آتش بازی با طعم خون
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۲۱۶۵۰
یادداشت//

آتش بازی با طعم خون

طی چند ماهه گذشته شاهد حرکت‌های مردمی مهمي بودیم که به تعبیر رهبر معظم انقلاب، انعکاس صدای مردم ایران بود، شاید آمریکا حتی در خواب هم نمی‌دید رویای خاورمیانه بزرگی که در سر دارد همچون کاخی کاغذی فرو ریزد.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»؛ خیزش های مردمی منطقه که با جرقه مردم تونس شروع شد، موجب فاش شدن مدیریت ضعیف آمریکا در رویارویی با بحران هایی از این دست شد.
 
نمونه این مدیریت ضعیف:
 
1. عدم مدیریت بحران تونس و غفلت عجیب که بیشتر شبیه بهت زدگی بود!
 
2. مواضع زیکزاکی در برابر انقلاب مصر و اعلام حمایت ریاکارانه از انقلابیون، آن هم در زمانی که کار یکسره شده بود!
 
3. ورود ناموفق به منطقه پرواز ممنوع لیبی و پس از آن عقب نشینی!
 
4. استفاده از مشت آهنین در برابر ملت بحرین
 
آمریکا در مواجهه با بحرین رویکرد دیگری را اتخاذ کرد. شاید باز هم تعبیر مقام معظم رهبری در این باره کامل ترین تعبیر باشد. دستکش مخملی روی پنجه چدنی و این پنجه چدنی آل سعود است.
 
مسئله اصلی اینجاست که چرا در برابر ملت بحرین ، مشت آهنین سعودی ها باید به کار گرفته شود و چرا باید اخبار انقلاب بحرین در بایکوت خبری قرار گیرد ؟ سوال دیگر آنکه چرا عربستان حاضر به اشغال نظامی بحرین شد و مگر خطر این انقلاب برای عربستان تا چه اندازه بزرگ بوده است ؟ واقعیت اینست که بحرین در یکی از استراتژیک ترین نقاط خلیج فارس واقع شده است. به گونه ای که آمریکا ناوگان پنجم نیروی دریایی خود را در آن منطقه مستقر کرده است.
 
اهمیت این منطقه از این لحاظ مهم است که حضور نیروهای آمریکایی در این نقطه به معنای تسلط بر خلیج فارس و در راستای مقابله با تسلط ایران بر تنگه هرمز است.
 
ثانیا آمریکا بر کشورهای قطر، امارات، عربستان و کویت نیز تسلط بیشتری خواهد داشت. ثالثا معنای دیگری نیز در این مسئله مستتر است و آن تامین امنیت همین کشورهاست که به جز قطر، سه کشور دیگر دارای رویکردی ایران ستیز و سازشکار با اسرائیل هستند ؛ این عملا یعنی گنج عربی برای امریکا.
 
بدیهی است از دست رفتن بحرین یعنی از دست رفتن یک نقطه حیاتی در خلیج فارس. اگر انقلاب بحرین پیروز شود این قضیه برای آمریکایی ها دردآور تر نیز خواهد بود؛ چراکه نتیجه پیروزی انقلاب هر چه که باشد، آل خلیفه نخواهد بود و به تیع آن روابط گرم رژیم سابق با امریکا و آل سعود به فراموشی سپرده خواهد شد! اما امریکا از مشت عربستان استفاده می کند زیرا: 1. انتخابات ریاست جمهوری امریکا نزدیک است پس دولت آمریکا تمام تلاش خود را انجام می دهد حد اقل طی این مدت باقی مانده تا انتخابات، با تحرک نظامی در بحرین، وجهه ضد اسلامی برای خود نسازد. بر همین اساس، آمریکا ابتدا ژست یک چهره مصلح را گرفت، همان گونه که رابرت گیتس پس از سفر خود به بحرین گفت : «ما به آل خلیفه توصیه کردیم تا اصلاحات مورد نیاز را انجام دهد»، سپس به آل سعود چراغ سبز نشان داد.
 
2. واقعیت اینست که آمریکا تنها دو راهکار برای مقابله با این بحران دارد. یکی استفاده از آل سعود و دیگری دخالت نظامی خودش. باید توجه داشت تجربه نشان داده امریکا در چنین بحران هایی دخالت سیاسی نمی کند یا اگر دخالتی کند، رویه ای معتدل در پیش می گیرد و به قولی «یکی به میخ می زند و یکی به نعل». اما چون بحران بحرین نیاز فوری به درمان داشت، پیش رو گرفتن رویه معتدل برای دخالت سیاسی و مذاکره مناسب نبود.
 
دخالت نظامی هم به دلیل گفته شده میسر نبود، بنابراين یک راه می ماند و آن استفاده از آل سعود است که هم با آمریکا حداقل در مورد بحرین مشترک المنفعت هست و هم اینکه ابایی از اقدامات ضد بشری ندارد.
 
3. برای آمریکا بهتر است آل سعود وارد معرکه شود تا خودش به شخصه وارد شود؛ چراکه دفاع مستقیم آمریکا و ورود نظامی او به مسائل داخلی بحرین، مسئله به جنگ آمریکا با ملت بحرین تعبیر می شد و خود این مسئله، علاوه بر اعتراضات اسلامی، موجب بروز حرکت های پان عربیک در کل دنیای عرب می شد و چه بسا زلزله خاورمیانه با ریشتر بالاتری ادامه پیدا می کرد! پس بهترین راه، جنگ عرب-عرب در قالب تعهدات امنیتی شورای همکاری خلیج فارس بود.
 
حتی بالاتر از آن، آمریکا بدنبال القای جنگ شیعه-سنی در اذهان عمومی هست تا اولا حرکت مردمی بحرین را به جنگ شیعه-سنی و اختلافات مذهبی جلوه دهد. ثانیا نیروی انقلاب بحرین را گرفته، موجب تفرقه بین مسلمانان کل منطقه شود.
 
اما چرا عربستان با کمال میل وارد مسئله می شود ؟ روشن است عربستان به بحرین به عنوان منطقه ای برای توازن قدرت در خلیج فارس می نگرد. از طرفی جزایر بسیار مهم ابوموسی، تنب کوچک و تنب بزرگ متعلق به ایران هست، همچنین تنگه هرمز نیز در تسلط ایران است. از طرف دیگر ، بحرین به عنوان یک جزیره مهم در خلیج فارس می تواند به تسلط عربستان بر اوضاع و همچنین تامین امنیت فرا مرزی خود کمک کند.
 
عربستان طی چند سال اخیر بخوبی خفقان را حس کرده است.به دلایل زیر 1. قطر در شرق و عراق در شمال عربستان، به محور ایران نزدیک شده اند. از نظر نباید دور کرد که قطر در موضع گیری های چند سال اخیر، مواضعی در طرفداری از ایران و مواضعی در ضدیت با اسرائیل داشته است.
 
نقش فعال قطر در مخالفت با رژیم صهیونیستی را نمی توان نادیده گرفت. حتی اظهارات اخیر امیر قطر مبنی بر اینکه امریکا از پایگاه نظامی اش در قطر نمی تواند ضد ایران استفاده کند ، خود به خود زنگ خطری برای عربستان به صدا در می آورد؛ چراکه عربستان طرفدار برخورد سخت با ایران است و قطر طرفدار مذاکره با ایران.
 
تمامی این ادله یعنی قطر به محور ایران نزدیک می شود. پرواضح است که نزدیکی قطر به ایران یعنی در تنگنا قرار گرفتن عربستان و متحدانش در خلیج فارس.
 
2. حسنی مبارک سرنگون شده و مصر که در جبهه مقابل ایران قرار داشت ، هم اکنون دارای رویکردی مستقل و نزدیک به ایران است.
 
3. یمن از زمان قیام شیعیان الحوثی تاکنون اوضاعی ملتهب دارد و هر زمان ممکن است حکومت تحت نفوذ آل سعود فرو ریزد. پس عربستان هم از آل خلیفه که تحت نفوذ عربستان هست، در سطوح بالا حمایت می کند و هم از از دست رفتن بحرین و نزدیک شدن آن به محور ایران جلو گیری می کند. به هر حال از تنگ تر شدن حلقه محاصره باید جلو گیری کرد؛ چراكه عربستان با پنجه آهنین وارد میدان شد ؟ اینکه چرا عربستان در سخت ترین حالت وارد میدان شد، جای تحلیل بیشتر دارد. باید دید چه ضرر بزرگی متوجه این کشور سعودی بوده که حاضر به بازی با آتش شده. بازی با آتش نه یک اصطلاح که یک واقعیت است.
 
هزینه های حضور عربستان در بحرین را شاید بتوان به دو مورد کلی به موارد زیر خلاصه کرد: 1. حضور نظامی عربستان در خاک بحرین؛ یعنی تحرک نظامی در منطقه آنهم در خارج از کشور خود. این حرکت خود به خود شاخک های امنیتی و نظامی ایران را بیش از پیش حساس خواهد کرد؛ چراکه یک اشتباه کوچک از جانب آل سعود می تواند تهدیدی برای امنیت ملی ایران محسوب شود.سعودی ها این را به خوبی می دانند،همچنین بخوبی از برتری نظامی ایران در منطقه آگاه هستند. اما باز حاضر به راه اندازی این بازی خطرناک شدند.باید دید چه خطر بزرگی را احساس می کردند که حاضر به چنین ریسک بزرگی شده اند.
 
2. سعودی ها می دانند حتی اگر برنده میدان هم باشند ، آل خلیفه نمی تواند حاکم کشور بحرین باشد. چراکه این درد برگشت پذیر هست و مشت آهنین تنها ضد درد موقتی است. زمانی که آل خلیفه و آل سعود مردم را سرکوب کردند ، حتما به این فکر کرده اند که مردم آن ها را برای بار دوم نخواهند پذیرفت و انقلابی دیگر در راه خواهد بود.
 
باید دید چه برنامه ای برای این بخش از هزینه خود دارند ؟ بدیهی است عربستان در رقابت کامل با مصر، سعی در بدست گیری رهبری جهان عرب داشت و اکنون عرصه را برای عرض اندام فراخ تر می بیند، اما مسئله اینجا برای عربستان بغرنج می شود که ببیند در چند کیلومتری کشورش مسلمانان بحرین قیام کرده، و سرنگونی دوست استراتژیکش را فریاد می زنند. بنا بر این عربستان وارد ریسکی بزرگ می شود. به هر حال آل سعود می داند اگر دامنه اعتراضات به کشور مدعی رهبری جهان عرب کشیده شود ، باید زود تر از بن علی و مبارک بساط خود را جمع کند. لذا سعی می کند حد اقل طی این مدت بحرانی ، کشور خود را از دایره بحران خارج کرده، از ورود امواج بنیاد کن ضد دیکتاتوری به عربستان جلو گیری کند. آنهم در سخت ترین حالت.
 
آل سعود و آل خلیفه نیز بخوبی می دانند که دیگر بر این مردم نمی توان حکومت کرد. پس احتمالا برنامه بعدی آل سعود برای بحرین، دست بردن در ترکیب جمعیتی بحرین و تغییر اکثریت شیعه آن کشور به اکثریت وهابیست. بدین ترتیب علاوه بر اینکه اکثریت جمعیت، تابع محض اوامر آل سعود هستند، نفوذ آل سعود بالاتر نیز خواهد رفت، اما از آنجایی که خانه عنکبوت سست و ویران است ، کید آل سعود نیز سست و ویران است.کافیست نگاهی به جنوب غربی کشورشان بیندازند تا از ورود موج ناخوانده اعتراضات با خبر شوند.اعتراضاتی که هم اکنون در یمن بیشترین فعالیت خود را دارد و پیش لرزه های خود را طی روزهای اخیر درعربستان نشان داده است.
 
يادداشت از مرتضی جمالی، دبیر کانون سياسي بسیج دانشجویی علوم پزشکی شیراز.
 
/انتهای پیام/
پربازدیدترین آخرین اخبار