کد خبر:۱۳۳۸۸۹
بهبهانه سالروز درگذشت استاد زاویه؛
حفظ فرهنگ و هنر ایرانی اسلامی، وظیفه همگانی
امام خمینی(ره) سعی داشتند كه فرهنگ و هنر ایران زمین نیز به موازات اخلاق، معنویت و پاكی پیش برود و در جهت هدایت و اصلاح اخلاق جامعه مفید فایده واقع شود و از ورطهٔ خودباختگی و ابتذال نجات یابد و اصالت و هویت ایرانی اسلامی بودن خود را حفظ كند.
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، فاطمه خسروپور؛ امام(ره) اساساً توجه و تأكید خاصی به مقوله فرهنگ و هنر در جامعه داشتهاند كه این توجه با جهانبینی خاص ایشان و آرمان های آن حضرت آمیخته است و این مدعا به وضوح در لابهلای سخنان و بیانات ایشان درباره فرهنگ و هنر كاملاً هویداست.
امام خمینی(ره) به همان طریقی كه به دنبال پیاده كردن اسلام ناب محمدی بودند، سعی داشتند كه فرهنگ و هنر ایران زمین نیز به موازات اخلاق، معنویت و پاكی پیش برود و در جهت هدایت و اصلاح اخلاق جامعه مفید فایده واقع شود و از ورطهٔ خودباختگی و ابتذال نجات یابد و اصالت و هویت ایرانی اسلامی بودن خود را حفظ كند كه چنین دیدگاهی، نیازمند نگاه بسیار ژرف و عمیق به مقوله مهم و ضروری هنر است.
آن حضرت با چنین نگاهی به حفظ ارزش های اخلاقی در محتوای هنر و فرهنگ تأكید میكردند؛ چرا كه نگاه سطحی و بیرونی به هنر، خصوصاً هنرِ فرهنگساز و انسانسازی چون تئاتر آن را در خدمت معنویت، كمال و تعالی نمییابد و از ارزش های آن در بین مردم میكاهد و تأكید امام نیز به حفظ جایگاه هنر در بین مردم بوده است كه اینچنین با چشماندازی وسیع و حتی جهانی به آن مانند دیگر ارزش های معنوی نگاه میكردند و هنری را والا و مفید میدانستند كه همراه با تعهد و معنویت و اخلاق باشد.
مخالفت با ابتذال، تجددگرایی های بیاساس و خودباختگی فرهنگی در حقیقت دغدغههای فكری امام(ره) بوده است كه این مسئله در مورد هنرهای مختلف از جمله تئاتر، موسیقی و سینما نیز مصداق داشته است.
امام(ره) با بودن و حضور این هنرها در جامعه و رسانهها موافق و با ابتذال آنها مخالف بودهاند؛ چرا كه بیتردید چنین چشمانداز روشن و ژرفی وجود هنرها در جامعه را ضروری و لازم میداند؛ از اینرو این نوع نگرش به مسئله هنر در جامعه در حقیقت پیشزمینهای مناسب برای رشد و بالندگی هنرهای مختلف در چهارچوب و ضوابط منطقی كه همراه با حفظ ارزش های اخلاقی باشد، شد.
نكتهای دیگر حائز اهمیت است و از طرفی در بیانات امام(ره) نیز دیده میشود، جستوجو و تلاش برای دستیابي و استقلال فرهنگی است، فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی كه از وجود رنگ بوی عناصر فرهنگ های مبتذل و بیگانه بری باشد؛ لذا میبینیم كه امام(ره) همهٔ اقشار ملت اعم از جوانان و پیران را به بیداری و روشنبینی برای حفظ استقلال فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی ترغیب و تشویق میكردند و این همه نشانه هدایت و رهبری به سوی رشد و كمال است؛ لذا ساختن تئاتری كه مطابق با اخلاق انسانی- اسلامی باشد، زحمت دارد و سینما هم اگر بخواهد چنین باشد نیازمند صرف مدت ها وقت است.
هرگز در متن سینما و تئاتر نوشته نشده است كه باید مركز فساد باشند و هنر آنها هم كه عبارت بود از چیزهای مبتذل، جز این نبود كه افراد و جوانان ما را در دانشگاه ها و خارج و داخل طوری تربیت كنند كه همه را منحرف سازد.
از نگاه امام(ره) هنر صرفاً برای نشان دادن یا خودنمایی نیست، خصوصاً هنرهای نمایشی (تئاتر و سینما) بلكه در خدمت ترویج یك اندیشه و فكر باید باشد و نیز تربیت و تعلیم اندیشههای اسلامی و اخلاقی، بنابراین زدودن ابتذال و سطحینگری در امر هنر وظیفهٔ خطیر هنرمند است برای رسیدن به آرمان اندیشههای آن رهبر بزرگوار و نیز برای رسیدن به هنری ناب و متعهد و ایرانی كه با اخلاق، منش و فرهنگ ایرانی آمیخته باشد؛ لذا به فرمودهٔ امام(ره) ساختن و رسیدن به چنین هنری زحمت فراوان دارد و نیازمند صرف وقت و زمان بسیار و این بر هنرمندان این مرز و بوم است كه با چنین تفكری پای در راه آرمان های امام(ره) بگذارند و در پی هنری ناب و ایرانی- اسلامی باشند.
«تئاترهایشان، نمایشنامههایشان، اینها را باید خیلی مواظب باشید كه مبتذل نباشد. گاهی سازنده است، واقعاً خوب است، غالباً من از این تئاترهایی كه در ایران، خودشان تهیه میكنند، به نظرم میآید خوب است...» در واقع بری بودن هنر تئاتر از ابتذال و آمیختگی با اخلاق و معنویت خواست امام(ره) بوده است. این هنر با چنین شاخصهای جز با تعهد و زحمت میسر نمیشود و از طرفی حضرت امام خمینی(ره) وجود تئاتر و سینما را برای اقشار مختلف مردم ضروری و لازم میداند، اما مشروط بر آنكه سازنده، مفید و مملو از فرهنگ ایرانی و اخلاق باشد.
امام(ره) در مورد نویسندگان نیز رسالت سنگینی را بر عهده آنان قرار میدهد. ایشان معتقد بودند كه قلم باید در خدمت بیان آن چیزی باشد كه یك ملت را نجات دهد و آزادی را برای امت به ارمغان آورد؛ چرا كه قلمفرسایی بیهوده كه دردها را نگوید و رازها را برملا نكند، ارزشی ندارد؛ لذا نوشتن باید در خدمت ترویج معنویت و آزادی اندیشه و بیان باشد.
«آقایان! شما نویسندگان الان تكلیف بسیار بزرگی بر عهدهتان هست، پیشتر قلم شما را شكستند، الان قلم شما باز است، لكن استفاده از قلم در راه آزادی ملت، در راه تعالیم اسلامی بكنید... الان از قلمتان استفاده كنید و برای خیر این ملت و برای خیر این جامعه قلمفرسایی كنید.»
این رسالتی كه امام(ره) بر عهدهٔ اهل قلم گذاشتهاند، در حقیقت یك تكلیف سنگین است و نیازمند یك تعهد دیرینه به قلم و نیز نیازمند حفظ حرمت قلم و قداست كلمه؛ زیرا كلمه مقدس است و قلم، این زبان پر از سكوت و همیشه برنده، از نگاه امام(ره) باید در خدمت فرهنگسازی، تعالی هنر و رشد اخلاق و معنویت باشد و در ارائه اندیشههای ژرف و بینش روشن به خلقالله یكهتاز میدان باشد.
در مورد وظیفهٔ نویسندگان در اصلاح اخلاق جامعه میفرمایند: «این عهد بزرگی است به دوش شما، مسئولیتی بزرگ است و بدانید كه یك روز از باب این مسئولیت سؤال خواهد شد و آنوقت چیزی پنهان نخواهد ماند، دل شما، علیه شما شهادت میدهد، دست شما علیه شما شهادت میدهد، خود اعضا بر ضد انسان، اگر خلاف كرده باشد، شهادت میدهند... اگر تیراژ روزنامهای دویست هزار باشد، پانصد هزار نفر آن را مطالعه میكنند. اگر انحراف باشد پانصد هزار نفر را منحرف میكند و این مسئولیت كوچكی نیست، ...نشریه بسیار خوب است و در صورتی كه محتوای آن آموزنده باشد و دستاندركاران آن متعهد باشند، این نشریه رأس همهٔ امور میشود. انسان اگر انصاف داشته باشد، باید به خاطر مردمی كه قلم ها را برای اینها آزاد گذاشتهاند، از قلم و قدمش استفاده كند و دیانت هم اقتضای همین را میكند. ما باید نشریاتمان مفید باشد و اخلاق جامعه را اصلاح كنیم.»
تأكید امام(ره) به حفظ ارزش ها و وجود تعهد در هنرمندان صرفاً معطوف به نویسندگان و هنرمندان تئاتر و سینما نبوده، بلكه چشمانداز ایشان بسیار گسترده بوده و تمامی هنرها را در بر میگیرد و معتقدند كه ما میبایست در همهٔ هنرها به اخلاق پایبند باشیم و به تمامی بكوشیم كه در همهٔ هنرها خودكفا باشیم و در عین حال اصالت آنها را نیز حفظ كنیم؛ چرا كه وجود همهٔ هنرها برای جامعه و مردم ضروری است و همگی آنها باید در راستای اهداف اعتقادات ما باشند.
آن حضرت به حفظ و نگهداری هنرهای سنتی و اصیل ایرانی نیز تأكید زیادی داشتهاند تا در ورطهٔ فراموشی قرار نگیرند؛ چرا كه تجلی فرهنگ اصیل این مرز و بوم هستند و برای آنها نیز باید همچون دیگر ارزش های معنوی، حرمت بسیار قائل شویم و در ترویج آنها در میان مردم بكوشیم و از طریق آنها فرهنگ خود را به خارج از مرزها انتقال دهیم نه آنكه با تجددگرایی های مفرط و ناآگاهانه كه امروزه نیز گریبان برخی از كوتهفكران را گرفته، صرفاً پذیرای فرهنگ بیگانه باشیم. این همان نكتهای است كه امام(ره) در بیاناتشان همیشه روی آن تأكید و توجه خاصی داشتند و اینك بر هنرمندان متعهد است تا چنین رویهای را پیشهٔ خود سازند و در راه پرفراز و نشیب خود آن چراغ بهعنوان هدایت قرار دهند.
محمد علی زاویه از استادان هنر مینیاتور در ایران 11 تیر ماه سال 1369 هجری شمسی در 78 سال زندگی اش بدرود حیات گفت. او از اهالی تهران بود و در پایان تحصیلات مقدماتی در مدرسه صنایع مستظرفه زیر نظر استاد هادی تجویدی مشغول تحصیل و آموزش شد. نخستین آثار ایشان که با درجه ممتازی در رشته مینیاتور فارغ التحصیل شده بود جایزه بزرگ نمایشگاه نقاشی بروکسل را به خود اختصاص داد.
استاد زاویه علاوه بر سال های تدریس در هنرستان تهران آثار نفیس و ارزنده ای به یادگار گذاشته اند که اغلب آنها زینت بخش موزه ها و مجموعه های خصوصی در ایران و سایر نقاط جهان است؛ از جمله آثار استاد محمد علی زاویه می توان چوگان بازی،خسرو وشیرین، شاه عباسی و رضا عباسی اشاره کرد که جملگی در موزه هنرهای ملی سازمان میراث فرهنگی کشور نگهداری می شود.
تذهیب را میتوان مجموعهای از نقشهای بدیع و زیبا دانست که نقاشان و مذهبان برای هر چه زیباتر کردن کتابهای مذهبی، علمی، فرهنگی، تاریخی، دیوان اشعار، جُنگ های هنری و قطعههای زیبای خط به کار میبرند. پیشینه آذین و تذهیب در هنر کتاب آرایی ایران، به دوره ساسانی میرسد. بعد از نفوذ اسلام در ایران، هنر تذهیب در اختیار حکومت های اسلامی و عرب قرار گرفت و «هنر اسلامی» نام یافت. اگر چه زمانی این هنر از بالندگی فرو ماند، اما مجدداً پویایی خود را به دست آورد. چنانکه در دورهٔ سلجوقی مذهـبان، آرایش قرآن ها، ابراز و ادوات، ظرف ها، بافتهها و بناها را پیشهٔ خود ساختند و چندی بعد در دوره تیموری این هنر به اوج خود رسید و زیباترین آثار تذهیب شده به وجود آمد.
هنرمندان نقاش، صحافان و صنعتگران، به خواست سلاطین از سراسر ایران فراخوانده شدند و در کتابخانههای پایتخت به کار گمارده شدند. بدین ترتیب، آثار ارزشمند و با شکوهی پدید آمد. در دورهٔ صفوی، نقاشی، تذهیب و خط درخدمت هنر کتاب آرایی قرار گرفت و آثاری به وجود آمد که زینت بخش موزههای ایران و جهان است، اما، رنج هنرمندان بی ارج ماند و ارزش آنان در زمان زندگیشان شناخته نشد و هنر نقاشی به ویژه تذهیب، پس از دوره صفوی از رونق افتاد، اگر چه هجوم فرهنگ غرب به ایران، حرکت پیشرو این هنر را کند ساخت، ولی با زحمت هنرمندان متعهد و دوستداران هنر این مرز و بوم، شعلهٔ هنر تذهیب همچنان فروزان است.
در این جا لازم است كه هنر تذهیب را تعریف نماییم؛ هنر تذهیب از دوران ساسانیان به صورت گچبریهای دیوار و حتی پیش از آن به صورت نقوش روی سفالینه وجود داشتهاست که بعد از اسلام این نقوش و حجاریها وارد کتابها میشود و بیشتر خودش را نشان میدهد، از طرز تذهیب و آرایش قرآن هايی که قبل از قرن سوم هجری تدوین شده اطلاع چندانی در دست نیست.
اصولا درباره هنر نقاشی و مذهب کاری در قرون اولیه اسلام اطلاع زیادی در دست نیست. قرآن ها نفیس غالباً به دستور سلاطین و امراء وقت تهیه میشد و هنرمندان سعی میکردند آن را که بطرز بسیار عالی آرایش کنند.
قدیمی ترین قرآنهای باقی مانده از قرون اولیه اسلام همگی به خط کوفی است، نقش و تزئین آنها تقریباً یکنواخت بوده و فقط در صفحه اول و گاهی دو صفحه آخر با نقوش هندسی آرایش میشدند. سر سورهها نیز غالباً دارای نقوش تزئینی بوده و عموماً در سمت راست آنها یک یا چند گل درشت و ترنج طرح میزدند. شروع سوره و اسم آن را هم به قلم زر مینوشتهاند و نقطههای حروف را با رنگ قرمز و سبز یا زعفران و آب طلا مشخص میکردند. محل حزب و سایر علامات هم به همین شیوه مزین میشد؛ چون ایرانیهای مانوی مذهب، کتاب دینی خود (ارژنگ یا ارتنگ) را که به وسیله مانی منقوش و مزین مزین دیده بودند بعد از ایمان آوردن به اسلام به تزئین قران رو آوردند، اما احتمالاً به دلیل اینکه اسلام شکل و تصویررا نهی کرده و مکروه دانسته هنرمندان برای ارضاي حس هنری خود به تزئین و تذهیب رو آوردند.
صفحات بدست آمده از کاوش های علمی تورفانی نشان میدهد که نقاشان و خطاطان آن زمان توانستهاند به نحو زیبايی خطوط را با نقوش ترکیب کنند. این سبک در دوران اسلامی متداول و معمول شد. در قرون اولیه دوران اسلامی به همان اندازه که به خوشنویسی توجه میشد، فن آرایش و تذهیب نیز مورد علاقه بزرگان و امیران بود، تا جائی که در نقاط مختلف ایران به خصوص خراسان، مراکزی جهت تعلیم و پرورش علاقه مندان در این فن به وجود آمد و رفته رفته فن تذهیب راه کمال را طی کرد.
در قرون اولیه دوران اسلامی، خود خطاطان کار تذهیب را به عهده داشتهاند، ولی به تدریج تقسیم کار بین هنرمندان متداول و مرسوم شد. به احتمال قوی اول خطاط و خوشنویس کار خود را انجام میداد، یعنی نسخه کتاب و یا قرآن را مینوشته و در ضمن کتابت آن مقداری فضا برای کشیدن صور و یا مذهّب کاری در صفحات خالی میمی گذاشتند؛ طوری که بعضی از این کتابها که هم اکنون در دست است نشان میدهد که قسمتی از کار تذهیب ناتمام ماندهاست.
از قرن ششم به بعد تزئین و تذهیب قرآنها با روشی که در دورههای قبل به کار برده میشد، فاصله گرفت و تزئینات از سادگی خارج شد و نقوش هندسی جای خود را به طرحهای شاخ و برگ دار دادهاند، این گلبرگهای به هم پیچیده انسان را به یاد نقوش سلجوقی که بر روی مساجد این دوره در اصفهان و قزوین و اردستان بنا شدهاند میاندازد.
از دوره سلجوقی تعدادی قرآنهای مذهّب باقی مانده که شاید یکی از بهترین و نفیس ترین انواع آن قرآنی است با تفسیر مجلد که در سال ۵۸۴ فراهم شد است. این قرآن برای مطالعه امیر غیاث الدین ابوالفتح محمد بن سام تهیه و کاتب آن محمد بن عیسی بن علی نیشابوری است ولی متأسفانه از نام مذهب آن ذکری به میان نیامده و احتمال فراهم آوردن آن در خراسان از توسط امیر غوریان وجود دارد که قرآن به نام او مصور است.
در اواخر قرن هفتم و اوائل قرن هشتم هجری شهر تبریز یکی از مراکز مهم برای تشویق و پرورش هنرمندان به شمار میرفت و این امر موجبات توسعه و تکامل فن نقاشی و تذهیب را فراهم ساخت، بخصوص در اوائل قرن هشتم به همت و سعی خواجه رشید الدین که بانی ربع رشیدی در نزدیکی شهر تبریز است توجه بیشتری برای کتابت قرآن و کتاب و آرایش و تذهیب آنها شد و در نتیجه مکتب جدیدی که به مکتب تبریز معروف است، به وجود آمد که درهنر نقاشی و فن تذهیب دورههای بعد تأثیر زیادی داشتهاست.
از تغییراتی که در طرز تذهیب و آرایش قرآن و کتاب در این دوره بوجود آمد، استفاده از اشکال هشت گوش و ستاره دوازده پر به صورت مرکب یا مجزا از هم بر سر لوحها و نیز ستارههای آبی رنگ و گلهای پرپر کوچک برای تزئین است. سر سورهها نسبتاً پهن و با خط کوفی روی زمینه لاجوردی با شاخ و برگ درشت نقش شدهاست. در حواشی قرآن نیز گاهی نقش تزئینی از طرحهای اسلیمی دیده میشود که از حیث رنگ آمیزی بسیار جالب است. علاوه بر رنگ طلا از الوان دیگر چون آبی، قرمز، سبز و پرتقالی نیز استفاده میشده، روی هم رفته در این دوره صنعت تذهیب به اوج کمال و ترقی خود رسیدهاست.
دوره تیموری از دورههای بسیار مهم و پررونق و اعلای هنر مذهّب کاری است. سلاطین تیموری همه مشوق هنر کتاب نویسی بودهاند که بزرگترین و مهمترین آنها «بای سنقر میرزا» پسر شاهرخ بودهاست. این شاهزاده علاوه بر اینکه خود به شخصه مردی هنرمند و بهره مند از فنون کتابت و خط و تذهیب و نقاشی بود، جمع کثیری از هنرمندان که از سراسر امپراتوری تیموری گرد آوردهاند که در دربار و دارالعلم و کتابخانهای که در هرات بنیاد نهاده بود میزیستند.
در این شهر کاغذ ساز، خطاط، تذهیب کار، صحاف، رنگ ساب، نقاش و امثال این قبیل هنرمندان از اهمیت بالایی برخوردار بودند.کتب این شهر از نفیس ترین و زیباترین کتاب هايی است که تا کنون تهیه شده است. در این زمان هنرمندان توجه زیادی به ترسیم اشکال، نباتات، گلها، مناظر طبیعی و گاهی اشکال پرندگان کردهاند. قرآنهای این دوره مخصوصاً آنها که برای شاهرخ و بایسنقر میرزا فراهم شده در زمره زیباترین تذهیب کاری هاست. طلا و لاجورد یکی از عوامل اصلی کار آنها بوده و در همه حال برای آرایش و تذهیب کتاب و قرآن از آنها استفاده میشدهاست.
صنعت تذهیب که در دوره تیموری راه کمال پیمود در زمان صفویه نیز ادامه پیدا کرد. در این زمان زمینهها معمولاً آبی رنگ است و تقسیمها کوچکتر و به رنگ طلایی و سیاه دیده میشود. طرحهای تزئینی نیز به رنگ سفید، زرد، سرخ، آبی و سبز است. تذهیب کاری و نقاشی با طلا در دوره صفویه ترقی کرد. بسیاری از نسخ باقی مانده از این زمان حاشیه بزرگی دارد که مناظر طبیعی، اشکال انسان و حیوان بر آن نقاشی شده و رنگ طلایی، سبز و زرد در آنها به کار رفتهاست، اما امروز تذهیب چه وضعیتی دارد؟
مهدی مکی نژاد، عضو گروه هنرهای سنتی فرهنگستان هنر در باره هنر تذهیب در دوران معاصر به میراث گفت: «در دوران معاصر ما با دو نوع تذهیب روبرو میشویم، اول تذهیبهایی که هنرمندان آن پایبند به اصول سنتی این هنر هستند كه آثار این گروه از نظر فرم و شکل متنوع تر از گذشته شدهاست، اما آن ساختار شکنی صورت نگرفتهاست، در واقع موتیوها، المانها، نقوش پرندگان، گلها و گیاهان همان هاست، اما طرحها و تا حد زیادی رنگها عوض شدهاند.
وي ادامه داد: اما در دسته دوم نگاه متفاوتی وجود دارد که میتواند نوید بخش تحولاتی در آینده باشد. تذهیب ایرانی شاید بتوان تاریخ آرایش و تذهیب قرآن را همزمان با نوشتن آن دانست به این معنی که نخست به منظور تعیین سر سورهها، آیهها، جزوهها و سجدهها آن را به نوعی تزئین میکردند. رفته رفته علاقه مفرط مسلمانان به قرآن و همچنین عشق به تجمل، هنرمندان را بر آن داشت تا در تذهیب آن دقت بیشتری به کار برند و در نتیجه این آثار از سادگی بیرون آمد و جنبه تزئینی به خود گرفت به خصوص قرآنهایی که در برای امرا و بزرگان نوشته میشد. این امر خود یکی از علل توجه هنرمندان به تزیین بیشتر و موجب تکامل فن تذهیب شد./انتهای پیام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰