بازسازی غزه نیازمند برنامهریزی دقیق و مدیریت منابع است
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ مجله فارن پالیسی در یک گزارش تحلیلی نوشت که وقتی جنگها به پایان میرسند، تمرکز باید بر مرحله بعدی باشد: بازسازی دشوار و طاقتفرسا. در نوار غزه، ابعاد این بازسازی شبیه به ویرانیهایی است که در اروپا پس از جنگ جهانی دوم مشاهده شد یا مشابه آنچه در شهرهای عراق و سوریه پس از جنگ با داعش اتفاق افتاد.
آتشبس شکننده غزه و چارچوب صلح ۲۰ بندی، امیدهایی ایجاد کرده است، اما اجرای آن نیازمند واقعبینی و برنامهریزی دقیق است. میزان ویرانی در غزه بسیار گسترده است: حدود ۷۰ درصد ساختمانها تخریب یا آسیب دیدهاند، ۹۰ درصد جمعیت آواره شدهاند، زیرساختهای حیاتی نابود شدهاند، محلههای کامل با خاک یکسان شدهاند و بیمارستانها و مدارس از کار افتادهاند. هزینه بازسازی کامل غزه بیش از ۷۰ میلیارد دلار برآورد میشود.
بازسازی نمیتواند بدون رفع موانع سیاسی و امنیتی آغاز شود، چرا که نه اسرائیل و نه حماس تعهد واقعی برای بازسازی یا ایجاد چارچوب حکمرانی مناسب نشان دادهاند. با این حال، حتی اگر این موانع هنوز حل نشده باشند، اکنون زمان برنامهریزی برای احیای واقعی غزه است. بدون چشمانداز مشترک، جدول زمانی واقعبینانه و برنامهریزی دقیق، هرگونه تلاش برای بازسازی به شکست خواهد انجامید.
اگر دولتها، تأمینکنندگان مالی و برنامهریزان از ابتدا هماهنگ عمل کنند، بازسازی غزه میتواند نقش کلیدی در ایجاد ثبات پایدار در منطقه داشته باشد. نحوه بازسازی غزه تعیین خواهد کرد که آیا این بحران میتواند چرخه طولانی خشونت را بشکند یا صرفاً یک امیدواری کوتاهمدت ایجاد کند.
تخریب فرهنگی و زیستمحیطی غزه
جنگ اخیر در غزه میراث فرهنگی فلسطین را نابود کرده و محیط طبیعی منطقه آسیب دیده است، به گونهای که بسیاری از فلسطینیان ممکن است دیگر نتوانند خانهها و زمینهای خود را بازشناسند. پذیرش این واقعیت که بازگرداندن کامل گذشته ممکن نیست، ضروری است، اما این وضعیت میتواند فرصتی برای بازطراحی کامل زیرساختها و شروع دوباره باشد.
مؤسسه «رَند» با بررسی دقیق غزه و کرانه باختری، نشان داده است که بازسازی غزه نه تنها ممکن است، بلکه میتواند به منطقهای مدرن و پایدار تبدیل شود که خدمات به ساکنان ارائه کند، به اقتصاد منطقه کمک نماید و حتی گردشگران را جذب کند. غزه میتواند در کنار مراکز اقتصادی بزرگ خاورمیانه مانند امان، دبی، مسقط و تلآویو جای گیرد و از نماد ویرانی به نماد نوسازی منطقهای بدل شود.
با این حال، بازسازی غزه بسیار پیچیدهتر از بازسازی عراق پس از داعش یا حتی پروژههای بازسازی پس از طوفان کاترینا در آمریکا خواهد بود. هر برنامهای که بازسازی کامل غزه را ظرف پنج سال پیشبینی کند، غیرواقعی است. تجربه جهانی نشان میدهد بازسازی مناطق جنگزده معمولاً بیش از یک دهه طول میکشد و در محیطهای مستعد درگیری، ممکن است نسلها به طول انجامد.
چالشهای بازسازی غزه
مالکیت زمین: هر قطعه زمین مالکی دارد، اما اغلب مالکیت آن مشخص نیست. نظام پیچیده مالکیت، شامل قوانین محلی، اسرائیلی، عثمانی، بریتانیایی و مصری، باعث مناقشات دائمی شده است. قبل از شروع ساختوساز، نیاز به چارچوب روشن مالکیت و جبران خسارت است.
آوار و بقایای جنگ: غزه با حدود ۶۸ میلیون تن آوار مواجه است، در حالی که شهرهایی مانند موصل تنها ۷ تا ۸ میلیون تن آوار داشتند. پاکسازی کامل این حجم ممکن است ۲۰ سال طول بکشد. نیاز است مناطق قابل پاکسازی اولویتبندی شوند، مناطق خطرناک محصور شوند و مهمات منفجرنشده خنثی شود.
تأمین مسکن موقت: بسیاری از فلسطینیان اکنون در پناهگاههای موقت و چادر زندگی میکنند. حدود ۱.۵ میلیون نفر نیاز به سرپناه ایمن دارند تا خانههای دائمیشان بازسازی شود. برنامهریزی باید از تبدیل اردوگاههای موقت به سکونتگاه دائمی جلوگیری کند.
مواد و مصالح ساختوساز: محدودیتهای اسرائیل در ورود مصالح، بازسازی را پیچیده کرده است. مدیریت دقیق زنجیره تأمین و پذیرش ریسکهای کنترلشده میتواند مسیر احیا را هموار کند.
حاکمیت و مدیریت مالی: موفقیت بازسازی به ساختار حکمرانی قوی، شفافیت مالی، هماهنگی کمکهای بینالمللی و ظرفیت مدیریتی بستگی دارد. بدون این ساختارها، حتی میلیاردها دلار کمک نیز ناکام خواهد ماند.
نیروی کار ماهر: جنگ توان نیروی کار غزه را تحلیل برده است؛ هزاران مرد کشته یا زخمی شدهاند و مشارکت زنان پایین است. برنامههای آموزش فنی و جذب نیروی کار بینالمللی برای پیشبرد بازسازی حیاتی است.
بازسازی فیزیکی تنها بخشی از احیاست. بدون امنیت پایدار و ثبات سیاسی، روند بازسازی متوقف خواهد شد. آتشبس ممکن است فروبپاشد و کمکهای بینالمللی کاهش یابد. همچنین باید به ابعاد انسانی توجه شود: آسیبهای روانی، ناتوانیهای جسمی، فروپاشی انسجام اجتماعی و بیاعتمادی عمیق، همگی موانعی جدی بر سر راه احیا هستند.
تاریخ نشان داده است که شهرها و کشورهایی که در جنگ ویران شدهاند ــ از برلین تا هوشیمین و بیروت ــ با زمان کافی و برنامهریزی درست میتوانند بازسازی شوند و حتی شکوفا گردند. سالهای آینده مشخص خواهد کرد که آیا بازسازی غزه بر پایه واقعبینی و برنامهریزی دقیق آغاز میشود یا همچنان در چرخه انتظار باقی میماند. تفاوت در جزئیات اجرایی است؛ جزئیاتی که ممکن است فنی به نظر برسند اما زیربنای صلح و شکوفاییاند. توجه دقیق به این جزئیات میتواند به فلسطینیان فرصتی واقعی برای بازسازی و زندگی پایدار در سرزمین خود بدهد، نه صرفاً کمک موقت.