کد خبر:۱۳۴۷۱۶
ويژههاي كوتاه/
ساختمان پزشكان؛ اين بار غيرت
ناصر كه از پنهانكاري پدرش عصباني است، جلوي چشمان نيما به همسر او حمله ميكند، نيما جلوي او را ميگيرد.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ تير90-ساختمان پزشكان/شبكه3: ناصر كه از پنهانكاري پدرش عصباني است، جلوي چشمان نيما به همسر او حمله ميكند، نيما جلوي او را ميگيرد.
ناصر ميگويد حيف كه زنداداشمي و گرنه يه بلاي سرت ميآوردم كه... .
نيما، هومن، ناصر، پدر هومن و خانم شيرزاد دور هم نشستهاند و گپ ميزنند. ناصر به نيما اشاره ميكند و ميگويد: يه زن گرفت، گَنده دماغ، طلاقش داد بعد رفت يه زن ديگه گرفت دماغ اينجوري؛ و با انگشت نوك بينياش را بالا ميدهد.
گفتن جمله «إ... ناصر؟!» حداكثر عكسالعمل نيما به همه اين رفتارها و صحبت هاي ناصر درباره همسر اوست./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰