کد خبر:۱۳۱۴۷۱
يادم نرفت قرص معطر به دست عشق
در كوچههاي شهر نبي(ص) يادگار ماند / آن كولهبار شوق كه بر دوش ميدويد
يادم نرفت قرص معطر به دست عشق / در پيچش نقاب كه نشناسيم كه بود
در بزم مهر ميدود اينجا نوازشي
روزي كه خاطرات دوباره مرور شد
روزي كه خاطرات دوباره مرور شد
در كوچههاي شهر نبي(ص) يادگار ماند
آن كولهبار شوق كه بر دوش ميدويد
آن كولهبار شوق كه بر دوش ميدويد
يادم نرفت قرص معطر به دست عشق
در پيچش نقاب كه نشناسيم كه بود
در پيچش نقاب كه نشناسيم كه بود
اما من از عبور قدمهاي خستهتان
شعر بلند مرثيه را بو ميكشم
شعر بلند مرثيه را بو ميكشم
دل ميزند به تاب نفسها قصيدهاي
تا رونقي به شعر نو از نو هوس كنم
تا رونقي به شعر نو از نو هوس كنم
شرمندهام كه وزن قلم قابلي نداشت
هر چند پارهاي ز دبستانياش نگاشت
هر چند پارهاي ز دبستانياش نگاشت
تا كي ز زخمههاي دلم شرمگين شوم
در بزم مهرباني آقاي خوب خوب
در بزم مهرباني آقاي خوب خوب
سراينده: ضرغام نصرتي
/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰