آيا سينما همان شانه تخممرغ است؟ نيست؟!
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ واقعيت آن است كه عرضه آثار سينمايي طي سال هاي اخير در كشور ما پيش و بيش از باقي رسانهها و بويژه سالنهاي نمايش فيلمها، در اختيار شبكه عرضه نمايش خانگي فيلمهاي سينمايي بوده است كه البته اين واقعيت دلايل مختلفي دارد و عوامل متعددي دست به دست هم داده اند تا چنين فرصتي را براي اين رسانه فراگيري و نسبتا گسترده كه در دسترس اكثريت مردم است، قرار بگيرد.
يكي از دلايل عمده و اساسي چنين موقعيتي اين است كه بسياري از مردم و به عبارت بهتر و دقيق تر اكثريت آنها پاي خود را از سينما كنار كشيده و با آن قهر كرده اند و مدت هاست كه ديگر به سينما نميروند.
اين كنارهگيري عمومي مردم نسبت به سينما ابداً محدود و مقيد به يك قشر و طيف خاص نيست، بلكه همه اقشار و سطوح اجتماعي را در بر مي گيرد؛ از نخبگان گرفته و خواص جامعه تا عموم مردم و آدم هاي عادي.
چندي پيش و بنابر آمار اعلام شده توسط ارگانهاي رسمي يادآور شديم كه به طور متوسط در هر سئانس اكران فيلم ها در كشور تنها 9 نفر در سينما حضور دارند؛ اين آمار در عين حال كه بشدت نااميدكننده و مايوسگر است، گوياي اين حقيقت نيز هست كه مردم پاي خود را از سينما كنار كشيده اند و حتي اقشار عام و سطوح معمولي و زير متوسط مردم هم ديگر اقناع نميشوند كه به تماشاي فيلم هاي اين روزهاي سينما ايران بروند و تكرار و ملال و كليشه كار را به جاي رسانده كه سينماي امروز ايران شاهد يك قهر عمومي از جانب مردم است.
در كشوري با بيش از 70 ميليون نفر جمعيت كه اكثريت آنها را جوانان تشكيل ميدهند، فيلمها در بهترين حالت به طور متوسط 200 تا 300 هزار نفر تماشگر دارند و اين ميزان استقبال و حضور مردمي خود گوياي بسياري از حقايق و واقعيت ها در وضعيت سينماي امروز ايران است از هر منظري كه به آن نگاه كنيم، از منظر هنر، از نگاه رسانه و يا از جهت صنعتي و بويژه اين مورد آخر كه بشدت با حضور و مشاركت مردم پيوند خورده و اساسا موجوديت چيزي به نام صنعت سينما صرفا با حضور مخاطب شكل ميگيرد و لاغير.
ترديدي نيست كه اين وضعيت سينماي ايران به جهت اكران سالنهاي نمايش فيلم نقش موثري در موقعيت فراهم آمده براي شبكه نمايش خانگي دارد و باعث ميشود اقبال مردم به اين شبكه و تهيه فيلم ها در قالب لوح فشرده موقعيت مناسبي را به جهت دستيابي به مخاطب گسترده و صرفه اقتصادي و ايجاد ابعاد صنعتي قابل قبول در اين قالب فراهم آورد.
علاوه بر اين، نكته ديگري كه باعث رونق شبكه نمايش خانگي به لحاظ كثرت مخاطب و تقاضا براي دريافت فيلم هاي مي شود در دسترس بودن و سهل الوصول تر بودن آن نسبت به سالنهاي سينما و به صرفه بودن آن از جهت اقتصادي براي خانواده هاست.
در حالي كه بسياري از سالن هاي سينماي ما از حداقل استانداردهاي كيفي برخوردار نيستند و هزينههاي زيادي را به لحاظ تهيه بليط، تردد، ترافيك و ساير مسائل عمومي بر مخاطبان تحميل ميكنند، تهيه فيلم ها به صورت لوح فشرده و ديدن آنها به همراه خانواده در محيط خانه من حيث المجموع براي مردم قابل قبول تر و از هر جهت مقرون به صرفه است.
اما فارغ از اين مسئله، شبكه نمايش خانگي در ايران به جهت سختافزاري و نحوه عرضه آثار بشدت عقب افتاده و مي توان گفت ماقبل مدرنيته است، در حالي كه در بسياري از كشورها عرضه فيلم ها از ارائه به شكل DVD عبور كرده و محصولات جديدتر و كيفي تر و از هر جهت بهتر و به صرفهتر به بازار آمده، اما در كشور ما هنوز كه هنوز است فيلمها به صورت CD و با كيفيت نازل و به شكل غير استانداردي به مخاطب عرضه مي شود كه به واقع ميتوان گفت ادامه چنين وضعيتي فاجعه برانگيز است و باعث مي شود مردم از ديدن فيلم ها به صورت استاندارد و با كيفيت خوب و متناسب با شان و شعورشان محروم بمانند.
اما همه اينها مربوط و معطوف به سختافزار كار است و بايد ديد نرمافزار و محتواي محصولات شبكه نمايش خانگي از چه وضعيتي برخوردار است و تا چه حد قابل دفاع، و اين موضوعي است كه در بخش هاي بعدي اين نوشتار به تفصيل به آن خواهيم پرداخت.