دانشگاه حرمت دارد/ روایتی از اتفاقات دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۷۵۳۳۳

دانشگاه حرمت دارد/ روایتی از اتفاقات دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

روز گذشته دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نیز صحنه تجمعات اعتراضی همراه با اقدامات غیر منطقی از سوی برخی از دانشجونما‌ها بود.

دانشگاه حرمت دارد/ روایتی از اتفاقات دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو،در چند روز گذشته در دانشگاه‌ها تجمعاتی به نشانه اعتراض از سوی گروه‌های دانشجویی صورت گرفت که نه تنها تجمع اعتراضی نبود بلکه اتفاقاتی را رقم زد که ماهیت اصلی معترضین را نشان داد، اقداماتی که غیر منطقی وبعضا همراه با خشونت بود، اما دانشجویان  در مقابل این دانشجونماها  ایستادند.

 

 اما روز گذشته در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی چه گذشت؟

 

در حالی که برای ساعات میانی روز، فراخوانی برای تجمع گروهی از دانشجویان به بهانه یادبود شهدای حوادث تروریستی دی‌ماه منتشر شده بود و تبلیغات گسترده‌ای نیز برای آن صورت گرفته بود، استقبال از این فراخوان محدود و محتاطانه بود. از حدود ساعت ۱۱:۳۰، تعداد افراد حاضر در محوطه سلف مرکزی دانشگاه عمدتاً متشکل از نیرو‌های حراست و دانشجویان و اساتید انقلابی بود و گروه مدعی عزاداری، پریشان‌حال، به دنبال تغییر مکان و زمان تجمع خود برای پوشش ضعف جمعیتی‌شان بودند.

 

دقایقی پس از زمان اعلام شده، ناگهان هیاهویی از سوی این گروه معدود برخاست و نخستین شعار‌هایی که فضای دانشگاه را آلوده کرد، الفاظی رکیک و دور از شأن یک دانشجو بود. متأسفانه، برخلاف ادعاهایشان، از همان ابتدا مشخص بود که این تجمع نه برای بزرگداشت شهدا و نه حتی برای حمایت از دانشجویان خاطی و تذکر گرفته، بلکه برای تقابل و هتاکی به دانشجو و دانشگاه طراحی شده است.

 

دانشجویان انقلابی با بصیرت و متانت، سکوت اختیار کرده و صرفاً نظاره‌گر بودند. اما وقتی شعار‌های طرف مقابل به فحاشی و ناسزای آشکار در حریم مقدس دانشگاه تبدیل شد، ندای وحدت‌بخش «الله‌اکبر» در محوطه دانشگاه طنین‌انداز شد. کم کم در مقابل پرچم‌های سه‌رنگ جمهوری اسلامی ایران که توسط دانشجویان انقلابی برافراشته شده بود و شعار‌های حماسی آنان، گروه مقابل به انواع اهانت‌ها متوسل شد. دست‌ها نه برای در دست گرفتن پرچم یا پلاکارد یا عکس، بلکه برای نمایش علاماتی خارج از حرمت دانشگاه بلند شده بود. همان دست‌هایی که انتظار می‌رفت قلم به دست بگیرد و آینده ایران را بسازد...

درگیری لفظی که با شعار «یا ناسزا یا توهین؛ حرفت چیه به جز این» از سوی دانشجویان انقلابی خلاصه شد، نشان داد طرف مقابل از هرگونه منطق و گفت‌و‌گو گریزان است.

 

این روند تا آنجا پیش رفت که خشونت فیزیکی از سوی گروه معترض آغاز شد. در یکی از تقابل‌ها، صدایی همچون طبل برخاست. صحنه آنقدر پر هیاهو بود که تشخیص منبع صدا ممکن نبود. اما جمعیت که حرکت کرد، مشخص شد این صدا از کجا می‌آید؛ تعدادی از افراد با چوب و اشیای دیگر به سطل‌های زباله فلزی می‌کوبیدند. بعدتر مشخص شد که به سقف دو دستگاه خودروی پارک شده در محوطه نیز خسارت وارد شده است... این پایین‌ترین سطح از هتک حرمت به اموال عمومی و حریم دانشگاه بود.

 

اما خشونت به همین جا ختم نشد. در نقطه‌ای شیب‌دار از محوطه، افرادی که در موضع بالا قرار داشتند، اقدام به پرتاب سنگ به سمت دانشجویان انقلابی پایین‌دست کردند. شدت پرتاب سنگ‌ها به اندازه‌ای بود که از صفوف پسران عبور کرده و به سمت جمعیت دختران می‌رسید. در این لحظه، غیرت و ایستادگی دانشجویان به اوج خود رسید؛ آنها که با کاپشن و سوییشرت و هرآنچه در دسترس داشتند، خود سپری برای دختران ایجاد کرده بودند تا آسیبی به آنها نرسد. صحنه‌ای که به وضوح نشان داد که مرز میان متانت و خشونت کجاست.

 

با اوج‌گیری درگیری و ناکامی طرف مقابل در پیش بردن اهداف خود، قائله به سرانجام رسید. مسیر حرکت به صحن اصلی دانشگاه کشیده شد. در آنجا، دانشجویان انقلابی با شعار‌های حماسی «حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست» و «دانشجو می‌خروشد، وطن نمی‌فروشد» بر حراست از کیان دانشگاه و آرمان‌های شهدا تأکید کردند. در مقابل، گروه معترضِ رو به پراکندگی، مجددا جز کف‌زدن و سوت و ناسزا، حرف دیگری برای گفتن نداشت.

 

ایستادگی دانشجویان ادامه یافت. مسیر که به چهارراه اصلی دانشگاه رسید، چند لحظه بیشتر طول نکشید. همانجا، در همان نگاه، مشخص شد که گروه مقابل توان ماندن ندارد. نه خبری از جمعیت پشتیبان بود و نه کسی از دانشجویان ناظری که در اطراف ایستاده بودند، به آنها پیوست. تعدادشان همانی بود که از اول بودند؛ کم، و پراکنده.

 

قائله خاتمه یافت، دانشجویان‌ای ایران خواندند، نمازشان را در صحن دانشگاه با غیرتی مثال زدنی برپا کردند، فریاد الله اکبر را در دانشگاه طنین انداز کردند و سنگر دانشگاه بود که حراست میشد. آنان یکصدا اعلام کردند که سنگر دانشگاه را هرگز به هتاکان و کسانی که به حریم دانشجو، دانشگاه و وطن بی‌حرمتی می‌کنند، نخواهند سپرد.

 

عکس یادگاری با پرچم مقدس ایران و پارچه‌ای بود که اسامی شهدای دی‌ماه روی آن نوشته شده بود، با عبارتی پرآوازه: "از خون جوانان وطن لاله دمیده". آنجا، در دل آن قاب، تمام معنا نهفته بود؛ در یک سو، یادگاران خون‌های ریخته و در سوی دیگر، پرچم‌داران حفظ حرمت آن خون‌ها.

دانشگاه زنده است، چون حرمت‌ش را زنده نگه داشته‌اند...

پربازدیدترین آخرین اخبار