روایت شهید دانشجویی که سرنوشتش شبیه مادر سادات رقم خورد + فیلم

به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ از کودکی با عطر ایمان و عشق به اهل بیت رشد کرد، از همان پنج سالگی که با شور و شعف، مداحی میکرد و در خانه مراسم روضه میگرفت، دلها را میربود. صدای خالصش، پر از شوق و عشق به امام حسین (ع) و حضرت رقیه (ص)، هیچگاه از خاطرهی کسانی که او را میشناختند، پاک نمیشود. دانیال نه تنها در عبادت و هیئت، بلکه در زندگی روزمره نیز الگویی از مهربانی، احترام و صداقت بود. کسی که با دستان کوچک، اما پر از توان، نه تنها خانوادهاش را، بلکه هرکسی که در مسیرش بود، حمایت و مراقبت میکرد.
دانشجوی گرافیک دانشگاه آزاد رودهن بود و همزمان در رشته عکاسی فعالیت میکرد؛ هنری که با آن دنیا را قاب میکرد و از دریچه دوربینش، زندگی را با نگاهی عمیق و ظریف ثبت میکرد. دانیال، با وجود توان مالی خانواده، همیشه دوست داشت مستقل باشد و خود روی پایش بایستد. او هم درس میخواند، هم کار میکرد، هم برای خانواده و دوستانش لحظههایی از شادی و خاطره میساخت. حتی در روزهای سادهی دورهمی یا در لحظات تولد، با همان شور و مهربانی ذاتی، میخواست همه چیز کامل باشد.
اما زندگی دانیال تنها در قاب شادیها خلاصه نمیشد. او با عشق به وطن و مردمش، در روزهای سخت نیز از پای نمیایستاد. کمک به هموطنان در زلزله، سیل و جنگ، نشان از قلب بزرگ و فداکارش داشت؛ و حالا، همان قلب بزرگ و دستان پرتوان، به گونهای ناگهانی و خشونتآمیز از جمعشان جدا شد؛ زخمی عمیق در دل خانواده و جامعه...
دانیال برکتی نمونهای از جوانی بود که ایمان، مسئولیتپذیری و انساندوستی را همزمان در زندگی خود معنا کرد؛ جوانی که از کودکی با عشق به اهلبیت (ع) رشد یافت، در جوانی مستقل، پرتلاش و مهربان بود و در سختترین روزها کنار مردمش ایستاد. زندگی او نشان داد میتوان در عین آرامش و هنر، اهل ایثار و فداکاری بود. هرچند عمرش کوتاه بود، اما اثر حضورش عمیق و ماندگار شد؛ یادآور این حقیقت که ارزش انسان به عمق ایمان، وسعت قلب و میزان خدمت او به دیگران است، نه به طول سالهای زندگی است.