کد خبر:۱۲۱۷۴۹
دغدغهای به بهانه بحرین
بیتوجه شدهایم، باور کنیم!
این روزها که اخبار بحرین را می شنویم و تصاویر تاسفباری از تحولات این کشور را از دریچه جعبه جادو به نظاره می نشینیم، گویا دیگر مثل گذشته از این همه نامسلمانی رژیم های فاسد برافروخته نمی شویم.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»، سيد مهدي موسوي؛ این روزها که از کنار دکه های روزنامه فروشی رد می شویم .... این روزها که گیرنده های تلویزیونی مان را روشن می کنیم و برحسب اتفاق یا عادت یا هر چیز دیگری اخبار را دنبال می کنیم ... همین روزها که در دنیای مجازی گشتی می زنیم، بلکه خبری پیدا کنیم یا مطلب جالبی به تورمان بخورد... این روزها....
واقعیت تلخی است... البته اگر تلخی اش را از عمق جانمان بچشیم و بر این باور باشیم.
این روزها که اخبار بحرین را می شنویم و تصاویر تاسف باری از تحولات این کشور را از دریچه جعبه جادو به نظاره می نشینیم، گویا دیگر مثل گذشته از این همه نامسلمانی رژیم های فاسد و دیکتاتور عربی عصبانی و برافروخته نمی شویم.
نمی دانم شاید این گونه سخن گفتن و این گونه نوشتن تا حدی مصداق دیدن نیمه خالی لیوان باشد.
شاید واقع بینانه نباشد. شاید به قول بعضی ها ما را به اوضاع و احوال اعراب حتی اگر شیعه باشند چه؟! (خدا می داند چقدر از این گونه تحلیل ها بدم می آید آن هم نه از عوام جامعه مان که از برخی دوستان رسانه ای و به ظاهر متعهد!)
هر چه باشد واقعیت را که نمی توان نادیده گرفت. چند کیلومتری آن طرف تر از مرز ساحلی ما در خلیج فارس، وحشیانه ترین بی حرمتی ها به بالاترین مقدسات ما صورت می گیرد و در این بین برخی از ماها که مع الاصف در شمار اقلیت هم نیستیم، منتظریم ببینیم كه بالاخره سری بیستم «قهوه تلخ» کی بیرون می آید تا بلکه بدانیم «باباشاه» و «بابا اتی» و «بلد» و دیگر هنرمندان بزم فرهنگی آقای خنده این بار چطور می خواهند ما را بخندانند.
اصلا چند نفر ما وقتی گعده می گیریم حرف از بحرین می زنیم. جر و بحثی می کنیم ، آه و حسرتی می کشیم! نمی دانم شاید ایراد از ما نباشد که اسفندیار دولت فکر و ذهن همه مان را مشغول کرده است.
اشتباه نشود! این «ما»یی که مرتب از آن سخن به میان می آید شامل آن عده که حقیقتا با شور و شوق فراوان حاصل از دغدغه و تکلیف اسلامی خود چه در وبلاگ ها و چه در مراسم های مختلف همراهی شان را با مظلوم و بیزاری و نفرتشان را از ظالم نشان داده و می دهند، نمی شود.
اما چه می توان کرد که نوعی بی توجهي و یا حداقل کم توجهي در قبال مسئله بحرین در کشور ما وجود دارد، هر چند در بعد رسانه ای کم و بیش چیزهایی گفته می شود. چیزهایی نوشته می شود. فریادهایی از سینه های دردمند بر می آید که کربلای امروز ، کوچه های بنی هاشم بحرین است.
حالا خودمان، خدا وکیلی چند درصد جمعیت کشور ما حقیقتا برایشان مهم است که رژیم آل خلیفه در بحرین و با مردم شیعه و حتی سنی خود چه می کند؟!
چند نفر واقعا در خود این احساس مسئولیت را دارند و البته دغدغه و همتش را که کمکی کنند. کاری کنند و قدمی بردارند.
ایراد گرفتن از دیپلماسی ضعیفمان پیشکش ،خودمان چه کرده ایم.
اینجاست که به نظر می رسد باید به خود تلنگری بزنیم و باری دیگر وجدان خود را بازخواست کنیم؛ که چرا در برابر فریاد مظلومانی از تبار محبان و شیفتگان اهل بیت در کشور 800 هزار نفری بحرین آن طور که باید و شاید حساس و فعال نیستیم.
مگر نمی دانیم که وهابیون خبیث آل سعود این روزها بدترین توهین ها را به عزیزترین مقدسات شیعه می کنند و مغرورانه ماشین جنگی عاریتی خویش را در خیابان های بحرین به راه انداخته اند تا بلکه کوچکترین اعتراض را در نطفه خفه کنند
ای کاش یکی ما را از خواب بیدار کند. کاش ...!
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰