نابودی تاسیسات هستهای دیمونا؛ حرکتی اساسی به سوی صلح پایدار منطقهای
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ در یادداشت قبل نگارنده بر لزوم دفع تمامی ساحات فتنه و تهدیدات ائتلاف آمریکایی-صهیونی به عنوان متجاوزان به خاک ایران اسلامی و شاخصهای تحقق آن پرداخت و با محوریت آیه شریفه 39 سوره مبارکه انفال [1]، در تکاپوی راهکار قرآنی برای این منظور برآمد. در این وجیزه برآنیم تا یکی از عوامل مهم دفع تهدیدات بالقوه دشمن که از مهمترین شئون قدرت و بازدارندگی او به حساب میآید، بحث کرده و آن را تشریح کنیم. در روز نخست سال 1405 هجری شمسی که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران اقدام به هدف قرار دادن دو منطقه استراتژیک در سرزمین فلسطین اشغالی یعنی مناطق عراد و دیمونا را در دستور کار قرار داد، کمتر کسی گمان بر چنین اقدام جسورانهای داشت، اما قوای مسلح ایران عزیز در تبعیت از قاعده چشم در مقابل چشم و پس از هدف قرار دادن سایت هستهای نطنز دست به اقدام متقابل زده و برای اولین بار به این منطقه حساس رژیم غاصب صهیونی حملهور شد. با این حال، رویکرد ایران تنبیهی بود و به دشمن هشدار داد در صورت تکرار حمله به تاسیسات هستهای، هیچ ملاحظهای را درنظر نخواهد گرفت. به نظر میرسد، چنانچه نیروهای مسلح و حاکمیت ایران به همین مقدار اکتفا نماید، کمی از اهداف راهبردی برای تحقق دفع شر مطلق تهدید صهیونی برای منطقه دور خواهیم ماند و مطمئناً این در دورنگار امنیت کشور فاقد وجاهت است.
نوشتار پیش رو قصد دارد تا به جوانب اهمیت اقدام پیشدستانه در نابودسازی تاسیسات هستهای اسرائیل (در دیمونا به عنوان تاسیساتی که با هدف نظامی دنبال میشود) برای رفع تهدیدات آتیه این رژیم که از قواعد حقوق بینالملل به دور است، بپردازد. با عنایت به اینکه ایران در مقطع فعلی از نبرد، در جایگاه ممتاز و برتری قرار دارد، اما تحقق پیروزی نهایی تنها زمانی مصداق پیدا میکند که دشمن در بلندمدت نیز از خیال حمله مجدد دوری جوید. در قضیه رژیم صهیونی نیز که دشمن همیشگی ملت مسلمان ایران است، تنها با دفع و نابودی این رژیم است که میتوان به دفع کامل تهدیدات آن دست یافت. با توجه به اینکه در مدتی که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در حال مقابله و دفع شر تجاوز آمریکا و اسرائیل هستند و به اذعان رسانههای وابسته و واقعیتهای میدانی ائتلاف مذکور از جهت ذخایر مهمات در وضعیت نامناسبی قرار دارد، ضروری است نیروهای مسلح و ارکان تصمیمگیر در کشور به سمت وارد آوردن ضربه کاری بر پیکر فرسوده دشمن متجاوز حرکت کنند و به تعبیری این فرصت طلایی را غنیمت بشمارند. در ادامه به حد وسع به این مهم با تاکید بر تاسیسات هستهای دیمونا خواهیم پرداخت.
ضربه استراژیک به تاسیسات هستهای دیمونا؛ از حرف تا عمل
هرچند در نگاه نخست، ممکن است بسیاری با ذهنیتهای متفاوت قائل به حرمت آسیب به تاسیساتی شوند که ممکن است از دایره محدود و ضربه به بخشی از توان دشمن خارج شده و اکوسیستم را با خطر مواجه سازد، اما در قواعد عرفی بشردوستانه که قوای مسلح ایران از ابتدای جنگ رمضان نشان دادهاند که با جدیّت کامل بدان پایبند بوده و در هر مرحله برای هدف قرار دادن تاسیسات و موارد مشابه با هشدارهای موثر و زمان بندی دقیق، از آسیب به دیگران و به خصوص غیرنظامیان اجتناب کرده و از ضوابط عالمانه و انساندوستانه اسلام، تبعیت کرده است.
با این حال، در مکتب نظامی اسلام، قواعد روشن و بنیادینی وجود دارد که با استناد به آن، هدف قرار دادن تاسیسات نظامی دشمن امری میسور و مشروع میشود. به عنوان نمونه در فرض هدف قرار دادن، ابنیه مشابه توسط دشمن، میتوان به استناد قاعده وزین «الزام»، اقدام متقابل انجام داد [2]. آنگونه که در منابع فقهی ملاحظه میگردد، کاربرد قاعده الزام عام است؛ این ادعا را میتوان از تعاریفی که فقیهان ارائه دادهاند نیز استنباط نمود. چنانکه برخی مانند آیت الله محمدجواد فاضل لنکرانی در تعریف آن آوردهاند «عبارت است از ملزم نمودن پیروان آیین مخالف، در اختلاف با شخص شیعه به عقاید و قوانینی که نزد او محترم است، هر چند که مطابق با عقاید شیعه آن قوانین و مقررات واجد شرایط صحت نباشد» [3]. دقت در این تعریف نشان میدهد که استناد امامیه به قاعدهای حقوقی است که در میان خصم رایج است و طبع قاعده حقوقی، «دو سویه بودن» آن است؛ بدین معنا که هر الزام و التزامی ملازم با ایجاد آن حق برای طرف مقابل خواهد بود [4].
مهندسی ادراکی؛ عامل خودداری از اقدام پیشدستانه
اما در بُعد اقدام پیشدستانه، به نظر میرسد عموماً آنچه سبب شده است تا قوای تصمیمگیر از چنین کاری امنتاع نماید، تصویر ذهنی است که توسط دشمن برای دیگران ایجاد شده است. چنانکه در بحث هدف قرار دادن تاسیسات هستهای رژیم متخاصمی چون اسرائیل، شاید احتمال و توهم حملات اتمی به کشور توسط ائتلاف آمریکایی-صهیونی، مانعی اساسی بوده باشد. اما واقعیات و حقایق نشان میدهد که کشورهایی به سان این ائتلاف، چنانچه قصد بر انجام چنین جنایتی داشته باشند، برای توجیه آن به دنبال دلیل معتبر و حجت قانونی نمیروند!!
بر بنیاد نظریه «سازهانگاری» در روابط بینالملل، دشمن سعی میکند با ایجاد یک تصور خیالی اجتماعی قدرتش را بر دیگران بخوراند و آنان را در باتلاق رعب و وحشت ببرد. و این اقتدار تا زمانی که دیگران از او بترسند ادامه خواهد یافت. این دقیقاً کاری است که آمریکا با استفاده از ابزارآلات متعدد مانند امپراتوری رسانهای خود و جنگهای ترکیبی با ایجاد هالهای از رعب و بهرهگیری از مهندسی ادراک دیگران، از قابلیت مقاومت و پایمردی دیگران در مقابل خود جلوگیری کند. درمقابل، سازوکار اسلام در این قضیه بسیار هدفمند و باارزش است.
راهکار مقابله با مهندسی ادراکی دشمن بر اساس آموزههای دینی
در آموزههای اسلامی، روایاتی ملاحظه میگردد که معصوم (ع) با تیزبینی خاصی سعی نموده به ارائه راهکار در مقابل جنگ شناختی دشمن بپردازد. در روایتی که بسیار مشهور بوده اما افراد ابعاد نظامی آن را در نظر نگرفتهاند، امیرالمومنین علی علیه السلام، با دقت خاصی به ترفند مقابله با این رویکرد دشمن پرداخته است؛ حضرت (ع) در این باره میفرماید: «إِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِیهِ، فَإِنَّ شِدَّهَ تَوَقِّیهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْهُ» [5] یعنی هنگامی که از کاری واهمه داری، با آن روبهرو شو! چراکه مشقت خودداری از آن به مراتب از خود آن کار دشوارتر است. حدیث به وضوح به فرماندهان و کارگزاران سیاسی کشورهای اسلامی میآموزد که نفس «ترس» یک عملیات روانی از سوی دشمن است که دولتمردان و نیروهای مسلحِ مسلمان باید با آن روبهرو شده تا بتوانند هیمنه دشمن را نابود سازند.
در بحث دیمونا نیز همین مسئله متصور است. چه، دور از انتظار نیست که برخی از فرماندهان و سیاستمداران، هرچند از روی دلسوزی ممکن است ترس استفاده از تسلیحات هستهای علیه کشور را عامل ممانعت از هدف قرار دادن آن بدانند. حال آنکه بعید نیست این رژیم که بویی از انسانیت و مردانگی نبرده است، در وقت اضطرار و لحظات بحرانی بدان متوسل شود. به نظر نگارنده این سطور، از باب قواعد متعدد فقهی میتوان حملات پیشدستانه به تاسیسات هستهای دیمونا که یک خطر بالقوه برای ایران و تمام منطقه است را باید جدی گرفت؛ لذا در همین زمان که دشمن از لحاظ ذخایر مهمات و ادوات جنگی با کاستی و ضعف مواجه است و در موضع ضعف قرار دارد و بهانههای لازم جهت انجام این اقدام را به طرف ایرانی داده است، باید مورد اصابت و نابودی قرار گیرد. از جمله قواعدی که در این باره میتوان بدان اشاره نمود، «قاعده الزام» (که پیشتر به طور مختصر بدان اشاره شد)، «قاعده اصولی لزوم دفع ضرر محتمل» و «قاعده قتال تا دفع کامل فتنه» که مستفاد از آیه شریفه 39 انفال یعنی «قَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَکُونَ فِتْنَهٌ» [6] است. هرچند در مقابل ممکن است برخی سناریوهای متعددی را برشمارند اما تردیدی نیست که وجود این تاسیسات به مراتب خطر بیشتری از سایر راهکارهای احتمالی دارد. برای ممانعت از اطاله کلام، نگارنده در نوشتاری دیگری به بیان فروض متعدد پیش روی موافقان ومخالفان این اقدام خواهد پرداخت و در نهایت دیدگاه ارجح را بیان خواهد داشت.
محمد زبده / پژوهشگر و مدرس دانشگاه
پینوشت:
1. قرآن کریم.
2. به نقل از مقاله نگارنده در مجله پژوهشهای فقه و حقوق اسلامی با عنوان "مشروعیت و ضرورت بهرهگیری از قاعده فقهی الزام در حقوق مخاصمات مسلحانه بینالمللی"
3. فاضل لنکرانی، محمدجواد، قاعده الزام، قم: مرکز فقهی ائمه اطهار (ع)، 1391 شمسی، صفحه: 13.
4. به نقل از مقاله نگارنده در مجله پژوهشهای فقه و حقوق اسلامی.
5. نهج البلاغه امام علی علیه السلام، حکمت 166.
6. قرآن کریم.