«خیایان جمهوری» از پیچیدگیهای زندگی شهری در تهران تا آشفتگی در ساختار روایت
«خیابان جمهوری» اثری است که نشاندهنده نیت خوب و جهتگیری قابل احترام کارگردان است، اما در عمل نتوانسته از سطحی نگری و تکیه بر کلیشههای پیشین ژانر اجتماعی فراتر رود.
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، فیلم خیابان جمهوری تلاش کرده تا تصویری از پیچیدگیهای زندگی شهری در تهران امروز را به تصویر بکشد. منوچهر هادی با نگاهی واقعگرایانه سعی در نزدیک شدن به دغدغههای طبقاتی و اجتماعی دارد، اما در اجرا دچار افتها و کاستیهای قابل تأملی شده است. شخصیتپردازی نسبتاً باورپذیر و تلاش برای نمایش بخشهایی از زندگی روزمره در خیابان جمهوری، از نقاط قوت قابل ذکر فیلم محسوب میشوند. با این حال، فیلم در پرداخت عمیق به مسائل مطرح شده چندان موفق نیست. گویی کارگردان ترجیح داده به جای کاوش در یک مسئله مشخص، به صورت گذرا به مصائب متعددی اشاره کند که این امر منجر به پراکندگی روایی و کاهش اثرگذاری نهایی شده است. یکی از مشکلات اصلی «خیابان جمهوری» آشفتگی در ساختار روایت است. فیلم با صحنههای متعدد و شخصیتهای فرعیِ کماثر، مسیر خود را گم میکند و در نهایت به پایانبندی قابل پیشبینی و کمتنشی ختم میشود. همچنین استفاده مکرر از حرکتهای سریع دوربین و میزانسنهای شلوغ، گاه به جای تقویت حس آشفتگی فضای داستان، تنها به عاملی آزاردهنده برای بیننده تبدیل میشود. در کل، «خیابان جمهوری» اثری است که نشاندهنده نیت خوب و جهتگیری قابل احترام کارگردان است، اما در عمل نتوانسته از سطحی نگری و تکیه بر کلیشههای پیشین ژانر اجتماعی فراتر رود. این فیلم اگرچه میتواند برای لحظاتی بیننده را با فضای خود همراه کند، اما در نهایت اثر ماندگار و عمیقی از خود به جای نمیگذارد.