ياري مي طلبند . اگر اهداف اوليه امام خميني در تبيين وظايف شوراي انقلاب فرهنگي در دانشگاهها و مراكز آموزشي را با عملكردهاي اين شورا تطبيق دهيم و در يك بررسي مشهود به نظاره آنچه « هست » و بايد متحول مي شد و نشد بنشينيم اين نتيجه به دست مي آيد كه تحولات اساسي فرهنگي در اين مراكز تحقق نيافته است و البته اين نگرش نافي تلاش هاي شورا نمي باشد بلكه به نقص ها و كاستي ها نظر دارد. « فرهنگ عمومي جامعه » و ايجاد تحولات اساسي و بنيادين در آن با اهداف اوليه تشكيل شوراي عالي انقلاب فرهنگي پيوند و پيوستگي تام و كامل دارد. تغيير و تحول در فرهنگ عمومي جامعه را بايد با چشم ديد نه در خطوط مصوبات و بخشنامه ها و توصيه هاي شوراي انقلاب فرهنگي.
آنچه امروز مشهود و ملموس است و به همين دليل با هيچ نفي و انكاري نمي تواند مواجه شود اين است كه مشكلات فرهنگ عمومي جامعه نه تنها كاهش نيافته كه رو به تزايد رفته است . آيا نمي بينيم كه ارزش ها در فرهنگ عمومي رنگ باخته اند و ضد ارزش ها در حال تاخت و تاز مي باشند و همه عرصه ها را در مي نوردند . آيا مشاهده نمي كنيم كه خرافات و موهومات در طول سال هاي طولاني به ويژه سال هاي اخير به شدت در حال رشد و گسترش مي باشند و مفاهيم مقدس ديني همچون انتظار و شفاعت و توسل و دعا و مراثي و مدايح ائمه اطهار (ع ) را نشانه مي روندو آنها را ملعبه دست شيادان و فريب كاراني قرار مي دهند كه در لباس دين مي روند و به زهد فروشي و تقدس مآبي مي گرايند تا اهداف سياسي و اقتصادي خود را جامه عمل بپوشانند آيا نمي نگريم كه به نام « عرفان » مكتب ها و فرقه هاي انحرافي صوفيه در حال شكار جواناني هستند كه هيچ شناخت و بينشي نسبت به عرفان اصيل اسلامي ندارند و به همين دليل در دام جريان هاي فكري باطل و فرقه هاي منحرف و گمراه گرفتار مي شوند و به فساد و تباهي آلوده مي گردند.
وضع نامناسب پوشش اسلامي رشد آزادي غربي كم رنگ شدن فضايل اخلاقي حركت هاي انفعالي در عرصه فرهنگ و هنر ميدان دادن به عناصر ناسالم و وابسته به فرهنگ غربي و شاهنشاهي در رسانه ها و مراكز تبليغي توليد آثار سطحي و سخيف هنري و دفاع از آنها از جمله موارد ديگري است كه فرهنگ عمومي جامعه را به بيراهه مي برند و نسلي مي پرورند كه در آينده با فرهنگ اسلامي بيگانه مي گردد و اين هدف دراز مدت « تهاجم فرهنگي » است كه متاسفانه هنوز برخي از افرا دو گروه هاي درون و برون نظام آن را باور نكرده و نخواهند كرد! آيا شوراي عالي انقلاب فرهنگي نمي خواهد به برنامه ريزي اساسي و چاره انديشي مبنايي و تلاش هاي همه جانبه و اثر گذار در سامان دهي فرهنگ عمومي اهتمام ورزد.
شوراي عالي انقلاب فرهنگي بايد در آمد و شد روساي جمهور و تشكيل كابينه ها همچنان در جايگاه خود به نقش آفريني بپردازد و ذره اي از اصول و خط مشي و اهداف و مقاصد تعيين شده عدول ننمايد. نكته مهم ديگر اين كه در حال حاضر و با وجود حفظ استقلال شوراي انقلاب فرهنگي با مشكلاتي در دست يابي به اصلاح فرهنگ در سطح كلان و از آن جمله اصلاحات در فرهنگ عمومي جامعه مواجه مي باشيم كه در صورت عدول از خط مشي مستقل اين نهاد اين موانع و مشكلات و كاستي ها چند برابر خواهد گرديد و بنابراين هرگز چنين مباد.
اگر بخواهيم آزاد انديشانه و مستقل و بدون خروج از جاده عدل و انصاف عملكرد دولتهاي گذشته و حال را در برنامه ريزي هاي صحيح و سامان دادن به امور مختلف شوراي انقلاب فرهنگي و رفع مشكلات و موانع و كاستي هاي آن به مداقه بگذاريم و با نگرشي منتقدانه آثار عملكردهاي اين نهاد را در ايجاد اصلاح و تحول اساسي در فرهنگ جامعه به نظاره بنشينيم به اين واقعيت مي رسيم كه هيچ كدام از دولتها كارنامه اي درخشان و قابل تقدير در اين امر مهم و حياتي ندارند و نواقص و كاستي ها و مشكلات گذشته همچنان تداوم دارد. اين واقعيت غير قابل انكار و به دور از حب و بغض ها و گرايشات جانبدارانه از روساي جمهور و دولتمردان گذشته و حال نشان ميدهد كه « فرهنگ اسلامي » و ايجاد تحول و دگرگوني هاي مبتني بر آن در جامعه و كشور از دير باز تاكنون مغفول واقع شده است و معلوم نيست چه زماني گرد و غبار غربت از سيماي پاك اين فرهنگ متعالي و جامع و رهايي بخش زدوده مي شود...
اميدوار هستيم كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي در رويكردي دروني برنامه ها و مصوبات و عملكردهايش را به نقد و بررسي بگذارد و آنها را با اهداف و خط مشي هاي تعيين شده توسط حضرت امام خميني تطبيق دهد و با يافتن ضعف و كاستي ها به مقاصد خويش با بهره وري از انديشه ها و رهنمودهاي جامع رهبر كبير انقلاب اسلامي و بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي ايران نزديك گردد./انتهای پیام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰