کد خبر:۱۳۸۹۲۷
رمضان؛ بهانهاي عاشقانه
الهي! صبورانه حلول ماه رمضانت را به انتظار نشستهام و اكنون چند ساعتي بيش به ضيافت بنده نوازيت باقي نمانده، و شرمندهام كه جز كوله باري از گناه بر دوش ندارم.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، آزاده بسنده؛ الهي! چه بهانهاي بهتر از اينكه يك سال است صبورانه حلول ماه رمضانت را به انتظار نشستهام و اكنون چند ساعتي بيش به ضيافت بنده نوازيت باقي نمانده است و من شرمندهام كه جز كوله باري از گناه بر دوش ندارم و باز هم آمدهام كه بار از دوش خويش به لطف تو بيفكنم و آمدهام تا حضور عشق را در ترنم باران رحمتت جستجو كنم.
الهي! تو خود مي داني نفس سركش محالم نمي دهد و بي سبب نيست كه باز هم مرا فراخوانده اي تو خود اين ماه رابر هزار ماه فزوني داده اي و نفس روزه دارانت را ذكر و خوابشان را عبادت خوانده اي و بهانه اي برايم دست و پا كرده اي كه بيايم هر چند سرافكنده، و اين همان ماهي است كه خود، ماهت را به خورشيد قرآنت روشنايي بخشيده اي و حرمت و كرامت عطا نموده اي.
چنانكه به فرمايش رسول گراميت: «رمضان ماهي است كه ابتدايش رحمت و ميانه اش مغفرت و پايانش رهايي از آتش است»
و اين است حكمت اين ماه عزيز كه تو مهربان معبود، به ميزباني گنه كاراني نشسته اي كه روي آمدن ندارند.
معبودا! به بارگاه كبرياييت قسم تو خود مي خواهي مرا فرجام دهدي كه بيايم و توبه كنان بر درگاهت بنشينم؛ چرا كه تو بخشاينده مهرباني.
و من گردن نهاده ام به عشق و فرمانت تا زبان و دهان و چشم و گوش، دست ....از گناه برگيرم و آسايش و خواهش نفس را بهايي ندهم و هميشه تو را بخوانم و تو را بخواهم ؛يعني همه جا كعبه و بتخانه بهانه
عزيزا! چه زيبا ضيافتي بر پا نموده اي سحرش را به دعاي سحر و هق هق گريه هاي عاشقانه مزين نموده اي و افطارش را به اشك هاي چكيده بر سجاده و اسم هاي زيبايت «ياعلي يا عظيم يا غفور با رحيم انت رب العظيم»
اشك ندامت گواه اين شكسته دل است روي مگردان كه بي تو مرا فرجامي نيست و بدان كه گدايي همچو من لطف و رحمت پادشاهي چون تو را مي طلبد.
و قدر در شب قدر و قدر منزلت در شب قدرت نهان كرده اي تا حقيري چون مرا عظمت ببخشي و بنده ات را در شبي كه بدان بسيار فضليت عطا نموده اي دوباره به درگاهت بپذيري، زبانش را به ذكر دعا و نيايش معطر گرداني چنان كه مرا به جوشن كبير عاشق نموده اي
يا طيب من لا طيب له يا دليل من لا دليل له
آري، پروردگارم آمده ام، و اسماعيل عشق را به قربانگاه چشمان مهربانت آورده ام تا به نگاهت دوباره زنده گردم.
آمده ام تا با تمام وجود بخوانمت و در اين ماه آنگونه كه سزاست نتوانم، اما ستايش كنم قدرت و عظمت را، من بهار قرآنت را در زمستان گناه به انتظار نشسته ام و آن لحظه به رمضانت عاشق شده ام كه صداي اختر پاكت را از دور شنيده ام و زمزمه هاي يوسف زهرا را با چاه زمزمه كرده ام
مولاي يا مولاي انت الباحتي و ان الفاشي و هل يرحم الفاني الالباقي مولا يا مولاي
پس پناهم ده در ماهي كه شيطان به فرمان تودر بند است و ببخش بنده اي كه هيچ آرزو به جز وصال تو ندارد و رحم كن بر ضعيفي كه قدرت مجال رويارويي ندارد و عفو بنما بر گنه كاري كه راه فرار ندارد.
يا غياث المستغصين يا غايت الامال العارفين
كمك كن تا آنگونه كه مي خواهي از اين ضيافت سربلند بيرون آيم اي همه زيبايي.
لینک کپی شد
گزارش خطا