کد خبر:۱۳۱۳۰۲
بمناسبت ميلاد حضرت اميرالمومنين علي(ع)
مولود كعبه و نگاهي به ريشههاي اختلاف مسلمين در رهبري جامعه بعد از پيامبر(ص)
جامعه اسلامي بعد از پيامبر اعظم (ص)، مشحون از حوادث و فراز و نشيبهاي مهم سرنوشت ساز و پديد آمدن ايام حساس و خطرناك است كه در اين مسير جميع مدعيان ايمان مورد آزمايش و امتحان الهي قرار گرفتند و به تدريج مومنين حقيقي از مدعيان ظاهري ايمان جدا شدند.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ عباس بن عبدالمطلب بايزيد بن قعنب و گروهي از بني هاشم و عدهاي از قبيله بني العزي، گواه بودند كه فاطمه بنت اسد مشغول طواف كعبه بود كه ناگهان او را درد زايمان گرفت و در اين حال نظر به طرف آسمان افكند و گفت كه پروردگارا! من به تو و پيامبرت ايمان آوردهام و به هر كتابي كه نازل كردهاي تصديق دارم تو را سوگند مي دهم به حرمت اين خانه و كسي كه اين خانه را بنا كرده و به فرزندي كه در شكم دارم و با من سخن مي گويد و يقين دارم يكي از آيات جلال و عظمت توست ولادت او را بر من آسان فرما.
ناگهان ديوار عقب خانه خدا (ديوار پشت درب كعبه) شكافته شد و فاطمه بنت اسد داخل خانه گشت و شكاف ديوار بهم پيوست و درب خانه به روي هيچ كس تا سه روز گشوده نشد و روز چهارم همان موضع شكافته شد و فاطمه بنت اسد در حاليكه اسدالله غالب علي بن ابيطالب (ع) را به روي دست داشت بيرون آمد و گفت: «علي اعلي» نام او را علي نهاده است و از اين جهت مرا بر تمام زنان فضيلت داده است در اين حال ابوطالب فرزندش را بر سينه گرفت و با فاطمه بنت اسد به سوي ابطح حركت كرد.
علي(ع) دوران كودكي خود را در كنار و آغوش پرمهر رسول خدا گذراند و پيامبر(ص) او را در آغوش مي فشرد و علي(ع) همچون كودك تازه از شير گرفته شده به دنبال آن حضرت بود و هر آنچه كه خداوند از طريق فرشتهاي از فرشتگان خود به محمد(ص) تعليم مي داد حضرت محمد(ص) هم آنها را به علي (ع) آشكار مي كرد و فرمان مي داد و علي(ع) به او اقتدا مي نمود.
نگاهي به ريشههاي اختلاف ميان مسلمين در رهبري جامعه اسلامي بعد از پيامبر(ص)، در زمينه رهبري جامعه اسلامي بعد از پيامبر اكرم(ص) مشهون از حوادث و فراز و نشيبهاي مهم سرنوشت سازو پديد آمدن ايام حساس و خطرناك است كه در اين مسير جميع مدعيان ايمان مورد آزمايش و امتحان الهي قرار گرفتند و به تدريج مومنين حقيقي از مدعيان ظاهري ايمان جدا شدند و اين حركت همواره ادامه داشته و همچنان الي يوم الحساب ادامه خواهد داشت.
براين اساس، به سراغ يكي از اين مقاطع حساس و پرخطري كه تاريخ اسلام پشت سر گذاشت و اسباب آزمايش افراد را در سطح كم نظيري فراهم ساخت، مي رويم و ريشههاي اختلاف را در آن جستجو مي كنيم.
آن مقطع حساس مربوط به زماني مي شود، كه اشرف مخلوقات، سبب وجود كائنات، پيامبرگرامي اسلامي به ديدار جهان آفرين شتافت و به لقاء رب العالمين پيوست و عالمي را بر ماتم خود نشاند.
در آن شرايط خطير و بحراني به عموم مسلمانان واجب بود تا براي نجات خويش از گمراهي و فتنه، نصايح و راهنماييهاي رسول الله(ص) را در زمينه امامت و رهبري اميرالمومنين علي(ع) نصب العين قرار دهند.
ولي متاسفانه بي تفاوتي گروهي از مسلمين و عدم آگاهي گروهي ديگر از يك سو و تلاشهاي سخت و پيگير منافقين از سوي ديگر سبب شده تا تصميم گيري در امور به دست عدهاي كج انديش و ناهل بيفتد.
همان كساني كه از بي توجهي و بي مبالاتي مسلمانان استفاده سوء كردند و از موقعيتهاي ظاهري خود بهره جسته و سفارشها و وصاياي پيامبراكرم(ص) در زمينه ولايت و رهبري علي(ع) را تفسير و تاويل ناصواب نمودند و بدين وسيله مردم را از مسير امامت و رهبري صالحان و برگزيدگان، منصرف ساختند.
از آثار و رهاوردهاي اين فاجعه بزرگ، بيعت ناگوار و غم انگيز علي(ع) به خاطر مصالح اسلام و مسلمين و شهادت اولين و آگاهترين مدافع ولايت يعني زهراي اطهر(س) اين محبوبترين انسان نزد رسول الله(ص) و منزوي شدن اصحاب خاص پيامبراكرم(ص) و حاكميت نااهلان بوده و پس از آن دو «تز» و دو «ديدگاه» در زمينه خلافت و رهبري در ميان مسلمين به وجود آمد و به تدريج انشعاب وسيعي را سبب شد و اسباب پراكندگي و افتراق هر چه بيشتر مسلمانان را پديد آورد.
البته بعد از گذشت زمان، تمام كساني كه كينه اسلام را بر دل داشتند مانند منافقين در تراز كفار، از وقوع اين فاجعه بزرگ استفاده كردند و درصدد دامن زدن به اين اختلاف برآمدند تا به افتراق و جدايي مسلمين وسعت بيشتري بدهند.
آنان در طول تاريخ همواره تمام امكانات خود را براي تحقق نهايي اهداف خود كه در راس آن، هدم و نابودي اسلام بوده است به كار گرفتند و متاسفانه در مقدمات كار خود كه به وجود آوردن اختلافات وسيعتر در ميان مسلمانان بود تا حد زيادي موفق بودند./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰