اروپا به آمریکا پشت میکند
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، دوران اول ریاستجمهوری دونالد ترامپ، روابط ایالات متحده با بسیاری از کشورهای جهان، بهویژه اروپا، را تیره کرد. با این حال، امواج شوکآور ناشی از دومین دوره ریاستجمهوری او از سال ۲۰۲۵ ممکن است به این معنا باشد که اکنون نقاط عطف پرمخاطرهتری در روابط بین آمریکا و متحدان اصلیاش در حال نزدیک شدن است که پیامدهایی عمیق برای روابط بینالملل خواهد داشت.
بسیاری از کشورهای اروپایی، و در واقع بسیاری دیگر از کشورهای کلیدی در سراسر جهان، نسبت به دوره ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱ با جدیت بیشتری خود را برای نقاط گسست از آمریکا آماده میکنند. این کشورها میدانند که حتی اگر ترامپ به دنبال یک دوره سوم خلاف قانون اساسی نباشد، یکی از شاگردان مکتب «آمریکا را دوباره بزرگ کن» او، مانند جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، به احتمال زیاد نامزد حزب جمهوریخواه در سال ۲۰۲۸ خواهد بود.
ونس به ویژه در اروپا پس از سخنرانی خود در کنفرانس امنیتی مونیخ در سال گذشته به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. در آنجا بود که او این ادعای خارقالعاده را مطرح کرد که تهدید اصلی امنیتی قاره اروپا نه از روسیه، بلکه از فرسایش هنجارهای دموکراتیک در داخل منطقه، از جمله سانسور ادعایی و سرکوب صداهای پوپولیستی ناشی میشود.
در حالی که بسیاری از کشورهای اروپایی به بهترین وضعیت امیدوارند، از جمله پیروزی دموکراتها در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ آمریکا، بسیاری از دولتها معتقدند که آماده شدن برای سناریوهای دیگر به طور فزایندهای مهم است. به عنوان مثال، بریتانیا این هفته تشدید بازنگری در مورد برگزیت با اتحادیه اروپا را اعلام کرد که تا حدی در پاسخ به سرد شدن روابط با ترامپ است.
از زمانی که ترامپ در سال ۲۰۲۵ دوباره به قدرت رسید، جریان پیوستهای از اقدامات آمریکا، مفروضات اساسی و دیرینه را در اروپا و فراتر از آن، درباره منافع مشترک و خویشتنداری متقابل به چالش کشیده و اعتماد را در میان متحدان دیرینه از بین برده است.
در اروپا، جایی که این پویایی شاید بیشترین تمرکز را داشته، در حال تسریع تغییرات به سمت خودمختاری راهبردی بیشتر است. این شامل استقلال دفاعی، تنوعبخشی انرژی، و اقدامات اقتصادی برای محافظت در برابر اجبار آمریکا میشود.
اندرو هموند
البته، این پویاییها کاملاً جدید نیستند. ژوئن گذشته، پروژه تحقیقاتی جهانی پیو دریافت که برداشتها از ایالات متحده در دولت دوم ترامپ در مقایسه با یک سال قبل در دوره پایانی ریاستجمهوری جو بایدن، به شدت سقوط کرده است. در بسیاری از کشورهای مورد بررسی، درصد افرادی که دیدگاه کلی مطلوبی نسبت به ایالات متحده داشتند، کاهشی دو رقمی داشت.
این شامل لهستان از ۷۷ درصد به ۵۵ درصد؛ سوئد از ۴۷ درصد به ۱۹ درصد؛ اسپانیا از ۴۸ درصد به ۳۱ درصد؛ هلند از ۴۸ درصد به ۲۹ درصد؛ آلمان از ۴۹ درصد به ۳۳ درصد؛ و فرانسه از ۴۶ درصد به ۳۶ درصد میشود.
علاوه بر این، تحقیقات شورای روابط خارجی اروپا در ماه ژانویه نشان داد که به طور قابل توجهی مردم در چندین کشور کلیدی اروپایی، ایالات متحده را بیشتر به عنوان «شریکی ضروری که باید با آن همکاری راهبردی کنیم» درک میکنند تا «متحدی که منافع و ارزشهایمان را به اشتراک میگذارد». در بریتانیا، دادههای مربوطه به ترتیب ۵۳ درصد و ۲۵ درصد است؛ در ده کشور اروپایی از جمله فرانسه و آلمان، ۵۱ درصد و ۱۶ درصد؛ و در سوئیس ۴۲ درصد و ۸ درصد.
اقدامات اخیر تیم ترامپ تنها نگرانیهای اقتصادی و سیاسی را افزایش داده است. اثبات این موضوع شامل سرریز شدن خشم در میان وفاداران دیرینه به رهبر آمریکا، از جمله کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، و فردریش مرتس، صدراعظم آلمان، است که امسال برای اولین بار در ملاء عام با او مخالفت میکنند.
سلسله تهدیدهای ریاستجمهوری آمریکا و توبیخهای عمومی ممکن است این اتحادها را بیشتر تضعیف کند.
سیاستگذاران اتحادیه اروپا به طور فزایندهای ناآرام شدهاند.
اندرو هموند
تنش با متحدان اولین بار در سال جاری در جنجال بر سر نقشههای ارضی ترامپ در مورد گرینلند آشکار شد، زمانی که او ظاهراً امکان اقدام نظامی را باز گذاشت و کشورهای کلیدی اروپایی را به اعمال تعرفههای اضافی تهدید کرد. این امر باعث شد فرانسه، آلمان، ایتالیا، لهستان، اسپانیا، بریتانیا و دانمارک بیانیه فوقالعاده مشترکی صادر کنند مبنی بر اینکه «گرینلند متعلق به مردم آن است. این دانمارک و گرینلند هستند، و فقط آنها، که در مورد مسائل مربوط به دانمارک و گرینلند تصمیم میگیرند.»
در جریان ماجرای گرینلند که فعلاً از دیدگاهها محو شده است، اتحادیه اروپا حتی گزینه اعمال تعرفههای تلافیجویانه و همچنین به اصطلاح «بازوکای تجاری»، یعنی ابزار ضداجبار (Anti-Coercion Instrument) را باز گذاشت. این ابزار در سال ۲۰۲۳ برای مقابله با تهدید ناشی از چین ایجاد شد که «رقیب سیستمیک» اتحادیه اروپا خوانده میشود.
این ابزار به اتحادیه اروپا اجازه میدهد عوارض گمرکی را تغییر دهد یا اقدامات دیگری مرتبط با تجارت را برای جلوگیری از اجبار ایالات متحده یا پاسخ به آن انجام دهد.
این تحولات قابل توجه منجر به بازنگری گستردهتری در مورد قدرت آمریکا در کشورهای کلیدی اروپا، از جمله در حوزه اقتصادی شده است. به عنوان مثال، واشنگتن و بروکسل سال گذشته به توافق تعرفهای تاریخی دست یافتند که بر اساس آن اتحادیه اروپا متعهد به خرید ۷۵۰ میلیارد دلار گاز طبیعی مایع، نفت و انرژی هستهای از ایالات متحده شد.
با این حال، با کاهش اعتماد فراآتلانتیک، سیاستگذاران اتحادیه اروپا به طور فزایندهای در مورد پیامدهای «جایگزینی وابستگی به گاز روسیه با وابستگی شدید به تأمینکننده آمریکایی» به قول دن یورگنسن، کمیسر انرژی اروپا، ناآرام شدهاند. این ارزیابی به ویژه در آلمان، بزرگترین اقتصاد اتحادیه اروپا، که در حال حاضر واردات گاز طبیعی مایع آن به طور قریب به اتفاق از ایالات متحده تأمین میشود، به شدت احساس میشود. جای تعجب نیست که مرتس به طور فعال شروع به تنوعبخشی کرده است، از جمله با ارتباط با قطر و امارات متحده عربی.
البته، واشنگتن به شدت در برابر انتقاد اروپا مبنی بر اینکه انرژی آمریکا میتواند به سلاحی تبدیل شود، موضع گرفته است. برای مثال، کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، ادعا کرد که «اظهارات کمیسر یورگنسن کاملاً تأسفبار است. ایالات متحده یک تأمینکننده انرژی بسیار مطمئن است. شما نمیتوانید شریک بهتری داشته باشید.» او همچنین استدلال کرد که از زمان حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، صادرات انرژی آمریکا به طور فزایندهای برای امنیت اروپا مرکزی بوده است.
با وجود این، نگرانی اقتصادی و سیاسی فزایندهای در بسیاری از نقاط اروپا وجود دارد. برای بسیاری، تحولات جاری، تیمی سرکش از ترامپ را به نمایش گذاشته است که به طور فزایندهای مایل به دنبال کردن اهداف راهبردی به صورت یکجانبه و اعمال فشار بر متحدان در مواقع مناسب است. نتیجه این امر، فوریت فزاینده در بحثهای اروپایی در مورد چگونگی ایجاد تعادل مجدد در روابط در عصری است که رفتار آمریکا به ظاهر همیشه متغیر به نظر میرسد.