شهدا تا ابد چراغ فروزان هدایتند
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۲۰۸۵

شهدا تا ابد چراغ فروزان هدایتند

سی و یک خرداد ماه سالگرد حماسه و ایثار بزرگ مردی است که اگر چه در میان آدمیان جایگاهی در خور و شایسته داشت اما به ملکوت می‌نگریست و می‌گفت: «خدایا تو را شکر می کنم که لذت معراج را به روحم ارزانی داشتی تا گاه گاهی از دنیای ماده در گذرم و آنجا جز وجود تو را نبینم و جز بقای تو چیزی نخواهم و بازگشت از ملکوت برای من شکنجه‌ای آسمانی باشد که دیگر به چیزی دل نبندم.»
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ سی و یک خرداد ماه سالگرد حماسه و ایثار بزرگ مردی است که اگر چه در میان آدمیان جایگاهی در خور و شایسته داشت اما به ملکوت می نگریست و می گفت: «خدایا تو را شکر می کنم که لذت معراج را به روحم ارزانی داشتی تا گاهگاهی از دنیای ماده در گذرم و آنجا جز وجود تو را نبینم و جز بقای تو چیزی نخواهم و بازگشت از ملکوت برای من شکنجه ای آسمانی باشد که دیگر به چیزی دل نبندم.»
 
دکتر مصطفی چمران عمری را در پی تحصیل علم و مدارج عالیه گذرانده و در دوره دکترای یکی از دانشگاه های آمریکا مشغول بود، اما بناگاه با شنیدن ناله مادران لبنانی در پی جنایات هولناک رژیم خوانخوار صهیونیستی کلاس و درس را رها کرده و به میدان مبارزه گام نهاد.
 
آری شیون و زاری ستمدیدگان فلسطینی و لبنانی تاب و توان ماندن را از او ربود و فصل تازه ای را در زندگی سراسر معنویت وی باز نمود.
 
آشنایی با حزب الله و تسلط وی در جنگ های چریکی و پارتیزانی از چمران مردی ساخت که بی پروا در جبهه های رویا رویی با دشمنان وارد شود.
 
با شروع جنگ تحمیلی چمران به ایران بازگشت و با وجود تصدی وزارت دفاع، یارای ماندن در تهران نداشت و مرتباً به جبهه ها سر کشی نموده و از نزدیک با حوادث و رویداد های جنگ آشنا می شد و نیروها را هدایت می نمود.
 
و بالاخره در 31خرداد 60یکی از مأموریت ها یش در محل دهلاویه کنونی شربت گوارای شهادت را نوشید و به لقاءالله پیوست. روح بلند و آزاد از منیت و خود پرستی او که درآتش عشق به معبودش شعله می کشید نتوانست قفس تنگ دنیا را تحمل کند و اورا به زرق و برق عالم خاکی دلبسته کند.
 
«خدایا ! اکنون احساس می کنم که در دریایی از درد غوطه می خورم و در دنیایی از غم و حسرت غرق شده ام به حدی که اگر آسمان ها و زمین را و تمام ثروت وجود را به من ارزانی داری به سهولت رد می کنم و اگر تمام عالم را علیه من آتش کنی و آسمانی از عذاب بر سرم بریزی و زیر کوه های غم و درد شکنجه ام کنی، حتما ً آخ نگویم ، کوچک ترین گله ای نکنم و کم ترین نارا حتی به خود راه ندهم فقط به شرط اینکه ذکر خود را و یاد خود را و زیبایی خود را از من نگیری.»/انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار