بازخوانی یک کشف قدیمی منتسب به عیلام میانه/ شناسایی اولیه به دهه ۸۰ بازمیگردد
بهگزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، از روابط عمومی و اطلاعرسانی وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، مرتضی گراوند، دکترای باستانشناسی و مدیر پایگاه ملی معبد آناهیتا روز دوشنبه ۲۷ بهمنماه اظهار کرد: در خصوص خبر شناسایی محوطههای منتسب به دوره عیلام میانه در شرق استان کرمانشاه و شهرستان صحنه، باید یادآور شد که بررسیهای باستانشناسی این محدوده در اوایل دهه هشتاد توسط یعقوب محمدیفر انجام شده بود و در جریان آن، محوطهای با عنوان «تپه باستانی میرزاولی» در دشت چمچمال شناسایی شد.
وی افزود: بر پایه یافتههای سطحی، بهویژه سفالهای موسوم به «پایه دکمهای» که در این محوطه مشاهده شد، این احتمال مطرح شد که آثار مزبور به دوره عیلام میانه تعلق داشته باشد. در همان برنامههای بررسی که توسط محمدیفر و مترجم باز در شهرستانهای هرسین و صحنه انجام شد، با یک یا دو محوطه دیگر نیز مواجه شدند که واجد همین نوع سفالهای پایه دکمهای بودند.
این باستانشناس با اشاره به اینکه یکی از شاخصههای فرهنگی دوره عیلام میانه، سفالینههای دارای پایه دکمهای است، تصریح کرد: با این حال برخی پژوهشگران که در بازدیدهای سطحی از همین محوطهها این نوع سفال را مشاهده کردهاند، معتقدند احتمال دارد این آثار نه عیلامی، بلکه مربوط به دوره کاسی یا کاسیتها باشد زیرا میان سفالهای این دو حوزه فرهنگی، شباهتهایی وجود دارد.
مدیر پایگاه ملی معبد آناهیتا کنگاور تاکید کرد: آنچه در شرایط کنونی اهمیت دارد، شناسایی این محوطهها با ویژگیهای فرهنگی شاخص در زاگرس مرکزی است که خود اقدامی ارزشمند و قابل توجه محسوب میشود؛ اما تعیین قطعی انتساب آنها به عیلامیان یا کاسیها، نیازمند مطالعات گستردهتر و انجام کاوشهای باستانشناسی علمی و لایهنگارانه است.
وی افزود: در گام نخست، تعیین حریم و صیانت از این محوطهها میتواند در اولویت قرار گیرد زیرا چنین اقداماتی ما را به درک دقیقتری از شبکه روابط فرهنگی میان زاگرس مرکزی، بینالنهرین و نواحی جنوب و جنوبغرب ایران در ادوار تاریخی رهنمون میسازد.
گراوند تصریح کرد: بر این اساس، سفالهای شناسایی شده میتوانند عیلامی یا کاسی باشند و تنها کاوشهای نظاممند و تحلیلهای آزمایشگاهی است که میتواند بهصورت قطعی و مستند، ماهیت فرهنگی آنها را روشن سازد.
این باستانشناس اظهار کرد: صرف شناسایی این محوطهها، رویدادی مثبت و امیدبخش است که میتواند گواهی بر پیوندهای فرهنگی و تاریخی زاگرس مرکزی ـ بهویژه محدوده جغرافیایی استان کرمانشاه در مرزهای سیاسی امروز ـ با نواحی جنوبی و جنوبغربی ایران باشد و افقهای تازهای را در مطالعات تاریخ باستان منطقه بگشاید.