برخورد شاه با دانشگاه معترض : دانشکده فنی بسته بماند / نمره نظامی به دانشجویان و اساتید خاطی!
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو در این شرایط رضا پهلوی نیز از فرصت استفاده کرده پیامی برای دانشجویان ایران منتشر کرده است. وی در بخشی از این پیام، توجه دانشجوها را به پدرش یعنی محمدرضا پهلوی جلب کرده و چنین میگوید: «پدرم نزدیک به پنجاه سال پیش پیشبینی کرده بود که نسلهای آینده درباره او چگونه داوری خواهند کرد».
اما به راستی، خودِ محمدرضا پهلوی چه رابطهای با دانشجویان برقرار کرده بود و اگر او امروز زنده بود، درباره اعتراض دانشجوها چه میگفت؟ برای رسیدن به پاسخ این سؤال، یقیناً نمیشود شاه را زنده کرد و او مورد پرسش قرار داد؛ اما میتوانیم مروری بر صفحات تاریخ داشته باشیم و نوع برخورد پهلوی با دانشگاه و دانشجو را بررسی کنیم.
اسدالله علم، وزیر دربار شاهنشاهی، در خاطراتش مینویسد: «صبح امروز شرفیابی خیلی مختصری داشتم. یکی دو مطلب راجعبه دانشگاه عرض کردم که عالیخانی، رئیس دانشگاه استدعا دارد دانشکده فنی را باز کند؛ ولی به او گفتهاند امر مبارک [دستور شاه]این است باز نکند؛ در صورتی که دانشجویان استدعای بازشدن دانشگاه را دارند... فرمودند: مانع ندارد بکند؛ ولی اگر در دانشگاه، مخصوصاً در [پردیس]campus شاهرضا، اتفاقی افتاد که بوی سیاسی بدهد، آنجا را اشغال میکنیم. این را به رئیس دانشگاه بگو». (یادداشتهای علم، جلد ۲، صفحه ۱۶۱، ۱۲ دی ۱۳۴۹.)
حتی از نگاه شاه، اعتراض و ناآرامی از سوی دانشجویان، به معنی «خیانت» تلقی میشده است. اسدالله علم در یادداشتهای خود نوشته: «دانشگاههای کشور شلوغ شده است. خاطرِ شاه از اینکه چرا [دانشجویان]درک موقعیت ممتاز امروز کشور را نمیکنند، بسیار آزرده است. من به شاه عرض کردم، غُرولُند کردن حق مسلم مردم است. فرمودند: صحیح است؛ ولی این غُرولُند نیست؛ این خیانت به کشور است». (یادداشتهای علم، جلد ۲، صفحه ۱۴۵، ۴ دی ۱۳۴۹.)
اگر خاطرات اسدالله علم ـ که وقایع و پنهانی و آشکار در سالهای پایانی حکومت پهلوی را بهصورت یادداشتهای روزانه ثبت کرده ـ را بخوانیم، در موارد بسیار زیادی میبینیم که به موضوع اعتراض دانشجویان و ناآرامی دانشگاهها پرداخته شده است.
علم در جای دیگری از خاطراتش مینویسد: «صبح شرفیاب شدم. شاهنشاه فرمودند: در این دانشگاهها چه خبر است؟ خیلی باید اقدامات شدید کرد. به تمام رؤسای دانشگاهها ابلاغ کن که مسامحه و سهلانگاری را نخواهیم بخشید. بعد هم گفتهام چکلیست برای درجه فعالیت استادان تهیه شود که مثل نظامیها نمره بگیرند. به باهری بگو به وزارت علوم برود و با سرلشکر فیروزمند ترتیب کار را بدهد. عرض کردم اطاعت میشود؛ ولی باز هم باید عرض کنم که با دانشجویان اصلاً گفتوگو برقرار نیست». (یادداشتهای علم، جلد ۳، صفحه ۲۷۴، ۱۹ آذر ۱۳۵۲.).
اما درباره مسائل امروز به نظر میرسد که در میان دانشگاها، دو دانشگاه «شریف» و «امیرکبیر» بهعنوان دو دانشگاهی که در رشتههای فنی و نه نظری همچون تاریخ و علوم سیاسی فعالیت میکنند، نامشان بیش از دیگر دانشگاهها مطرح است.
البته باتوجه به اینکه دانشجویان این دو دانشگاه در رشتههای کاملاً غیرمرتبط با «تاریخ» تحصیل میکنند، تا حدودی قابل پذیرش است که بگوییم این دانشجوها، چون تاریخ نمیدانند، در شعارهای خود از پهلوی جانبداری میکنند؛ اما از آنجایی که در عصر دیجیتال و گردش آزاد اطلاعات و دسترسی به شبکههای اجتماعی زیست میکنیم، ناآگاهی دانشجویانِ دانشگاههای مطرح کشور تا حد زیادی مایه شگفتی است و هرگز نمیتواند عادی باشد.