روایت زینب سلیمانی از بغضِ پدر؛ وقتی دلِ سردار برای پرچم سوخت
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، پرچم هر کشور، شناسنامه غیرت و نماد حاکمیت ملی آن است؛ اما در ایران، این پارچه سهرنگ داستانی فراتر از جغرافی دارد. این پرچم با خونهایی رنگین شده که در شلمچه، مجنون و کوههای کردستان بر زمین ریخت تا «ایران» بماند. جسارت اخیر به این نماد در محیط دانشگاهی، نه تنها قلب ملت، بلکه بغض نهفته در گلوی خانوادههای شهدا را دوباره زنده کرد.
زینب سلیمانی در واکنش به آتش زدن پرچم ایران در یکی از دانشگاههای کشور در صفحه شخصی خود نوشت: «حاج قاسم بعد از آتش زدن پرچم در ناآرامیهای سال ۹۶ خیلی محکم گفته بودن: وقتی صحنه نابخردانه آن نادان را در آتش زدن پرچم ایران دیدم خیلی دلم سوخت. گفتم ای کاش به جای پرچم، من را ده بار آتش میزدند. ما برای نشاندن پرچم بر سر قله دهها شهید دادیم.»
سلیمانی در ادامه مطلب خود نوشت: «از خونهای شهیدان وطن عزیزمان که برای سرافرازی این پرچم از جان گذشتند، دست نخواهیم کشید.»
شهدا درباره پرچم چه گفتند؟
نگاهی به وصیتنامههای دفاع مقدس و مدافعان حرم نشان میدهد که «حفظ پرچم» همواره ترجیعبند کلام آنان بوده است:
شهید ابراهیم هادی همواره تأکید داشت که عزت ما در گروی اهتزاز این پرچم است.
شهید عباس بابایی که در آسمانها برای حفاظت از این خاک پرواز میکرد، پرچم را نشانه هویت یک ملت آزاده میدانست.
بسیاری از شهدا در وصیتهای خود آوردهاند: «حتی اگر پیکر ما برنگشت، اجازه ندهید پرچم اسلام و ایران بر زمین بماند.»
آنچه در محیطهای دانشگاهی یا هر گوشه دیگری به نام اعتراض، به آتش کشیده میشود، تنها یک سمبل نیست؛ بلکه توهین به غیرت هزاران مادری است که فرزندانشان را زیر همین پرچم تشییع کردند. کلام حاج قاسم سلیمانی، تذکری است به همه ما که بدانیم برای امنیت و آرامش امروز، چه هزینههای سنگینی داده شده و این پرچم، خط قرمزِ تمام کسانی است که دل در گروی وطن دارند.