قلم حامل و ناقل افکار و انديشه‌هاست
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۴۳۵۵
یادداشت//

قلم حامل و ناقل افکار و انديشه‌هاست

قلم وسیله بیان کردن عواطف و نکته‌های عقلی و معرفتی و احساسی انسان‌ها و بيان کننده انديشه‌های پنهان و نمایان کننده شخصيت صاحب آن است.
به گزارش گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو »،زهرا منصورنیا؛ قلم، وسیله بیان کردن عواطف و نکته های عقلی و معرفتی و احساسی انسان‌ها و بيان کننده انديشه های پنهان و نمایان کننده شخصيت صاحب آن است و به عبارتی می توان گفت که قلم، زبان دوم انسان‌هاست.
 
قلمرو قلم بسيار گسترده‌ است به اندازه روزهای رفته و باقی مانده عمر انسان عمر دارد و هرگونه رشد و پيشرفت، پيروزي و آرامش و معرفت و شناخت، ريشه در قلم  قلمگردانانی دارد که با مهارت ویژه و خاص خود آن را به حرکت وا می دارند.
 
تمدن‌ها، تجربه‌هاي کارساز و نا کارآمد و روزهای رفته ای که دیگر قادر به باز آمدن نیستند و همچنين تمام علوم با نوشتن ماندگار مي‌شوند و آيندگان مملو از تجربه و پر از راه‌حل‌هایی خواهند بود که به وسیله قلم ماندگار شده اند.
 
هر کس مي‌تواند قلمي را بين انگشتانش بفشرد و فرمانش دهد که بنگارد و هر آنچه را که از  فکر  صاحب انگشت سرچشمه می گیرد، بنويسد.
 
قلم، می تواند تخريب ‌کند و  دوباره جان بخشد، واقعيت‌ها را آشکار ‌کند و آشکارها را نهان کند، به واقع قلم، معجزه‌اي جاودان است.
 
قلم نشان دهنده استقامت در راه خدا، علي‌گونه بودن، خدايي بودن، خدا محوري، حق‌مداري، توازن داشتن و در صراط مستقيم حرکت کردن است.
 
قلم حساب و کتاب و رحمانيت و ربوبيت است؛ وسيله اقامه وزن و قسط عدل و بيداري و آگاهي است، نور علم و عقل و معرفت است، چراغ در تاريکي‌هاست، ترجمان وحي و عنايات خداست؛ عامل پرهيز از افراط و تفريط و جنون و جن‌زدگي و خودمحوري است؛ دليل بر رسالت رسول اکرم(ص) است، رمزي است به سوي حقايق عالم، چراغي است نشانگر وحي و نبوت؛ وسيله نجات است و سعادت.
 
دانشمندان از آغاز، با گراميداشت قلم کوشيده‌اند تا بر دفتر انديشه بشري سطري رقم زنند تا مصداق شايسته‌اي براي «و ما يسطرون» باشد. با چنين هدف مقدسي بود که فرهيختگان، پيشتازان عرصه تربيت طلايه‌داران صحنه پژوهش شدند و هدايت‌بخش‌ترين و درخشنده‌ترين آثار را به یادگار گذاشتند.
 
قلم سرچشمه تمدن‌هاي بشري و منشا پيشرفت و تکامل علوم، نو بيداري انديشه‌ها و افکار و شکل گرفتن مذاهب، و منشا هدايت و آگاهي بشر بوده است، بدان حد که دوران زندگي بشر با پيدايش قلم(خط) به دوران «تاريخي» و دوران «ماقبل تاريخ» تقسيم مي‌شود. دوران تاريخ زندگي انسان از زمان اختراع خط آغاز مي‌شود.
 
زماني که انسان توانست ماجراي زندگي‌اش را بر صفحات نقش نمايد و سطوري بر صفحه کاغذ و شبيه آن به يادگار گذارد.
 
قلم حافظ علوم و معارف، پاسدار افکار انديشمندان، حلقه اتصال فکري علما و پل ارتباطي گذشته و آينده است، و حتي ارتباط آسمان و زمين نيز از طريق لوح و قلم حاصل شده است.
 
قلم ابزاري است که انسان‌هاي جدا از هم از نظر زمان و مکان را پيوند مي‌دهد؛ به طوري که گويي همه متفکران اعصار گذشته را که در تمام نقاط زمين به سر مي‌برند، در يک کتابخانه عظيم، جمع مي‌بينيم.
 
قلم حامل و ناقل افکار و انديشه‌هاست. گلوله کلمات هنگامي که از نوک قل نشانه‌گيري مي‌شود، مي‌تواند سينه سياهي را بشکافد و تاريکي و سياهي جهل و ناآگاهي را به صبح اميد و پيروزي تحويل دهد.

قلم سه امتياز دارد که در «بيان» آنها را نمي‌بينيم: اول باقي بودن، سخن فرار مي‌کند و نوشته باقي است. اميرمومنان علي(ع) در سخن جالبي مي‌فرمايد: «دانش را با نوشتن در بند کنيد» تا باقي بماند و از کفتان نرود و بعد دقيق بودن است که بيان و سخن معمولا دقيق نيست.
 
اگر قرار بود کتابي که هزار سال پيش نوشته شده، زباني به ما مي‌رسيد و در جايي نوشته نمي‌شد، هيچ گاه به طور دقيق به ما نمي‌رسيد و در واقع ما کتاب ديگري را پيش روي خود مي‌ديديم و همچنین عميق بودن که مطالب نوشته عميق و فکر شده در حالي که به طور معمول سخنان، بدون تامل گفته مي‌شود و کم‌محتواست.
 
نويسندگان گاه يک ساعت فکر مي‌کنند و يک خط مي‌نويسند، اما در سخن نمي‌توان آن دقت را رعايت کرد.
 
علامه طبرسي رحمه‌الله در اين مورد مي‌نويسد: «بيان دو گونه است: بيان زبان و بيان قلم، بيان زبان با گذشت زمان کهنه مي‌شود و از بين مي‌رود، ولي بيان قلم تا ا بد باقي است.»
 
قلم در طول تاريخ ايران هميشه در خدمت سعادت و بهروزي ايران و ايراني بوده، و چه جان‌ها که در راه قلم داده نشد!
 
امروز نيز قلم ويژگي خاص خود را دارد
 
قلم امروز مهلک‌ترين تير به قلب کساني است که منافع شخصي و فاميلي خود را در لواي تزوير، از مردم طلبکارند و اين جماعت آن قدر که از قلم مي‌ترسند، از هيچ چيز ترس ندارند و سخت‌ترين مدافع و دشواري‌ها را در صورت تهديد منافعشان براي قلم آزاد‌انديش فراهم مي‌کنند.
 
قلم آثارش افيون انديشه مردمان است. قلم، همان قدر که مي‌تواند آگاهي‌دهنده و جريان‌ساز باشد، مي‌تواند راهنماي سقوط و تباهي شود.
 
اما آنچه پالايشگر حقانيت نفس قلم بوده و هست اين است که آنچه مي‌ماند، حقانيت و راستي است. پليدي و زشتي محکوم به نابودي است؛ حتي اگر اين پليدي‌ها زاييده قلم باشد.
 
به راستي دشمن قلم کيست و يا در پناه چه چيز کمين کرده است تا قلمي را که در دست توانمندي است بشکند و انديشه پاک و فکري شفاف را مخدوش سازد.
 
شايد بتوان گفت شناخته شده‌ترين دشمنان انديشه و قلم «جهل و ناداني و کبر و غرور» است چه بسا «انسان‌هايي که زيرک بوده، و حتي در زمره افراد باهوش محسوب مي‌شوند، اما در نهايت از جهل و بي‌خردي و يا کبر و غرور سردرمي‌آورند و هوش سرشارشان را در جهتي منفي و ويرانگر سوق مي‌دهند تا به ظاهر به منافع بالاي مادي قدرت و يا حتي شهرت دست يابند.
 
تخريب قلم نه شکستن خود قلم است که تخريب انديشه‌هاست
 
سلامت انديشه نيز گره خورده با صداقت است، صداقتي از احساسي که از درون آدمي سرچشمه گيرد و درياي دل هرگز از آن تهي نشود، که اگر درياي دل آلوده شود، آنچه که انديشه از آن برکند، چيزي است جداي از صدف و مرواريد دل.
 
قلم از منظر قرآن، سمبل تفکر و آگاهي بشر است و تقديسش آن گاه کامل مي‌گردد که خداوند بدان قسم ياد مي‌نمايد. جنگ‌جويان با افتخار به شمشير خويش قسم مي‌خورند، و نويسندگان و اهل قلم به سلاحي که خداوند آن را عزيز شمرده است.
 
قرآن کريم کتاب پاياني وحي؛ اصلي‌ترين وحياني‌ترين پيام‌هاي خداوند متعال را در بردارد.
 
واژه «قلم» در اين صحيفه آسماني دو بار به صورت مفرد و دو بار به صورت جمع به کار رفته است.
 
در نخستين آياتي که در «جبل‌النور» و «غار حرا» بر قلب مطهر پيامبر اکرم(ص) نازل شد، به مقام والاي قلم اشاره شد: «اقرا باسم ربک الذي خلق. خلق الانسان من علق. اقرا و ربک الاکرم. الذي علم بالقلم. علم الانسان مالم يعمل»: بخوان به نام پروردگارت که آفريد. انسان را از علق آفريد، بخوان، و پروردگار تو کريم‌ترين (کريمان) است. همان کس که به وسيله قلم آموخت. آنچه را که انسان نمي‌دانست (بتدريج به او) آموخت.
 
اختصاص سوره در شان قلم و سوگند خداوند به آن و آثار و نقش بي‌شماري که از خود بر صفحه و لوح بر جاي مي‌گذارد، شگفت‌زا است، البته تجليل از يک قطعه ني، يا هر چيزي شبيه به آن، و کمي ماده سياه‌رنگ، و نيز سطرهايي که بر صفحه‌اي ناچيز رقم مي‌خورد، منظور نيست.
 
سوره مبارکه علق به روشني جايگاه قلم را در وادي تعليم و تعلم بيان مي‌فرمايد: قلم وسيله زدودن جهل بشر و ابزار تعليم اوست (... و ربک الاکرم. الذي علم بالقلم).
 
همان خدايي که به وسيله «قلم» انسان‌ها را تعليم داد و به او، آنچه نمي‌دانست آموخت و توانايي اين کار بزرگ را که مبدا تاريخ بشر، و سرچشمه علوم و فنون تمدن‌هاست، دراو ايجاد کرد؛ از اين رو نقش قلم در «تعليم کتابت» و «آموزش علوم» آشکار مي‌گردد.
 
عظمت سوگند به قلم هنگامي آشکار مي‌گردد که به زمان نزول اين آيه شريفه توجه شود. آن زمان قلم ارزش چنداني نداشت، و آنچه در نزد مردم مقدس مي‌نمود، شمشير و اسب بود، و نه نوشته و ابزار آن.
 
ابن‌خلدون در مقدمه کتاب تاريخ مي‌نويسد: «اين قوم بر حسب طبيعت، وحشي و يغماگر بود و موجبات وحشي‌گري چنان در ميان آنها استوار، که همچون خوي و سرشت آنان شده بود و از اين خوي لذت مي‌برد؛ چراكه در پرتو آن از قيود فرمان‌بري حکام و قوانين سرباز مي‌زد و نسبت به سياست و کشورداري، نافرماني مي‌کرد. پيداست که چنين خوي و سرشتي، با عمران و تمدن منافات دارد... خوي آنها غارتگري بود. هر چه را در دست ديگران مي‌يافت، مي‌ربود و تاراج مي‌کرد...».
 
در سراسر زمين «مکه»، مرکز عبادي و سياسي و اقتصادي حجاز، خواندن و نوشته به فراموشي سپرده شده بود. در چنان محيطي، نزول اين آيات بيانگر اهميت ويژه «علم و قلم» در نزد خداوند است./انتهای پیام/
پربازدیدترین آخرین اخبار