آغاز بي‌حجابي در ايران
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۱۶۴۶
يادداشت//

آغاز بي‌حجابي در ايران

پرهيز از بدن نمايي و ميل به حفظ حريم تن و داشتن احساس شرم و عفت، صفت مشترك همه جوامعي بوده است كه به نحوي داري معنويت بوده، و انسان را فقط جسم و تن دانسته‌اند؛ درصورتي كه برهنگي از مختصات تمدن جديد غرب است.
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، رضا صفری؛ پرهيز از بدن نمايي و عرياني و ميل به حفظ حريم تن و داشتن احساس شرم و عفت، صفت مشترك همه جوامعي بوده است كه به نحوي داري معنويت بوده و انسان را فقط جسم و تن دانسته اند؛ درصورتي كه برهنگي همراه با فعاليت شديد غريزه جنسي از مختصات تمدن جديد غرب است.
 
اين تمدن از بدو ظهور تاكنون، مثل يك ابر تيره سعي داشته است تا آسمان سراسر جهان رابپوشاند و همه زمين را از آفتاب حقيقت محروم سازد و صد البته مملكت ما نيز از سايه شوم اين ابر زحمت درامان نمانده است.
 
يكي از ثمرات هجوم غرب به ايران تغيير لباس و رواج برهنگي درميان قشرهايي ازجامعه بوده است و از آن در رژيم طاغوت تحت عنوان «كشف حجاب» و در اواخر «رفع حجاب» ياد مي شد و درحقيقت چيزي جز مبارزه با پوشش اسلامي و ترويج لباس و مدهاي غربي نبود.
 
اجراي اين برنامه محتاج دو شرايط بود؛ نخست يك زمينه فرهنگي و اجتماعي براي پذيرش لباس غربي، و دوم يك عامل اجرايي كه زور داشته باشد و به اسلام و مفاهيم فرهنگي اسلام اعتقاد نداشته باشد.
 
عامل دوم رضا خان مير پنج، مأ مور و سر سپرده دولت استعمارگر انگليس بود كه وظيفه داشت كه ايران راهرچه زودتر از خواري و ذلت به اوج عزت برساند و از گمراهي به شاهراه ترقي هدايت نمايد !.
 
و در پي اجراي همين مأموريت موظف بود به زور لباس مردان را متحد الشكل كند و بر سر همه آنها كلاه پهلوي بگذارد و چادر را نيز از سرزنان بردارد.
 
اما شرط اول؛ يعني زمينه فرهنگي و اجتماعي پذيرش لباس غربي را غربزده ها تأمين كردند، آنان اسلام را نمي شناختند و به غرب خوشبيني مطلق داشتند. بيگانه باخويش و چشم بسته، دلبسته بيگانه بودند.
 
در واقع اين قشر معدود، همان قشري بودند كه قبل از فرورفتن درلباس غربي و قبل از به دست گرفتن پرچم فرهنگ غرب، آن فرهنگ را پذيرفته بودند و تغيير لباس، آخرين و بيروني ترين پوسته اي بود كه در وجود آنها تغيير مي كرد.
 
اين امر به ظاهر كم اهميت تنها در جامعه ما اتفاق نيفتاد ، درهمه مشرق زمين، بسياري ازمردم بدنبال تسليم دربرابر فرهنگ غرب، جامه غربي به تن كردند و اگر پذيرش لباس غربي نتيجه سلطه فرهنگي غرب و خود باختگي شرق نيست، چرا تاكنون ديده نشده است كه حتي يك نمونه ازخصوصيات لباس شرقي در مغرب زمين پذيرفته شود و رواج يابد ؟
 
درجامعه ما درسال هاي قبل و بعد از 1314 آنها كه تغيير لباس راپذيرفتند، همان كساني بودند كه فرهنگ غربي را پذيرفته بودند و آنها كه نپذيرفتند نيز دقيقا آنهايي بودند كه آن فرهنگ را نپذيرفته بودند و گول آن باصطلاح «ترقي» ، « آزادي» و  «تساوي حقوق» را نخورده بودند و همانها بودند كه در برابر آن همه زور و قلدري مقاومت كردند.
 
مسئله به ظاهر خيلي ساده بود، رضاخان مي خواست زنان را از كيسه سياه چادر به درآورد و آنان را وارد دنياي پرنور و مترقي جديد كند! اما اكثريت عظيم مردم ايران دربرابر اين پيشنهاد تاسرحد جان مقاومت كردند و حتي حاضر شدند جان خود رافدا كنند و كفن بپوشنند، اما لباس غربي نپوشند.
 
زنده ياد «جلال آل احمد» در كتاب «غربزدگي» بادلي پردرد اشاره به اين مطلب دارد : ‹‹حقيقت زشتي را كه بايد به آن توجه نمود، ظاهر سازي هايي درخود زمانه بوده؛ يعني واقعيت را پوشاند به اين صورت كه لباس مردم را متحد الشكل مي كنند و كلاه نمدي را از سر مردم برمي دارند و حجاب را از سرزن ها باعنوان تحولات مترقيانه . در حقيقت چه كرده ايم به خيابانها و كوچه ها به خودنمايي و بي بند و باري واداشته ايم كه سرورو راصفابدهد و هرروز ريخت يك مد تازه رابه خود ببندد و ول بگردد. دركارآزادي صوري زنان، سال هاي سال پس از اين هيچ هدفي و غرضي جز افزودن به خيل مصرف كنندگان پودر و ماتيك، محصولات صنايع آرايشي غرب نداريم ، آدم غرب زده چشم به دست ودهان غرب دارد ، آدم غربزده حتي خودش را از زبان شرق شناسان غربي مي شناسد . به آنچه غربي ها مي بينند تكيه مي كند نه آنچه كه به خودش هست و احساس مي كند . اين زشت ترين نوع غربزدگي است كه خودت راهيچ بداني و هيچ بنگاري، اعتماد نفس و به گوش و به ديد خود را ازدست بدهي و اختيار همه چيز را به دست قلم غريب هاي شرق شناس بدهي.››
 
جلال آل احمد با قلمي بسيار شيوا و باديدي بسيار نافذ درجايي ديگر از اين نوشتار به اين نكته زيبا و درعين حال بسيار تلخ اشاره مي كند: «اكنون ماييم و تشبه به قوي بيگانه و به سنتي ناشناس و به فرهنگي كه نه در آب و هواي زمين ماريشه دارد و نه حتي شاخ و برگي مي كند درزندگي روزانه و فرهنگ ما .››
 
اما با همه فشارها و سرسپردگي پهلوي اول دراجراي فرامين بيگانگان دفاع زنان ما از لباس و حجابشان درقضيه كشف حجاب رضاخاني، يك حماسه غرورانگيز در تاريخ ملت ماست .
 
ماجراي دردناك مسجد گوهرشاد مشهد و آن جمع كثيري كه درمخالفت با بي حجابي رضاخاني با دست خالي در برابراسلحه ايستادند و كشته شدند، سند افتخارملتي است كه تاپاي جان مي كوشد از معنويت و فرهنگ الهي خود دفاع كند.
 
چه بسيار زناني كه مأموران چادرشان رابرداشتند و آنها از شدت غصه و ناراحتي دق كردند و مردند و چه بسيار زناني كه از هول و اضطراب سقط جنين كردند و چه بسيار مادران و مادربزرگ هاي ما كه درهمه آن سال هاي وحشت و ديكتاتوري از خانه بيرون نيامدند و سرانجام ديديم كه همان زنان كه اجازه نداده بودند رضا خان باتغيير لباسشان، پرچم بيگانه رابرتن آنان بپوشاند، همان زناني كه سال ها مقاومت منفي كردند و درخانه ماندند، چهل و چند سال بعد، همراه با دختران و نوه هاي خود، با همان چادرها يعني با همان پرچم هاي مسلماني خود، قيام كردند و دوش برادران خود، دريك انقلاب خونين با برانداختن دودمان پهلوي، به سلطه فرهنگ رضاخان نيز خاتمه دادند.
 
خلاصه كلام اين است كه مسئله، مسئله آزادي فرد و سليقه شخصي نيست، بلكه هجوم يك فرهنگ خالي ازمعنويت است به همه فرهنگ هاي معنوي و سنتي .
 
براي نمونه دركشور ژاپن هم كه اسلام دركار نبوده است، قبل از غربزدگي، مردان و زنان لباس هاي بلند و گشاد مي پوشيده اند و بدنبال نفوذ غرب، اكثريت مردم ژاپن لباس هاي سنتي خود «كيمونو» راكنار گذاشتند و لباس غربي پوشيدند.
 
بنابراین پوشاندن تن و حفظ حريم ازدید و نظر همگان، درميان همه اقوام غيرغربي عموميت داشته و تغيير لباس درايران نيز در ابتدا به زور و به دستور و در راستای منافع غرب، صورت گرفته است و متاسفانه در یک روند تاریخی چند ده ساله اثرات خودش را برفرهنگ مردم کشور گزارد. و اینچنین بی حجابی در ایران آغاز گردید./انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار