ویژهبرنامه «فولوفوکوس» در جشنواره فیلم فجر| از روایت نوجوانی «حاج قاسم» تا نقد فساد در «گیس» + فیلم کامل گفتوگو
گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو_ چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر در چهارمین روز برگزاری خود، میزبان ویژهبرنامه عمیقنگر «فولوفوکوس» بود که با استقبال اهالی رسانه و سینما روبهرو شد. این برنامه در دو بخش مجزا، ابتدا میزبان محمد اسفندیاری (کارگردان) و مهدی مطهر (تهیهکننده) فیلم «کوچ»، و سپس سید مهدی جوادی (تهیهکننده) فیلم «گیس» بود. گفتوگوهای مطرحشده در این نشست، علاوه بر پرداختن به جنبههای هنری آثار، به مسائل اجتماعی، سیاسی و تولیدی پشت پرده این دو فیلم جشنوارهای نیز پرداخت. آنچه در ادامه میآید، گزارشی کامل و مشروح از مهمترین محورهای این دو نشست است.
فیلم «کوچ» روایتگریِ «قاسمِ متقدم»
محمد اسفندیاری، کارگردان فیلم «کوچ»، درباره دلیل پرداختن به زندگی سردار سلیمانی توضیح داد: «روایت چنین شخصیت ملی و محبوبی قطعاً مسئولیت سنگین و سختی است. ما عمداً از پرداختن به قاسم سلیمانیِ شناختهشده (دوره فرماندهی) اجتناب کردیم و به سراغ «قاسم متقدم» رفتیم - یعنی دوران کودکی، نوجوانی و جوانی او. این انتخاب از این جهت بود که نمیخواستیم تماشاگر با پیشذهن و تصورات از پیش تعیین شده به سالن سینما بیاید. به نظر من، شناخت ریشههای شخصیتسازی در همان سالهای اولیه زندگی شکل میگیرد و این بخش، بنیادیتر و جذابتر است.»
فرآیند تولید: از یک تیزر تا فیلم بلند
اسفندیاری به روند غیرمتعارف تولید فیلم اشاره کرد: «این پروژه ابتدا به عنوان ساخت یک تیزر تبلیغاتی برای کتاب «باران گرفته است» به ما سفارش داده شد. این کتاب، حاصل خاطرات دستنوشته خود سردار سلیمانی و تحقیقات میدانی گسترده بود. هنگام مطالعه کتاب، متوجه شدم دوره سیزدهسالگی شخصیت، عطف دراماتیک قویای دارد که میتواند اساس یک فیلم کوتاه باشد. پس از ساخت آن فیلم کوتاه و استقبال خوبی که از آن شد، از ما خواسته شد تا فیلم بلند را بسازیم. اینجا بود که با چالش بزرگ انتخاب بازه زمانی مواجه شدیم.»
رویکرد اقتباسی و محدودیتهای مستندگرایی
کارگردان «کوچ» در مورد سبک اقتباس خود توضیح داد: «کتاب «باران گرفته است» منبع اصلی ما بود و حدود نیمی از راه تحقیق را مجموعه سفارشدهنده (مکتب حاج قاسم) پیشتر رفته بود. اما فیلم بلند نیاز به انسجام دراماتیک داشت. ما در برخی موارد مجبور به حذف برخی خاطرات یا حتی خلق «شخصیتهای فرعی ترکیبی» شدیم - یعنی شخصیتهایی که نمایندهگر چندین فرد واقعی بودند. همچنین در دو مورد خاص، بر اساس منطق روایی و آنچه از روح کلی زندگی سردار میدانستیم، صحنههایی را خلق کردیم که عیناً در خاطرات نبود، اما با «حقیقت» زندگی او سازگار بود. هدف ما نه ساخت یک مستند صرف، بلکه خلق یک اثر دراماتیک صادق با حال و هوای آن دوران بود.»
تحلیل شخصیت: قهرمانی «اکتسابی» نه «ذاتی»
اسفندیاری تأکید کرد: «پیام اصلی فیلم ما این است که قاسم سلیمانی یک «ابرقهرمان» با تواناییهای مادرزادی نبود. او در کودکی و نوجوانی ضعفهایی داشت، میترسید، گریه میکرد و شاید حتی در برخی موقعیتها کممیآورد. اما نکته اینجاست که او یاد گرفت چگونه بر این ضعفها غلبه کند. مسیر پیشرفت او از طریق آموزش، تمرین، الگوگیری از معلمان خوب (هم در مدرسه و هم در زندگی) و پشتکار شکل گرفت. این روایت برای جوان امروزی امیدبخشتر است: تو هم میتوانی با تلاش، به جایگاهی برسی.»
تأثیرپذیری از سینمای دفاع مقدس و تابوشکنی
وی در پاسخ به سوالی درباره جسارت در روایت، به میراث سینمایی اشاره کرد: «ما در خلا کار نمیکنیم. ما وارث سینمایی هستیم که پیشگامانی مثل حاتمیکیا، ملاقلیپور و دیگران تابوهای بسیاری را شکستند. آنان نشان دادند میتوان از شکستها، ضعفها و پیچیدگیهای رزمندگان گفت. جالب اینجاست که همین نگاه منصفانه و چندلایه، در خود آثار مکتوبی که از سردار سلیمانی منتشر شده نیز وجود دارد. خود مجموعه مکتب حاج قاسم در انتشار خاطرات، رویکردی واقعنگرانه داشت؛ بنابراین این فضا تا حدی برای ما نیز فراهم بود.»
چالشهای تولید: بازسازی روستای دوران کودکی
مهدی مطهر، تهیهکننده فیلم، در بخش فنی توضیح داد: «بزرگترین چالش ما در بخش بصری، بازسازی روستای «قنات ملک» (زادگاه سردار) در شمال کرمان بود. روستاهای اصیل آن منطقه یا تخلیه شدهاند یا ساختمانهای جدید جای بافت قدیمی را گرفتهاند. ما پس از جستوجوی فراوان، نهایتاً دامنهای در روستای «هیف» را انتخاب کردیم که از تهران دور نبود و از نظر هزینه مقرونبهصرفه. در آنجا با استفاده از مصالح بومی (سنگ و خشت)، یک روستای کامل را از صفر ساختیم. معماری را به گونهای طراحی کردیم که هم نشاندهنده مناطق کوهستانی شمال کرمان باشد و هم به ریشههای لری خانواده سلیمانی اشاره کند.»
آینده پروژه و امکان تبدیل به سریال
اسفندیاری درباره ادامه این روایت گفت: «تصمیم درباره ساخت ادامه (مثلاً پرداختن به دوره جوانی و فرماندهی) کاملاً در حیطه سفارشدهنده و سرمایهگذار اصلی است. ما برای ساخت همین فیلم نیز از ابتدا برنامهریزی بلندمدت نداشتیم؛ پروژه به تدریج از تیزر به فیلم کوتاه و سپس بلند تکامل یافت. اگر تصمیم به ادامه باشد، قطعاً نیاز به پژوهش گستردهتری خواهد بود.»
فیلم «گیس»: نقد فساد سیستمی و نوستالژی امید
سید مهدی جوادی، تهیهکننده فیلم «گیس»، در ابتدا به ابهام درباره تلفظ و معنای نام فیلم پاسخ داد: ««گیس» در گویش مردم جنوب (خصوصاً خوزستان) به معنای «گاز» است و به بوی خاص واحدهای پتروشیمی اشاره دارد. اما در انتخاب این نام، به مفهوم نمادین آن نیز توجه داشتیم: «گیس» به معنای رشتههای به هم تابیده و پیچیده مو نیز هست. این اشارهای است به شبکههای پیچیده فساد که مانند تارهای مو درهم تنیدهاند و تشخیص رشته سالم از ناسالم دشوار است. از طرفی، به باریکی مرز بین شرافت و خیانت نیز اشاره میکند.»
درونمایه اصلی: نقد فساد از دریچه «ساختن»
جوادی تأکید کرد که فیلم صرفاً یک اثر انتقادی سیاه نیست: «هدف اولیه ما روایت «ساختن» و «توانستن» بود. فیلم درباره گروهی از جوانان ایرانی است که پس از انفجار یک دستگاه پیشرفته پتروشیمی (هایتک) و خودداری شرکت خارجی از فروش مجدد یا انتقال دانش فنی، تصمیم میگیرند خودشان آن را بازسازی کنند. درام اصلی، تقابل این اراده جهادی با موانع دستساز داخلی است. ما به دنبال نشان دادن این بودیم که گاه بزرگترین مانع پیشرفت، دشمن خارجی نیست، بلکه شبکههای فاسد و رانتی در داخل هستند که منافعشان در «ناتوانی» کشور است.»
داستانی واقعی از ماهشهر
وی در مورد واقعی بودن داستان توضیح داد: «فیلم «گیس» یک «اقتباس آزاد» از یک رویداد واقعی در منطقه ماهشهر است. سالها پیش، حادثهای مشابه رخ داد و جوانان متخصص و غیور آن منطقه، با کمترین امکانات، موفق به بازیابی فناوری شدند. ما با برخی از این افراد مصاحبه کردیم و روح ماجرا را گرفتهایم، اگرچه برای دراماتیزه کردن، شخصیتها و برخی حوادث را تغییر دادهایم.»
پیام اجتماعی فیلم: ناامید نکنید، نه امید دادن
جوادی گفت: «نیازی نیست به جوانان امید بدهیم؛ جوان ایرانی ذاتاً امیدوار و سازنده است. مشکل «ناامید کردن» آنهاست. وقتی جوانی میبیند فرزند یک مسئول ارشد در بهترین دانشگاههای خارج تحصیل میکند، ولی همان پدر در داخل، بودجه پروژههای علمی را قطع میکند، ناامید میشود. وقتی میبیند یک آقازاده، انحصار واردات کالایی را دارد که مشابه داخلی آن در همین پروژهها ساخته میشود، ناامید میشود. فیلم ما فریاد این است: دست از ناامید کردن جوانان بردارید.»
واکنش به غیبت برخی بازیگران در جشنواره
تهیهکننده «گیس» در پاسخ به سوالی درباره عدم حضور برخی بازیگران فیلم در نشستهای جشنواره، پاسخ داد: «دو گروه بودند: گروه اول، عوامل فنی و برخی بازیگران که واقعاً درگیر پروژههای دیگر در شهرستانها بودند. اما گروه دوم، افرادی بودند که به نظر میرسد تحت تأثیر فضای سنگین رسانهای و هجمههای شبکههای مجازی قرار گرفتند. به این افراد باید گفت: شما باید تکلیف خود را با جامعه مشخص کنید. اگر تصمیم دارید «تحریم» کنید، این تحریم باید در تمام مراحل - از امضای قرارداد با حقوق بالا تا حضور در مراسم - یکسان باشد. نمیتوان در مرحله دریافت حقالزحمه فعال بود، اما در مرحله دفاع از اثر منفعل. آنچه سینما را زنده نگه میدارد، حضور افرادی است که پشت اثرشان میایستند، مانند الناز ملک که با وجود همه هجمهها آمد و از کارش دفاع کرد.»
نگاه سیاسی فیلم: نقد درونسیستمی
در قبال این سوال که آیا فیلم رویکرد سیاسی دارد، جوادی تحلیل کرد: «فیلم به وضوح نشان میدهد که فساد تا سطوح بالا نفوذ کرده است. اما راهحلی که ارائه میدهد، انقلاب یا براندازی نیست. پیام فیلم این است: مبارزه با فساد باید از درون خود سیستم و نهادهای قانونی صورت گیرد. وقتی فساد و رانت، بستر تبعیض و محرومیت را فراهم میکنند، به طور غیرمستقیم بستر نفوذ و خشونت را نیز مهیا میسازند. فیلم میگوید چاره، پالایش درونی و مبارزه بیامان با این شبکههاست، نه تخریب کلیت نظام.»
سخن پایانی درباره جشنواره
وی در پایان با اشاره به فضای جشنواره گفت: «جشنواره فجر، خانه سینماگران ایران است. تاریخ نشان داده این خانه با هیچ حاشیهای خاموش نمیشود. حتی در دورههای پرتنشتر (مثل دوره بعد از اتفاقات سال ۸۸)، جشنواره با قدرت برگزار شد. این روشنایی را نه حاکمیت به تنهایی، که سینماگران و هنرمندان با حضورششان حفظ میکنند. سینمای ایران نفسهایش را ادامه خواهد داد.»