ايران فقط تهران نيست يعني چه؟!
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ دكتر دارابي در آخرين يادداشت سايت شخصي اش مطلبي شبه انتقادي پيرامون رسانه ملي منتشر كرده كه با عنوان «وقتي ايران تنها تهران نيست» درج شده است.
وي در اين يادداشت خواهان توجه جدي هنرمندان و برنامه سازان رسانه ملي به استان ها و شهرهاي گوناگون كشور شده و اين مطلب را از اولويت هاي رسانه ملي برشمرده است.
دارابي در ادامه، مصداق اين موضوع را توجه به گويش ها و لهجه هاي گوناگون ايران دانسته و در نهايت از تمامي دستگاه هاي فرهنگي كشور خواسته است تا اين رويكرد (يعني توجه به گويش ها و زبان هاي گوناگون ايراني) را سرلوحه كار و برنامه خود قرار دهند.
اما آيا صرف توجه به گويش ها و زبان هاي نقاط مختلف ايران، رفع كننده بي عدالتي تلويزيون نسبت به استان هاي گوناگون ايران است؟
«آينگي» را از ويژگي هاي رسانه شمرده اند
به اين ترتيب رسانه موظف است آينه جامعه خود باشد و پديده ها را با ضريب واقعي شان منعكس كند، اين «آينگي» هر چند نمي تواند كاملا مبتني بر واقع باشد و دريچه نگاه اهالي رسانه بر ميزان اين تطبيق با واقعيت و كوچك نمايي ها يا درشت نمايي هاي احتمالي آن نقش دارد، اما به طور كلي قابل انكار نيست.
نسبت نداشتن رسانه با واقعيت هاي پيراموني مخاطبان، به عدم همذات پنداري با محصولات رسانه اي منجر شده و از مهمترين دلايل بي اعتمادي و بي اعتنايي مخاطبان به رسانه است.
رسانه ملي ما تا چه اندازه آينه جامعه است؟
قاب رسانه ملي ما قاب كوچكي است؛ در قاب اين رسانه سهم اصلي متعلق به طبقه متوسط شهري است و بندرت مي توان ردپايي از طبقات و اقشار ديگر جامعه يافت؛ تلويزيون ايران بيشتر اوقات خود را صرف دغدغه ها، مسائل و دلمشغولي هاي اين طبقه كرده و «تهران» را در مركز اين توجه قرار داده است.
بررسي اجمالي سريال هاي تلويزيوني نشان مي دهد آن چه جايش در رسانه ملي خالي نيست، لهجه ها و گويش هاي ايراني است.
علاوه بر شبكه هاي استاني در تعداد قابل توجهي از سريال هاي شبكه هاي سراسري نيز شخصيت هايي با لهجه ها و گويش هاي نقاط گوناگون ايران وجود دارند: آنهايي كه براي كار به تهران آمده اند و معمولا خيلي ساده دل و با ضريب هوشي پايين نشان داده مي شوند (مانند كارگر رستوران سريال فاصله ها كه مي خواست دماغش را عمل كند و خواننده شود)؛ يا آنهايي كه هر چند لهجه اي نصفه و نيمه دارند، اما سبك زندگي و دغدغه هايشان از جنس همان طبقه متوسط شهرنشين است (مانند دختر اصفهاني سريال در مسير زاينده رود)؛ البته در اين ميان شايد موارد نقضي مانند «نقي» سريال پايتخت وجود داشته باشد، اما استثنايي است كه رفع قاعده نمي كند.
اين تصوير ناقص از غير شهري ها يا به عبارت دقيقتر غير تهراني ها از بزرگترين ظلم هاي رسانه ملي به ملت است كه از سويي موجب ايجاد شكاف ميان مردم ايران شده و از سوي ديگر «غير تهراني ها» را نسبت به رسانه ملي بدبين و بي اعتماد مي كند.
اين مسئله برخلاف آن چه دكتر دارابي گفته اند با اضافه كردن چند لهجه و گويش رفع نمي شود ...