آمریکا، گفتمان مذاکره یا دیپلماسی زیر سایه تهدید؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۶۳۶۳۲
یادداشت دانشجویی|

آمریکا، گفتمان مذاکره یا دیپلماسی زیر سایه تهدید؟

در ماه‌های اخیر و با نزدیک شدن به بهمن‌ماه ۱۴۰۴، بار دیگر زمزمه‌های تهدید نظامی آمریکا علیه ایران شدت گرفته است؛ تهدیدهایی که در ظاهر با هدف «وادار کردن ایران به مذاکره» مطرح می‌شوند، اما در باطن، تکرار همان الگوی فرسوده‌ای هستند که واشنگتن طی دهه‌ها حضور خود در خاورمیانه به کار بسته است: فشار، تهدید و سپس ادعای گفت‌وگو.

آمریکا، گفتمان مذاکره یا دیپلماسی زیر سایه تهدید؟

گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو- هانیه مهدیان؛ در ماه‌های اخیر و با نزدیک شدن به بهمن‌ماه ۱۴۰۴، بار دیگر زمزمه‌های تهدید نظامی آمریکا علیه ایران شدت گرفته است؛ تهدیدهایی که در ظاهر با هدف «وادار کردن ایران به مذاکره» مطرح می‌شوند، اما در باطن، تکرار همان الگوی فرسوده‌ای هستند که واشنگتن طی دهه‌ها حضور خود در خاورمیانه به کار بسته است: فشار، تهدید و سپس ادعای گفت‌وگو.


آمریکا همواره خود را پرچمدار «گفتمان آزاد»، «آزادی بیان» و «حل‌وفصل اختلافات از مسیر دیپلماسی» معرفی کرده است. با این حال، وقتی همین گفتمان در برابر ایران قرار می‌گیرد، ناگهان جای خود را به ناو هواپیمابر، تحریم‌های فلج‌کننده و ادبیات تهدیدآمیز می‌دهد. این تناقض بنیادین، پرسشی جدی را پیش روی افکار عمومی جهان قرار می‌دهد: آیا مذاکره‌ای که با تهدید نظامی آغاز می‌شود، اساساً مذاکره است یا شکل مدرن‌تری از اجبار؟


تجربه تاریخی حضور آمریکا در خاورمیانه، پاسخ روشنی به این پرسش می‌دهد. از عراق و افغانستان گرفته تا لیبی و سوریه، هر بار که ایالات متحده با شعار «برقراری ثبات» و «دفاع از حقوق بشر» وارد منطقه شد، نتیجه چیزی جز فروپاشی ساختارهای اجتماعی، گسترش ناامنی، ظهور گروه‌های افراطی و خسارات انسانی و اقتصادی جبران‌ناپذیر نبود. با وجود این کارنامه، آمریکا همچنان خود را مرجع حل بحران‌های منطقه معرفی می‌کند؛ گویی حافظه تاریخی ملت‌ها را کوتاه‌مدت فرض کرده است.


ادعای پایبندی به آزادی بیان و اعتراض مدنی نیز یکی دیگر از نقاط آشکار رفتار دوگانه واشنگتن است. آمریکا در مواجهه با اغتشاشات داخلی ایران، از واژه‌هایی چون «جنبش‌های مردمی» و «مطالبات مشروع» استفاده می‌کند و حتی در مواردی، به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم از تشدید این اغتشاشات حمایت رسانه‌ای و سیاسی به عمل می‌آورد. اما همین کشور، در مواجهه با اعتراضات گسترده مردم خود، مانند حوادث مینیاپولیس، رویکردی کاملاً متفاوت اتخاذ می‌کند.


در آنجا، اعتراضات با حضور گارد ملی، اعمال حکومت نظامی، سرکوب خیابانی و بازداشت‌های گسترده پاسخ داده شد؛ بدون آنکه خبری از بیانیه‌های آتشین درباره «حق اعتراض» یا «لزوم خویشتنداری حاکمیت» باشد. اینجاست که مفهوم آزادی بیان، از یک اصل جهانی به ابزاری سیاسی و گزینشی تنزل پیدا می‌کند.


تهدید نظامی ایران در چنین بستری، نه نشانه‌ای از قدرت دیپلماسی آمریکا، بلکه گواهی بر ضعف آن است. کشوری که به گفت‌وگوی واقعی باور دارد، نیازی به تهدید پیش‌دستانه ندارد. مذاکره زمانی معنا پیدا می‌کند که طرفین در شرایط برابر و بدون فشار، پای میز گفت‌وگو بنشینند؛ نه زمانی که یک طرف، هم‌زمان دستش روی ماشه و زبانش بر «دیپلماسی» است.
در نهایت، آنچه امروز بیش از هر چیز برای افکار عمومی منطقه و جهان آشکار شده، نه ادعای آمریکا برای گفت‌وگو، بلکه شکاف عمیق میان شعار و عمل این کشور است. شکافی که اگر ترمیم نشود، هر بار عمیق‌تر خواهد شد و اعتماد به هرگونه ابتکار دیپلماتیک از سوی واشنگتن را بیش از پیش تضعیف خواهد کرد.

 

هانیه مهدیان، دبیر کمیته آزاداندیشی و مطالعات راهبردی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه‌های سراسر کشور

*انتشار یادداشت‌ها به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروه‌ها و فعالین دانشجویی است*

پربازدیدترین آخرین اخبار