کد خبر:۱۳۱۴۲۱
نامه به پدران آسماني/
خوش به حال من که هدیههایم آسمانی است
می خواستم از مهربونیات بگم، احساس میکنم یه جورایی سفارشم را پیش خدا کردی؛ چون آن یکتای نازنین هیچ وقت من را تنها نگذاشته، ولی یادت باشه من هم دختر خوبی برات بودم و فکر میکنم هدیه یک مرد آسمانی به دختر خوبش، بجز این هم نمیتواند باشد.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ از چند ماه مونده به میلاد آقا امیرالمومنین دور هم جمع می شن و لحظه شماری می کنن برای رسیدن جشنی که خودشون اسمشو گذاشتن جشن دیدار با پدران آسمانی و گاهي نامه اي هم براي پدرانشان مي نويسند.
هوالمحبوب
به کوی میکده یارب سحر چه مشغله بود
که جوش شاهد و ساقی و شمع و مشغله بود
حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنی است
به ناله دف و نی در خروش و ولوله بود
مباحثی که در آن مجلس جنون می رفت
ورای مدرسه و قال و قیل مسئله بود
خواستم حالا که به روز پدر نزدیک می شویم برایت نامه بنویسم. خب از کجا شروع کنم؟ تو را چه خطاب کنم٬ پدر؟ اولین بار که هیچ، آخرین باری هم که تو را به این نام خوانده ام به خاطر نمی آورم. هر وقت هم که این واژه را شنیده ام مساوی بوده با تفنگ٬ خون٬ اخلاص٬ اسطوره٬ ایثار٬ شجاعت.
نه...نه...اینها را نمی خواهم، اصلا مگر همه برای اینکه پدر خوبی باشند باید این چیزها را داشته باشند؟ ببین هنوز مخاطب ندارم، اما دارم می نویسم. فکر کنم آهان آسمانی٬ این بهتر است قهرمان مرد آسمانی.
سلام مرد آسمانی! می خواهم برایت نامه بنویسم٬ اما نه مثل بچه هایی که حضور فیزیکی پدر را کنار خود دارند و مهربانی های او را در حق خود با نوشتن نامه یادآوری می کنند.
نه٬ نمی خواهم از نبودنت بگویم٬ بلکه قرار است از نیمه پر آن بگویم٬ از مهربان بودنت. چه اگر بخواهم از نیمه خالی آن بگویم٬ نامه که هیچ باید چند جلد کتاب بنویسم.
بماند «عید است و آخر گل و یاران در انتظار» پس «ساقی به روی ماه ببین ماه و می بیار» گفتم از مهربان بودنت، حتما تعجب می کنی بابایی که دختر سه ساله اش را بدون خداحافظی ترک می کند مگر مهربان هم می شود؟ چه کنم من هم مثل خودت کارهای عجیب و غریب زیاد انجام می دهم!
یادت هست توی نامه ات نوشته بودی: لیلا کوچولو حتما داری می خندی بخند تا دنیا به رویت بخندد. نمی دانم به خاطر حرف توست یا همان ویژگی کودکی ام که هنوز هم لبخند را فراموش نمی کنم.
می خواستم از مهربانی هایت بگویم، احساس می کنم یه جورایی سفارشم را پیش خدا کرده ای چون آن یکتای نازنین هی چوقت من را تنها نگذاشته، اصلا احساس می کنم بیش از حد به من لطف می کند، ولی یادت باشد من هم دختر خوبی برایت بوده ام و فکر می کنم هدیه یک مرد آسمانی به دختر خوبش، بجز این هم نمی تواند باشد.
خوش به حال من که هدیه هایم آسمانی است! من قدر هدیه های آسمانی تو را می دانم و از بارش باران لطف آن معبود بی همتا تا نهایت توان بهره می گیرم. چشم هایم را می بندم و زیر باران عاطفه آن لطیف عزیز راه می روم. وه...که چه لذت بخش است با گونه های خیس در خنکای یک شب بارانی گام برداشتن در یک راه طولانی با حس سنگینی نگاه دو چشم روحانی.
آهای مرد آسمانی هنوز هستی! می خواستم مهربانی هایت را در روز پدر جبران کنم. در این فکر بودم که چه هدیه ای برایت بگیرم، اصلا چگونه به دستت برسانم؟ باز هم فکر کنم کار خودت بود یعنی یکی دیگر از آن هدیه های آسمانی. با من تماس گرفت، نمی شناختمش، وقتی حرف زدیم دیدم که او هم دختر یک مرد آسمانی است. گفت می خواهیم جشن بگیریم، با خیلی از آنهایی که فرزندان مردان آسمانی اند.
جشن دیدار با پدران آسمانی! و چه اسمی بهتر از این می توانست داشته باشد؟ چون جشنی بود برای مردان آسمانی که پدر بودند. نه فقط پدر ما که پدر همه بچه های ایران.
به خاطر همین هم از همه دعوت کردیم، چه آنها که پدران آسمانی داشتند و چه آنها که پدران زمینی. حالا هم چهار روز مانده به جشن، جشن دیدار با پدران آسمانی، همه می آییم پیش شما، بهشت زهرا، گلزار شهدا و هدیه هایمان را همان جا به شما تقدیم می کنیم.
می آییم پیش شما تا مطمئن شویم خودتان هم توی جشنتان هستید. راستی شاید همه بچه ها فرصت نکنند به بابا هایشان نامه بنویسند، شاید اصلا بعضی با آنها قهر باشند. فکر کنم آنها هم بیایند.
پس خودت دوستانت را دعوت کن، همه آنهایی را که می دانی آسمانی شده اند.
غافلگیر شدی؛ چون این اولین باری است که بچه های مردان آسمانی برایشان جشن می گیرند آن هم در خیلی از جاهای ایران. پس همه بیایید. چون اگر خوشتان بیاید تصمیم داریم هر سال برگزارش کنیم البته باشکوهتر از سال قبل.
همه کارهایش را هم خودمان انجام دادیم. خیلی سخت بود، خودت می دانی که باید از چه چیزهایی عبور می کردیم تا اجازه می دادند خودمان کار کنیم. آخه از وقتی شما رفتید همه می خواستند بابای ما باشند ولی ما دیگر بزرگ شده ایم و می خواهیم نشان بدهیم برای اینکه به بابایمان تبریک بگوییم نیاز به کمک دیگران نیست.
پس کار خودمان است خود خودمان.
وای! چه جشنی می شود، جشن دیدار با پدران آسمانی با همت فرزندان مردان آسمانی. هم جشنمان بی نظیر است، هم مخاطبان جشن و هم برگزارکنندگان آن.
ابراز مهربانی این همه فرزند شهید به پدران آسمانی شان خیلی دیدنی میشود.
لیلا معین، فرزند شهيد معين
/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰