کد خبر:۱۳۱۴۵۱
یادداشت//
على(ع) مرد حق و مظهر عدالت
على(ع) مرد حق و مظهرعدالت است او که نام خود را از پروردگار متعال گرفته در اين روز پا به عرصه خاكي نهاد تا زمينیان در چشمه جوشان معرفت او تن بشویند و به نور وجودیش رخ برگشایند.
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو» امیرحسین جعفری؛ على(ع) مرد حق و مظهر عدالت است او که نام خود را از پروردگار متعال گرفته در اين روز پا به عرصه خاكي نهاد تا زمينیان در چشمه جوشان معرفت او تن بشویند و به نور وجودیش رخ برگشایند.
سخن گفتن و نوشتن درباره على (ع) سخت دشوار است
زيرا اقيانوس فضايل بزرگى چون او را كه جامع الاضدادش خواندهاند، نتوان با بياني الكن و بضاعتى مزجات، تشريح كرد و به قول ابن ابيالحديد معتزلي«چه بگويم در باره بزرگمردى كه هر فضيلت به او باز ميگردد و هر فرقه به او پايان ميپذيرد و هر طايفه او را به خود مى كشد. او سالار همه فضايل و سرچشمه آن و يگانه مرد و پيشتاز عرصه آنها است. رطل گران همهى فضيلتها او راست و هر كس پس از او در هر فضيلتي، درخششى پيدا كرده، از او پرتو گرفته و پيروي كرده و در راه او گام نهاده است» كتاب فضل تو را آب بحر كافى نيست كه تر كنم سر انگشت و صفحه بشمارم ولي به مصداق سخن مولوي: «آب دريا را اگر نتوان كشيد هم به قدر تشنگى بايد چشيد»
و خداوند علی(علیه السلام) را آفرید...
جمعه بود، و سیزدهم ماه رجب از سال دهم قبل از بعثت، جهان با لحظه حساس تاریخ خود، هنوز ده سال فاصله داشت، باید این لحظه حساس با بعثت رسول خدا تکوین یابد و نقطه عطفی در تاریخ بشریت بوجود آورد، نقطه ای که دنیای کهنه و فرسوده را از دنیای جدیدش جدا کند، خداوند در تدارک مقدمات این جهش تاریخی بود.
۱۳ رجب سال روز ولادت بزرگ مردیست از تبار نور که در مردانگی و غیرت بیهمتاست، کسی که پروردگار جهان او را در کتابهای آسمانی خود از صحف ابراهیم گرفته تا تورات موسی و زبور داوود و انجیل عیسی و قرآن محمد(ص) معرفی کرده و ستوده است.
او باب مدینه العلم و سرچشمه فضایل و مناقب و نمونه کامل پیغمبر گرامى اسلام است.
علی که نام خود را از پروردگار متعال گرفته در این روز پا به عرصه خاکی نهاد تا زمینیان در چشمه جوشان معرفت او تن بشویند و به نور وجودیش رخ برگشایند، او آمده تا بت های خانه خدا را در هم شکند و بر بام آن ندای یگانگی و توحید ذات اقدس الهی را سر دهد، فریاد حق طلبیاش را از میان کفر و نفاق به گوش جانهای عاشقان برساند و پرواز شور آفرین کبوتران عشق را جانی تازه بخشد. "نادعلیاً مظهر العجائب"
الگوهاي بارز عدالت عدالت
در سیره امیرالمومنین که از برجسته ترین نمودارهاست مدارا نکردن با ظالم، همدلی با مظلوم و کمک برای گرفتن حق مظلوم از ظالم، اینها چیزهایی است که در زندگی امیرالومنین در کلمات امیرالمونین و در نهج البلاغه به وضوع در صدها نقطه قابل ملاحظه است.
نام مقدس مولاي متقيان آن چنان با عدالت در آميخته كه علي، عدالت را تداعي مي كند و عدالت علي را، و عدالت همواره آميزه زندگي علي(علیه السّلام) بود و در فرجام نيز در راه اجراي عدالت و گسترش قسط، شهد شهادت نوشيد تا آن جا كه گفته اند: «و قتل في محرابه لشده عدله در محراب عبادتش به خاطر عدالت شديدش كشته شد»
البته بايد به اين نكته اشاره كرد كه از نظر امام، معيار تشخيص عدالت افراد، مطابقت درون با بيرون و عمل با گفتار مي باشد.
آموزه هاي دستوري امام درباره عدالت
تأمل در سيره و روش علي(علیه السّلام) در پنج سال حكومتش به روشني نشان مي دهد كه آن حضرت چون مولايش رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در اجراي قانون و پاسداري از حكومت اسلام دقتي بسيار داشته و با تمام توان كارگزاران را به اجراي عدالت و قانونگرايي فرا مي خوانده است. از جمله فراخواني هاي امام براي اجراي عدالت مي توان موارد زير را نام برد:
1- عدم استفاده نادرست از بیت المال
به امام علی علیه السلام در زمان حکومتش پیشنهاد کردند به کسانی که احتمال میرود به معاویه ملحق شوند، کمی از بیت المال را بدهد تا دلگرم شوند و امام را تنها نگذارند.
امام علیه السلام در پاسخ به این پیشنهاد فرمود:« آیا به من میگویید پیروزی را با ستم کردن به دست بیاورم؟ نه، به خدا سوگند تا زمانی که خورشید میدرخشد و ستارهای در آسمان سوسو میزند (تا دنیا دنیاست) هرگز این کار را نمیکنم. به خدا سوگند، اگر بیت المال برای من بود، انصاف و مساوات و عدالت را میان مردم رعایت میکردم، چه رسد به این که بیت المال از آن مسلمانان است و من اختیاری ندارم.»
2- رعایت تساوی حتی در نگاه كردن
به افراد امام(ع) به یكی از فرماندارانشان در سال 38هـ نوشته اند: «در نگاه و اشاره چشم، در سلام كردن و اشاره كردن با همگان یكسان باش تا زورمندان در ستم تو طمع نكنند و ناتوانان ازعدالت تو مأیوس نگردند.»
در نامه ای كه به محمدابن ابی بكر نوشتند نیز دقیقاً همین جملات دیده می شود. در این نامه ها امام از كارگزارانشان می خواهند مبادا با تبعیض به مردم بنگرند و آنان را از حق مساوات محروم سازند زیرا در صورت مشاهده چنین تبعیضی هم ناتوانان (گروههای ضعیف و آسیب پذیر جامعه) آن را رفتاری غیرعادلانه می انگارند و هم ثروتمندان و نور چشمان امكان ستم و بی عدالتی در حق ناتوانان را فراهم می بینند.
3- رشوه
به یکى از عمالش که رشوه گرفته بود فرمود: از خدا بترس و حق مردم را بازده، اگر بر تو تمکن یافتم وظیفه ام را نسبت به تو انجام مى دهم و با این شمشیر ترا به دوزخ مى فرستم.
4- عدم استفاده شخصى از بیت المال
هارون بن عنزه از پدرش نقل کرده که در قصر خورنق در کوفه بر على وارد شدم، زمستان بود و قطیفه کهنه اى پوشیده بود و از سرما مى لرزید گفتم یا امیر المؤمنین تو هم در بیت المال سهمى دارى چرا با خودت چنین مى کنى؟ فرمود بخدا سوگند از مال شما چیزى نمى گیرم و این قطیفه را از مدینه از اموال شخصى آورده ام. خوراکش از غله تهیه مى شد، با کمال سادگى همانند فقیرترین مردم زندگى مى کرد.
5- رعایت عدالت در خویشان
عقیل برادرش عرض کرد فقیرم و بچه هایم گرسنه و برهنه اند و سهمى که به من مى دهى کافى نیست سهم مرا از بیت المال زیادتر کن فرمود بیت المال مال من نیست که به شما زیادتر بدهم، صبر کن موقع تقسیم حقوق من حقوق خودم را به تو مى دهم، عرض کرد ناچار مى شوم به جاى دیگر پناه ببرم، و رفت نزد معاویه در جلسه اول 100 هزار درهم به او داد.
عبدالله بن جعفر به على عرض کرد پولى به من بده، فرمود: ندارم، عرض کرد بیت المال در اختیار شما است. فرمود مال من نیست اجازه بده تا حیوان سوارى خودم را بفروشم.
6- تساوى در قانون حتى درباره خودش
زره خودش را در دست یک نفر مسیحى دید، او را پیش شریح قاضى برد و فرمود: این زره مال من بوده نه آن را فروخته ام و نه بخشیده ام.
مرد مسیحى گفت زره مال خودم مى باشد. شریح گفت: زره دست این مرد و در تصرف اوست یا على آیا شاهد و بینه دارى که زره مال تو مى باشد.
فرمود ندارم. شریح گفت: پس زره مال این مرد مى باشد.
مرد مسیحى از این حکم تعجب کرد زره را برداشت و رفت على هم تسلیم حکم دادگاه شد.
مرد مسیحى از جلسه بیرون رفت و برگشت و گفت: شهادت مى دهم که این حکم از احکام پیامبران است که امیرالمؤمنین باشد و با یک فرد عادی براى قضاوت نزد قاضى برود و قاضى هم به نفع فرد عادی و به زیان امیر خود قضاوت کند. یا على زره مال تو است و من دورغ گفتم و اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله، مسلمان شد و در جنگ نهروان در لشگریان على شهید شد.
حضرت علی (ع) معجزه انسانیت
حضرت علی معجزه انسانیت است، مانند حضرت علی(ع) وقتی كه پیدا میشود میتوان گفت انسان موجود ناشناخته و بلكه عالم ناشناخته است.
یكی از جهاتی كه ثابت میكند حضرت علی علیه السلام انسان كامل است، جنبه همه جانبه وجود حضرت علی است، او هم با منافق مواجه شد، هم با كافر و هم با خشكِ مقدس خارجی.
آنجا كه باید وحدت اسلامی را حفظ كند مثل جریان بعد از وفات رسول اكرم، حفظ میكند.
آنجا كه به نام وحدت عدالت پایمال میشود، به خاطر عدالت بعد از عثمان قیام میكند.
علی، هم مظهر عشق است و هم مظهر عقل، پس حضرت علی هم مظهر عبادت است و هم مظهر علم، هم مظهر وحدت است و هم مظهر عدالت، هم مظهر عشق است و هم مظهر عقل. آری على(ع) مرد حق و حقیقت، کانون خرد و فضیلت و مظهرحلم، عزت، عدالت و سخاوت بود.
نام علی همواره همراه نام اسلام است، چراکه سراسر حوادث زندگى او با تاریخ اسلام عجین شده و مسلمین به وجود چنین شخصیت عالى مقام به خود مى بالند.
به راستی او یعسوب الدین بوده و خواهد بود، اساس حکومتش برپایه عدالت، مساوات و ارزشهاى الهى و انسانى پى ریزى شد و فرازهاى مهم و حساس تاریخ دین مبین اسلام حاکى از شهامت، شجاعت، ایثار، فداکارى و حق جویى جانشین مقتدر پیامبر اعهظم (ص) است که جهان تاکنون نظیر آن را به خود ندیده و بعد از این هم نخواهد دید./انتهای پیام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰