از کنج کتابها تا در دل تاریخ
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، عکس، قابِ جاودانهای از یک باور است. قامتی استوار در کنار دیواری از دانایی؛ کتابخانهای شلوغ و صمیمی، گویی هر کتاب، یکی از دوستان دیرینهاش بود. انگار نه انگار که سکاندار یک ملت در طوفانهای سهمگین است. در آن لحظه، او فقط یک مرد بود در میان دنیای کاغذیاش؛ با نگاهی عمیق به قفسهها، شاید در جستجوی پاسخی برای فردایی که از پس فرداهای مقاومت میآمد.
کتابها برایش فقط حروف روی کاغذ نبودند. آنها چشمههای جوشان بصیرت بودند. در آن قاب ساده اما باشکوه، میشد ردپای شبهایی را دید که با چشمانی خسته و دلی مشتاق، در میان سطرها به دنبال گمشدهای میگشت: گمشدهای به نام "راه". و او از میان همین کتابها، راه را یافت؛ راهی که تبدیل به قبلهگاه آزادگان جهان شد.
وقتی به آن عکس خیره میشوی، دیگر فقط یک رهبر را نمیبینی؛ یک شاگرد مکتب کتاب را میبینی. کسی که دانایی را نه در انحصار قدرت، که در قدرت دانایی جستجو میکرد. او در میان کتابها زندگی میکرد تا کلمهها در میان مردمش زنده بمانند.
و اکنون، او خود به کتابی ماندگار تبدیل شده است. کتابی که ورقهایش از جنس ایثار، کلماتش از جنس خون و جملاتش از جنس استقامت است. روزی در کنار قفسهها ایستاده بود تا تاریخ ورق بخورد، و امروز، تاریخ ورق میخورد تا نام او را جاودانه کند...