سينماي ايران به «مرهم» نياز دارد
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ با فيلم مهمي روبروييم؛ فيلمي بسيار مهم، فيلمي كه بيش از آن كه مهم باشد، گرم است و بيش از آن كه گرم باشد، تلخ، و بيش از آن كه تلخ باشد زيبا.
فيلمي بشدت گرم در فضاي بشدت سرد؛ «مرهم» دوبار به يادمان آورد كه سينما هنوز زنده است، اگر چه زير هجوم غم ها و غصه ها؛ «مرهم» دوباره به يادمان آورد كه خدايي هست، اگر چه ناپيدا و آسماني، اگر چه ابري و باراني، اگر چه در سكوت.
«مرهم» حديث اين روزهاي ماست، حديث قصه پر غصه روزگار بي واژه اي كه چشم ترمان در تنگناي ابراندود اين آسمان تيره از پشت حصارها و درماندگي ها به نقطه اي در امتداد معصوميت هاي از دست رفته و آرمان هاي بر باد رفته خيره شده است.
«مرهم» جهش روح عصيانگري است كه در بهت خيابان از پيچ و خم تاريكي و باران به سختي و مرارت مي گذرد و خود را به آستانه غم هاي بزرگ، اما شيرين مي رساند.
از خود مي پرسم چطور ممكن است غمي بزرگ باشد و در عين حال شيرين، آن گاه به ياد عزيز با آن چادر چركيده و دست هاي پينه بسته و چشم هاي نگران در فيلم «مرهم» مي افتم و به خاطر مي آورم كه غم هاي بزرگ هم مي توانند شيرين باشند؛ به شيريني عزيز، به شيريني دلواپسي ها و نگاه هاي خيره اش از پس التهاب دخترك جوان فراري و در امتداد اين همه خيابان تاريك و پردود با آدم هايش؛ آدم هايي كه هي مي دوند، اما نمي رسند.
«مرهم» پس از سال ها دوبار به خاطرمان آورد كه سينما زنده است و تلنگر زد كه سينماي اجتماعي، حتي در اين دوران نيز مي تواند و بايد باشد، در حالي كه سينماي اجتماعي ايران سال ها بود كه در فقدان و حرمان مرده بود.
«مرهم» تولد دوباره اين سينماست در روزگار حسرت ها و رخوت ها؛ «مرهم» حديث دردهاي نهفتني و نگفتني است؛ حديث دردمندي و پريشاني در عصر آخر و نگارنده مي داند سينماي ايران چقدر تشنه مرهم بود.
فيلمي گرم و پر تپش و تلخ و پر تنش با ميزانسن هاي درست و عوامل حرفه اي و بازي هاي خوب و كارگرداني استادانه و متعهدانه عليرضا داوودنژاد.
«مرهم» به راستي و درستي واكاوي يك زخم است؛ زخمي كه هست حتي اگر بي بهبود باشد، بگذار ديگران خيال كنند زخم ها با مخفي ماندن و نديده گرفتن نابود مي شوند، اما آنها فقط خيال مي كنند و آسمان و حصار و خيابان چيز ديگري مي گويند و «مرهم» چيز ديگر مي گويد.
فيلم «مرهم» در عين حال كه اثر نقادانه در حوزه سينماي اجتماعي است، از تمام ويژگي هاي يك فيلم خوب و جذاب نيز برخوردار است؛ به نحوي كه آن تلخي ها و نامرادي ها موجب نمي شود تا مخاطب فيلم را دوست نداشته باشد.
تمامي مولفه هاي ساختاري و محتوايي تا آنجا كه ممكن بوده و در توان كارگردان قرار داشته، در فيلم «مرهم» ظهور و بروزي جذاب و گيرا و تكان دهنده داشته است.
اما يك نكته مهم، يك نكته خيلي خيلي مهم، فيلم «مرهم» يك فيلم تلخ و تاثربرانگيز است حاوي هشدارهاي جدي كه با چشماني كاملا باز زير پوست شهر را به نظاره نشسته است، اما نه ذره اي سياهنمايي در آن است و نه اندكي وطن فروشي و اينها همه يعني شرافت، دلسوزي، تعهد و هنرمندي كارگردان.
«مرهم» در سكانس پاياني روزنه هايي از اميد را براي مخاطب و چشم هاي تر او مي گشايد و در زخم هاي دل و ديده اش با اميد و مهرباني مرهم مي گذارد./انتهاي پيام/