حماسه 22 خرداد؛ شکست انقلاب مخملی و کودتای اپوزیسیون؛ اقتدار مدیریت ولایت فقیه
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۰۷۲۴

حماسه 22 خرداد؛ شکست انقلاب مخملی و کودتای اپوزیسیون؛ اقتدار مدیریت ولایت فقیه

در آغاز دهه چهارم انقلاب دشمنان خارجی و منافقان داخلی دست در دست هم داده بودند تا تیشه به ریشه انقلاب سلاله زهرا(س) بزنند، می‌خواستند با مدرنیزه کردن جمهوری اسلامی ایران روح ولایت و اسلامی شدن را از آن بگیرند و با بلند کردن شعارهای لیبرال سرمایه داری و سیاسی، جمهوری لیبرال ایرانی شکل دهند.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ فاطمه خسروپور، در آغاز دهه چهارم انقلاب دشمنان خارجی و منافقان داخلی دست در دست هم داده بودند تا تیشه به ریشه انقلاب سلاله زهرای اطهر(س) بزنند. می خواستند با مدرنیزه کردن جمهوری اسلامی ایران روح ولایت و اسلامی شدن را از آن بگیرند و با بلند کردن شعارهای لیبرال سرمایه داری و سیاسی، جمهوری لیبرال ایرانی شکل دهند.
 
قصه از آنجا است که آنان که پس از پرکشیدن امام روح الله (ره) و قد علم نمودن در برابر مقام عظمای ولایت قصد منحرف نمودن اسلام را داشتند با ایجاد رویه اشرافی گری و فاصله طبقاتی؛ فشار و... سعی در تنها گذاشتن علی دوران را در هزاره سوم داشتند.
 
آری هشت سال تنهايی ولایت، در دوران سازندگی تنهایی علی را به یاد انسان می آورد و اما دوم خرداد 76 مردمی که از فشارها و تبعیض ها به تنگ آمده بودند، به دنبال راه نجاتي می گشتند و در این میان جریان تنهایی علی به گونه ای دیگر رقم خورد؛ چرا که اینبار مردم فریب واژه آزادی بدون عدالتی را خوردند که نوک تیز خود را به سمت ولایت نشانه رفته بود.
 
8سال حکومت اصلاحات و به تعبیری تداوم لیبرال اما در شاخه سیاسی، پروژه ای که از سال 72 با لیدرهایی مانند سروش کلید خورد که عصمت نبی اکرم (ص)را نیز تاب توان نداشت؛ با رهبری کسانی به حیات خود ادامه داد که جز منفعت هم حزبی های خود و زیر پا له شدن مردمان ایران زمین ثمری دیگر نداشت . و به راستی چرا؟
 
زمان به عقب برگشته بود و تاریخ تکرار شد اینبار طلحه و زبیرها در قالب دیگری درآمدند و نوک تیز شمشیر عایشه و طلحه و زبیرها، ادبیاتی از جنس تهاجم به اسلام، ولایت و هرچه که نام ارزش اسلامی می گیرد، را نشانه گرفته بود.
 
8سال رکود، تحقیر و... و باز هم براستی چرا؟ مگر چند سال از خون گلگون کفان این مرز وبوم می گذشت که از خون آنها پله تصاعدی برای بالا رفتن هر چه ضد اخلاق بود ساخته شد. 8سال آماری را بر سر ملت می کوباندند و نتیجه اعتماد مردم به خود را سلاحی برای پیروزی خود بر اسلام می دیدند و به راستی چه زیبا گفت آن پیر سفرکرده که تاریخ اسلام پر از جنایات بزرگانش به اسلام است و علی دوران امام، سید علی (قدس سره) به تنهایی با عدالت طلبی، مبارزه با فقر و فساد و در یک کلمه مبارزه با کسانی که از ثروت و قدرتی که از ملت به امانت گرفته بودند پرداخت و چه زیبا از قدرت معاویه ها ما را هشدار می داد.
 
و اما آری چهارسال خدمات بی شائبه دولت نهم، انقلاب را به سمت ارزش های اصیل اسلامی برد و تجربه شکست قاطع لیبرال و مافیای قدرت و ثروت تکرار شد و اما انتخابات 88.... آنها که پس از چند بار شکست پیاپی در انتخابات شوراهای شهر و روستا، مجلس هفتم و هشتم، ریاست جمهوری نهم، این بار با توهم پیروزی، شروع به ایجاد حربه هایی علیه حاکمیت نمودند، تا به گفته خودشان با خودکشی سیاسی مواجه نشوند.
 
آری این افراد با اندیشه های سکولار- لیبرالیستی و با عقبه هائی نظیر سیلی خوردگان نظام اسلامی، مافیای فساد که خود را همتراز نظام می بیند و رسانه ها و استعمار غرب؛ به جنگ مردم و حاکمیت اسلامی آمده اند تا انتقام خود را از مردمی بگیرند که حاضرند جان خود را در راه ولایت بدهند.
 
اما اینان بدانند همانطور که ایادی استکبار در کشور به زباله دان تاریخ رفتند و از آنان جز لعنی ببش باقی نمانده است. اصلاح طلبان و آنانی هم که به جای تبعیت از ولایت و رای ولی نعمتان خود یعنی مردم با اغتشاش و آشوب در جای جای این کشور پهناور بخصوص حمله به محیط های آکادمی، سعی در مظلوم نمائی و گرفتن به اصطلاح حق خود به زور می باشند سرنوشت منتظری و بنی صدرها را پیدا کردند و به گورستان و زباله دان تاریخ پیوستند؛ چرا که مردم ایران با همدلی، وحدت و تحت لوای ولایت روز به روز بر اقتدار کشور و مکتبشان می کوشند.
 
انتخابات 22 خرداد نشان داد که ظرفيت هاي سياسي در ايران بسيار بالاست و اين ظرفيت ها توانايي آن را دارد تا 85 درصد از واجدين شرايط را پاي صندوق ها بکشاند. امروز بسياري سعي دارند تا حقيقت بزرگ و افتخار آميز 22 خرداد را در هاله ابهام قرار دهند و به تدريج مايه فراموشي اين دستاورد بزرگ را فراهم آورند اما بايد دانست که انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري در ايران با تمام حواشيش برگ زريني است در دفتر افتخارات نظام اسلامي.
 
اما در بازخواني جريانات انتخابات لازم است تا به نکته اي اشاره کرد و آن گفتمان حاکم بر رقابت سياسي در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بود. گفتمان اصلي در دهمين انتخابات رياست جمهوري گفتمان «امام و انقلاب» بود.
 
در واقع احزاب و جريانات سياسي شعار ها و رفتارهاي خويش را بر منهج آرمان هاي «امام و انقلاب» استوار ساخته بودند. هر چهار نامزد تابلوي انقلاب اسلامي را بالا برده بودند و زير بيرق آرمان هاي امام راحل سينه مي زدند. اين موضوع از دوجنبه قابل اهميت است. از سويي بدين معناست که نخبگان سياسي جامعه به آرمان هاي انقلاب توجه دارند و راه پيشرفت و توسعه را تنها در اسلام ناب محمدي (ص) کنکاش مي کنند. از سوي ديگر بايد دانست احزاب زماني بر يک شعار سياسي تمرکز مي کنند که اين شعار بتوانند با کسب آراي مردم آنان را بر کرسي قدرت بنشاند.
 
در واقع در آغازين سال هاي دهه چهارم از انقلاب اسلامي ايران مشخص شد که اصلي ترين نياز ملت ايران تحقق آرمان هاي انقلاب اسلامي است. مردم در سي سال پس از انقلاب اسلامي نه تنها از آرمان هاي اوليه انقلاب فاصله نگرفته اند بلکه به شدت در پي احزاب و گروه هايي هستند که علم انقلاب را بلند کرده اند.
 
اين موضوع خود ثابت مي کند که شکاف نسل ها آنگونه هم که عده اي مطرح مي کنند صورت نگرفته است. امروز نسل هاي دوم و سوم نيز در پي تحقق آرمان هاي «امام و انقلاب» هستند. اگرچه پس از انتخابات برخي از اين آرمان ها عدول کردند اما به هر حال اين موضوع نشان داد که گفتمان انقلاب اسلامي پس از سي سال طراوت و تازگي خويش را داراست و مي تواند سيل عظيمي از مردم را پاي صندوق هاي راي آورند.
 
اما پس از انتخابات 22 خرداد عده اي با اسم رمز «تقلب» به تمام آرمان ها و هويت خويش پشت پا زدند و دوشادوش معاندين عليه انقلاب اسلامي شمشير زدند. شايد در بدايت امر حوادث پس از انتخابات دهم نشانه اي از ضعف باشد اما در حقيقت پس از اين حوادث نظام انقلاب اسلامي يک گام به پيش رفت. نظام اسلامي شايد در جريان فتنه هزينه پرداخت اما هيچ گاه صدمه نديد. در عوض ملت ايران با پيروزي در امتحان الهي از اين مقطع حساس به سلامت عبور کرد.
 
به عقيده بسياري از صاحب نظران ايران پس از انتخابات 22 خرداد جايگاه بسيار مستحکم تري نسبت به قبل پيدا کرده است. طي حوادث انتخابات تمام امکانات غرب بسيج شد تا نظام اسلامي را ريشه کن کند اما نه تنها نتوانستند در اين راه به موفقيت دست پيدا کنند بلکه شکستي سنگين و مفتضحانه را پذيرفتند.
 
امروز تقريبا همه مي دانند که جريان اصلاحات غرب زده است و در راستاي اهداف بيگانگان تلاش مي کند. ايران پس از حماسه 22 خرداد بسيار مقتدرتر شده است. اگرچه تمامي معاندين داخلي و خارجي عليه انقلاب و ارمان هاي امام راحل قيام کردند و سعي داشتند تا وجهه نظام اسلامي را سياه جلوه دهند اما مردم با حضور خويش در راهپيمايي 9 دي و 22 بهمن نشان دادند که روي آرمان هاي امام و انقلاب همچنان ايستاده اند و با وجود فضاي غبارآلود فتنه توانايي تشخيص حق از باطل را دارا هستند.
 
اگرچه حوادث انتخابات موجب شد تا رسانه هاي غربي ماه ها به ياوه گويي عليه نظام بپردازند اما در عوض مشخص شد که عده اي در لفافه سعي دارند تا بنيان هاي انقلاب را متزلزل سازند. اگرچه تني از بسيجيان در خيابان هاي تهران به خاک و خون کشيده شدند اما جوشش اين خون هاي مطهر به جريان عظيمي در سرتاسر کشور مبدل شد که نفاق را به محاق برد.
 
انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري برگ زريني از حضور همراه با بصيرت مردم در عرصه هاي سياسي و جانفشاني آنان براي ارزش هاي انقلاب است. حماسه 22 خرداد و حوادث پس از آن به خوبي هويدا ساخت که با گذشت بيش از سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي نه تنها نمي توان آرمان هاي انقلاب را به موزه فرستاد بلکه اين آرمان ها بايد سرلوحه کاري دولت ها، احزاب و جريانات سياسي قرار گيرد.
 
اين حق مردم است که حاکمان به خواسته آنان توجه کنند، مردم ايران نشان دادند که حتي اگر منتسبين به امام نيز دست از آرمان هاي ايشان بکشند آنان هرگز صحنه را خالي نمي کنند. انتخابات دهم و حوادث پس از آن نشان داد که مردم ايران يكپارچه پشت سر ولي خويش آماده شهادت هستند. لذا مي توان گفت مردم و نظام اسلامي با عبور از فتنه سبز گامي بلند در تثبيت حکومت اسلامي برداشتند.
 
شاید در نگاه اول این‌گونه به ذهن متبادر ‌گردد كه این قبیل انتقادات و اظهارنظرها نوعی بهره‌گیری از تكنیك‌ها و تاكتیك‌های جنگ روانی است كه برای منفعل كردن رقیب به كار گرفته شده است؛ اما توجه جدی به اظهارات و برنامه‌های تبلیغاتی آنها، اهداف و مقاصد پشت پرده‌ای را آشكار می‌كند.
 
قرائن و شواهد نشان می‌داد تلاشی مرموزانه، استتار شده و بسیار پیچیده طراحی و پیاده شده است تا زمینه یك انقلاب رنگی را در ایران فراهم آورند. روزنامه‌ها و سایت‌های مهاجم به دولت نهم، سرشار از این شواهد و قرائن است. برخی از آنها را چنین می‌توان شمارش كرد:
 
1- تشكیك در سلامت انتخابات و القای تقلب در انتخابات
 
2- طرح نظارت بین‌المللی بر انتخابات و تشكیل كمیته صیانت از آرا
 
3- افزایش انتظارات و مطالبات عمومی
 
4- تلاش برای سلب اعتماد مردم از نظام و القای نا‌كار‌آمد بودن حاكمیت
 
5- هجمه‌ به گفتمان انقلاب و امام و رهبری
 
6- اعلام خطر، تهدیدنمایی، بحران‌نمایی و سیاه‌نمایی از اوضاع كشور
 
7-توهین و تخریب و دروغ‌بافی بی‌سابقه علیه دولت
 
8- لشكركشی و به صحنه آمدن تمامی مخالفین و معاندین نظام
 
- ایجاد انقلاب رنگی در كشور ما بخشی از پازل راهبردی امریكا برای تغییر ساختار جمهوری اسلامی ایران است كه تاكنون به دفعات طراحی شده؛ اما در هر نوبت با شكست مواجه گردیده است.
 
پیشینه انقلاب مخملی در ایران به سال 1378 و حادثه كوی دانشگاه باز می‌گردد. در روزهای آغازین سال 1378 نتانیاهو، نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی، خواستار اجرای فوری پروژه انفجار از درون ساختار حكومتی ایران شد و تأكید كرد: ‌باید با ایران كاری كرد تا همان اتفاقی كه در شوروی سابق صورت گرفت، پیش آید و آن هم انفجار از درون است.
 
حادثه كوی دانشگاه با القای خبر كذب مبنی بر كشته شدن پنج دانشجو در جریان درگیری با نیروی انتظامی از سوی خانم «ص- و» و تشدید این فضا توسط نشریات زنجیره‌ای، هیجان‌گرایی و برانگیختگی در فضای سیاسی جامعه شكل گرفت. در این هنگام تجدید‌نظرطلبان سعی داشتند با گسیل داشتن دانشجویان به سوی بیت رهبری، به زعم خود، پروژه انقلاب مخملی و نافرمانی مدنی را كلید بزنند كه با حضور میلیونی مردم در صحنه‌ دفاع از انقلاب و رهبری این توطئه خنثی شد و عقیم ماند.
 
- القای انسداد سیاسی در كشور (1379) و تئوریزه كردن مقاومت مدنی (نافرمانی مدنی) از سوی مسافرین كنفرانس ننگین برلین، مرحله دیگری از ساماندهی انقلاب مخملین در ایران بود. در همین رابطه اكبر گنجی در گفت و گویی با نشریه كریستین ساینس مانیتور تصریح كرد: «امیدوارم كه مدل انقلاب بدون خون‌ریزی چكسلواكی، در ایران انجام گیرد. ما قدم به مرحله‌ای از دموكراسی می‌گذاریم كه هزینه‌ای دارد، برای رسیدن به هرچیز باید بهای آن را داد.
 
سرانجام این مرحله منجر به ایجاد اغتشاش و آشوب در جریان نشست دفتر تحكیم وحدت در شهر خرم‌آباد گردید.
 
- در سال 1380 شبكه‌های ماهواره‌ای ضد انقلاب، جوانان را به نافرمانی مدنی فراخواندند. بی‌اعتنایی مردم به‌ویژه جوانان به فراخوان ضد انقلاب، آنان را دچار سرخوردگی كرد. در این مرحله نیز دشمنان جمهوری اسلامی ایران، انقلاب مخملین را به نظاره نشسته بودند كه همانند مراحل قبلی با ناكامی مواجه شدند.
 
-پروژه قرقیزستانیزه كردن انتخابات هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی در سال 1383، برنامه دیگری از مجموعه اقدامات تجدیدنظرطلبان برای ایجاد گسست در ساختار سیاسی و برهم زدن انسجام اجتماعی بود. این پروژه با استعفای برخی از نمایندگان رد صلاحیت شده مجلس ششم و برخی دیگر از مدیران دولتی آغاز شد؛ تحصن نمایندگان مجلس ششم نیز ادامه همین طرح بود.
 
بی اعتنایی جامعه به تجدیدنظرطلبان و ناآگاهی افراطیون از ظرفیت اجتماعی خود و از همه مهمتر قاطعیت رهبر معظم انقلاب اسلامی، این پروژه را نیز با شكست مواجه كرد.
 
- ساماندهی انقلاب مخملی در ایران به‌وسیله بنیاد سوروس با واسطه افرادی همچون: هاله اسفندیاری، كیان تاج‌بخش و رامین جهانبگلو از دیگر برنامه‌های براندازی نرم در ایران بوده است. براساس اعترافات هاله اسفندیاری، بنیاد سوروس با حمایت از برنامه‌های خاورمیانه‌ای مركز امریكایی «ولسون»، به‌دنبال ایجاد یك شبكه غیررسمی در ایران جهت عملی نمودن اهداف براندازی نرم بوده است.
 
در این راستا كیان تاج‌بخش (مدیر و نماینده بنیاد سوروس در ایران) سعی داشته است تا با اقداماتی همچون راه‌اندازی كارگاه‌های مطالعاتی متشكل از جوانان و دانشجویان و تدریس اصول و مبانی شبكه‌سازی اجتماعی زیرساخت‌های براندازی نرم در ایران را فراهم سازد. شواهد و قرائن نشان داد كه تجدید‌نظرطلبان هواخواه لیبرالیسم و سكولاریسم با پشتیبانی دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران، در حال طراحی و اجرایی كردن پروژه‌ دیگری از سلسله پروژه‌های انقلاب رنگی در انتخابات ریاست ‌جمهوری می‌باشند.
 
این پروژه كه گرجستانیزه نمودن و اوكراینیزه كردن انتخابات بود که از مدت‌ها پیش در دستور كار قرار گرفته است. با تحلیلی بر این جریان می توان گفت كه در اين حوادث شاهد به كارگيري مدلي بوديم كه تقريبا جديد بود و اين مدل بعد از سه دهه تهديدات دشمن مشابه همان روشي بود كه در شوروي سابق به عنوان يك قدرت بزرگ منجر به فروپاشي آن شد. و در واقع سرمايه‌‌گذاري غرب در اين حوادث بيش از آن تجربه موفق در شوروي را داشت و با اين شرايط سؤال اين است كه چرا اين برنامه‌ها در ايران موفق نشد؟
 
امروز خود دشمنان به اين شكست اعتراف و اعلام مي‌كنند كه محور اصلي شكست‌شان در اين حوادث، رهبري ايران بوده است كه اين موارد را بايد تصديق كرد. به گفته كارشناسان مسائل سياسي با بيان اينكه در اين مدل جديد با يك كودتاي نرم در كشور مواجه شديم كه مي‌خواست اساس نظام را تغيير دهد، ‌اين كودتا به نتيجه نرسيد چون ساختار نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران كه از سوي امام خميني (ره) ترسيم شده بر مبناي مثلثي استوار است كه اسلام در راس آن قرار دارد و مردم و ولايت فقيه نيز دو طرف آن هستند.
 
در پایان باید به این سوال جواب داد كه مدل مديريتي مهار فتنه 88 چگونه بوده است؟ در پاسخ به این سوال باید گفت كه اين مدل مخصوص ولايت فقيه است كه بايد آن را به خوبي شناخت. در اين مدل مديريتي پديده‌هايي كه رخ مي‌دهد در گام اول از جانب ولايت، غيرامنيتي تلقي مي‌شود و واژه بحران به آن تلقي نمي شود.
 
در واقع به زعم کارشناسان، اين نوع نگاه و مديريت در زمان حضرت امام و همچنين مقام معظم رهبري جاري بوده است ما در تمام سال‌هاي گذشته شاهد بوديم كه زماني كه از خطوط قرمز نظام عبور مي‌شد، حضرت امام و مقام معظم رهبري مقتدرانه در مقابل اين گونه حركات ايستادگي مي‌كردند به شكلي كه در زمان دوم خرداد و موقعي كه برخي وزراي دولت خاتمي اعلام كردند كه انتخابات مجلس ششم را برگزار نمي‌كنند، مقام معظم رهبري قاطعانه فرمودند كه اين مسئله بر اساس قانون بايد اجرا شود.
 
در مدل مديريتي كنترل تهديد نرم،‌ مقام معظم رهبري از روشي با همان جنس براي مقابله با تهديدات نرم استفاده كردند كه در اين مسير گام اول توليد بصيرت در جامعه بود كه شاهد بوديم مقام معظم رهبري نيز بارها در بصيرت در بين اقشار مختلف جامعه تاكيد داشتند.
 
روشنگري و اقناع افكار عمومي، مردمي كردن مقابله با اين گونه تهديدات و ترسيم و تبيين شاخص‌هاي مقابله با دشمن نيز يكي ديگر از روش‌هاي مقابله با جنگ نرم محسوب مي شود./انتهای پیام/
پربازدیدترین آخرین اخبار