کد خبر:۱۳۲۰۰۰
به بهانه رشادتهاي شهيد چمران در لبنان؛
كوههاي جبل العامل تو را ميخوانند
كوچههاي سوخته بيروت و كوههاي استوار جبل العامل هنوز هم شاهدند؛ شاهد فداكاريهاي مردي از جنس باران؛ مردي كه جمع نقيضين بود: جنگ و عشق.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ سال 1311 در نیمههای شبی، درویشی سراپا برهنه پا به عرصه وجود گذاشت. در آن روز و شب کسی نمیدانست این مولود کیست و چه خواهد شد. نامش را مصطفی گذاشتند. سومین فرزند خانواده بود؛ خانوادهای که در محله عودلاجان تهران در خیابان 15 خرداد خانه داشتند.
مصطفی بزرگ شد و به مدرسه رفت. در دبستان شاگرد ممتاز بود. برای ورود به دبیرستان مانده بود کدام مدرسه محل را انتخاب کند؛ مروی، امیرکبیر و یا دارالفنون. پدرش دارالفنون را انتخاب کرد. در دبیرستان هم ممتاز بود. به توصیه یکی از معلمانش به دبیرستان البرز رفت كه این دبیرستان پولی بود و پدرش از عهده پرداخت هزینه آن برنمیآمد، اما البرز مصطفی را که شاگرد ممتاز دارالفنون بود پذیرفت.
پس از پایان دبیرستان در کنکور دانشکده فنی دانشگاه تهران نیز پذیرفته شد و در رشته الکترونیک به تحصیل پرداخت. سال دوم از آنجا که جزو شاگردان ممتاز دانشکده بود، طبق مصوبه مجلس آن زمان، بهطور اتوماتیک بورس تحصیلی گرفت و به آمریکا رفت. در دانشگاه برکلی کالیفرنیا مشغول تحصیل شد؛ دانشگاهی که 11 استاد آن جایزه نوبل علمی گرفته بودند و در آنجا مدارج دانشگاهی را تا مقطع دکترا با موفقیت در رشته فیزیک پلاسما به پایان برد.
چمران؛ بنيانگذار حركت اسلامي در آمريكا
وي در کنار تحصیل به کار سیاسی نیز پرداخت و بنیانگذار حرکت اسلامی در آمریکا شد.
حقوق 20 هزار دلاری و آرامش و رفاه زندگی را رها کرد و به جنوب لبنان رفت.
با آنکه نخستین شیعیان جهان اهل جبل عامل بودند و نخستین حوزههای تشیع هم در جنوب لبنان بودند، اما تقریبا مدرسهای برای تحصیل فرزندان شیعیان وجود نداشت.
هر هفت یا هشت روستا یک مدرسه داشتند. عثمانیها بسیاری از مراجع و علمای شیعه را کشتند. شهید اول و ثانی جزو آنان بودند. آنقدر تعداد مردان کم شد که زنان درس حوزه را شروع کرده و روستای جزیم حدود 72 زن مجتهده داشت، در حالی که اکنون این روستا همه مسیحی مارونی هستند و حتی یک مسلمان در آنجا نیست.
در لبنان 18 مذهب آزاد وجود داشت، با شهرها و روستاهای بسیار عقب افتاده. آب لولهکشی اصلا وجود نداشت. 90 گروه سیاسی عرب در این منطقه فعالیت میکردند. حداقل 17 حزب مصری، الفتح، الصاعقه، بعث عراق، جبهه العربیه و... در جنوب فعالیت میکردند. مردم از جنوب با اسرائیل درگیر بودند و از پشت هم گروههای وابسته به حکام عرب آنها را گلوله باران میکردند.
دور تا دور مؤسسه جبل عامل چمران را همین گروهها گرفته بودند. روزی نبود که یک جوان از این گروهها کشته نشود و یا هفتهای یک بار با ما درگیر نشوند.
دختران شیعه از حداقل شرایط زندگی هم برخوردار نبودند. دختران با حجاب جنوب لبنان هرگز به مخیلهشان خطور نمیکرد که به دانشگاه بروند، اما اکنون اکثر دانشجویان دانشگاههای لبنان را دختران محجبه تشکیل میدهند. تلاشهای چمران بود که شیعیان را به وضعیت فعلی رساند و مقاومت جنوب لبنان را بوجود آورد.
450 یتیم و بچه زیر خط فقری که چمران با آنها کار کرد، اکنون مسئولان و رهبران مقاومت لبنان هستند. چمران برای هر یک از این بچهها لقب تعیین کرده بود. اعراب روی فرزندانشان نام امیر نمیگذارند، چون نام شیوخ عرب است، اما دکتر اسم همه پسرها را امیر صدا میزد، مثل امیرحسین، امیررضا و... ، به نوبت بچهها را تا مرز اسرائیل میبرد و دوربینی داشت که همیشه با او بود و در عکسها هم معمولا با این دوربین است. تک تک سربازان اسرائیل را با این دوربین به بچهها نشان میداد و از همان کودکی انگیزه مبارزه با اسرائیل را در دل آنها میکاشت.
تاسيس پايگاه چريكي مستقل براي تعليم مبارزان ايراني در لبنان
تأسیس پایگاه چریکی مستقل برای تعلیم مبارزان ایرانی در لبنان، از دیگر اهداف چمران بوده است. چمران در لبنان، به کمک امام موسی صدر، «حرکةالمحرومین» و سپس جناح نظامی آن، سازمان امل را پایهگذاری کرد. از سال ۱۹۷۱ که به جنوب لبنان آمده بود، کلاسهايی برای درسهای ایدئولوژیک اسلامی به سبک انجمنهای اسلامی دانشجویان به راه انداخت.
از هر دهی یک یا دو نفر از معلمین مسلمان را انتخاب کرد که در کل حدود ۱۵۰ نفر میشدند؛ هفتهای یک بار به مدرسه میآمدند و جلساتی اسلامی برپا میشد که امام موسی، شیخ مهدی شمس الدین، محمدحسین فضلالله و رجال دیگر سخنرانی میکردند و بعد خودش وارد بحث میشد و یک سلسله دروس ایدئولوژیک بیان میکرد. همین افراد بودند که اولین هستههای سازمان «حرکت المحرومین» در جنوب را تشکیل دادند. او در بیروت نیز نظیر این اقدام را انجام داد.
هنگامی که منطقه شیعه نشین نبعه توسط فالانژها محاصره شده بود، چمران در مأموریتی خطرناک، سوار بر زرهپوشی از ارتش لبنان، خود را به داخل منطقه محاصره شده میرساند. در میان راه فالانژیستها زرهپوش را متوقف میکنند و میخواهند در آن را باز کنند که چمران از داخل دستگیره در را محکم میگیرد و آنها فکر میکنند در قفل است و وقتی از شیشه کوچک به داخل نگاه میکنند، وي خود را پنهان میکند و آنها نیز با تصور اینکه کسی داخل نیست منصرف میشوند.
چمران پس از سه روز ماندن در نبعه تصمیم به مراجعت میگیرد. برای بازگشت زرهپوشی نبود؛ لذا با ارمنیها تماس میگیرد و ارمنیها هم در قبال گرفتن پول شیعیان را به بیروت میرساندند و اکثریت آنها در میان راه به اسارت میافتادند و کشته میشدند.
چمران با اتومبیل، همراه سه نفر ارمنی، وارد منطقه فالانژیستها میشود و در پست ایست و بازرسی فالانژها با استفاده از گذرنامه یک شخص فرانسوی که شباهتی به چمران داشته، شروع به صحبت به زبان فرانسه با مأمورین میکند و بدین ترتیب از محاصره آنها خارج میشود. او گزارشی از وضعیت وخیم شیعیان جنگ زده «نبعه» به امام موسی صدر میدهد.
امام موسی صدر با دوستی در فرانسه تماس گرفته و تقاضای کمک مینماید و وي نیز با سازمان پزشکان بدون مرز تماس برقرار میکند و اکیپی متشکل از چهار پزشک فرانسوی به همراه سه پرستار عازم نبعه میشوند. چمران دوباره همراه با اکیپ فرانسوی عازم نبعه میشود که در میان راه اتومبیل آنها را به رگبار میبندند و سوراخ سوراخ میکنند.
چمران نسبت به گروههای سیاسی لبنان شناخت عمیقی داشت و در نوشتههایش انزجار از گروههای چپ موج میزند. وی آزردگی خاطر خویش را از باران تهمتهائی که گروههای مختلف سیاسی به او میزدند، کتمان نمیکند. از جمله اتهامات بیاساسی که به چمران زده بودند، تسلیم نمودن اردوگاه بزرگ فلسطینی تل زعتر به کتائب (فالانژها) بودهاست.
چمران با رهبران فلسطینی و در رأس آنها، یاسر عرفات نیز تماس و همکاری نزدیک داشته است. در بحبوحه پیروزی انقلاب در يا ۵۷، چمران در نظر داشت که 500 رزمنده از سازمان «امل» را تجهیز نموده و خود را به وسط معرکه نبرد در ایران برساند.
دولت سوریه نیز دادن امکانات و هواپیما برای انتقال رزمندگان را تقبل كرده بود تا در هر جا که سازمان امل میخواهد، رزمندگانش را پیاده کند، اما نبرد در تهران ۲۴ ساعت بیشتر طول نکشید و طرح به مرحله اجرا در نیامد.
با پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، چمران همراه با شماری از جنگندگان «امل» به ایران آمد و با آنکه قصد ماندن در ایران را نداشت، به توصیه امام خمینی (ره) در وطنش ماندگار شد.
بلي، اينچنين زندگي سراسر تلاش و مبارزه خالصانه و عارفانه در راه خداي او آغاز گشت و در روز 31 خرداد سال 60 در كربلاي خوزستان در جهاد و نبرد روياروي عليه باطل، حسينگونه به خاك شهادت افتاد و به ملكوت اعلي عروج كرد و به آرزوي ديرين خود كه قرباني شدن عاشقانه در راه خدا بود، نايل گشت. خدايش رحمت كند و او را با حسين(ع) و شهداي كربلا محشور گرداند./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰