سینمایی تازه متولد شده است/ گفتگوی کارگردان «آتش و گلستان»
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۹۳۷۵۰

سینمایی تازه متولد شده است/ گفتگوی کارگردان «آتش و گلستان»

علی رویین‌تن کارگردان مستند «آتش و گلستان» از تولد سینمایی تازه در ایران می‌گوید؛ سینمایی برخاسته از تجربه مردم که حتی در دل جنگ، روایت‌هایی از حماسه، خنده و زیست واقعی خلق کرده است.
سینمایی تازه متولد شده است/ گفتگوی کارگردان «آتش و گلستان»

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، این روز‌ها شاید بتوان گفت گرد و غبار یکی از عجیب‌ترین و ملتهب‌ترین تقاطع‌های تاریخی خاورمیانه کمی در حال فرونشستن است؛ روز‌هایی که مفهوم جنگ از مرز‌های کلاسیک خود فراتر رفت و به عمیق‌ترین لایه‌های زندگی روزمره مردم ایران نفوذ کرد. در چنین شرایطی که صدای آژیر‌ها و اخبار لحظه‌ای، جایگزین موسیقی متن زندگی شهروندان شده بود، سینما و هنر چه جایگاهی می‌توانستند داشته باشند؟ آیا هنر در برابر هیمنه آتش و آهن وادار به سکوت شد؟

برای یافتن پاسخ این پرسش‌ها و بررسی نسبت میان جامعه، جنگ و دوربین، به سراغ «علی رویین‌تن»، نویسنده، کارگردان و سینماگر دغدغه‌مند کشورمان رفتیم. گفت‌وگوی ما با او یک بررسی عمیق جامعه‌شناختی و هنری از دل روز‌های بحران است. رویین‌تن در این گفت‌و‌گو، با لحنی که همراه با غرور ملی و شگفتی از مقاومت مردمی است، از ظهور یک «ژانر جدید» در سینمای ایران خبر می‌دهد؛ سینمایی که دیگر وام‌دار پروپاگاندای رسمی نیست و از بطن حماسه‌های کوچه و خیابان می‌جوشد. آنچه در ادامه می‌خوانید، روایتی است ساختارمند از هنرمندی که معتقد است بمب‌های اتمی واقعی، نه در تاسیسات زیرزمینی که در سینه‌های سوخته این مردم غنی‌سازی شده‌اند.

سوژه‌هایی برای یک قرن آینده

اولین محور گفت‌وگوی ما، بررسی جایگاه هنرمند در روزگار عسرت و بحران است. رویین‌تن صحبت‌هایش را با یک موضع‌گیری قاطع شروع می‌کند. او هنرمند را تافته‌ای جدابافته از جامعه نمی‌داند و معتقد است در التهابات اخیر، خط‌کشی میان هنرمند و شهروند عادی رنگ باخته است. او می‌گوید: «در مورد اتفاقاتی که در خلال این جنگ رخ داد، باید بگویم که هنرمندان وظیفه‌ای جز ایستادن در کنار مردم ندارند؛ چرا‌که هنرمندان هم عین خود مردم، پای مملکت‌شان ایستاده‌اند.»، اما نگاه او به این جنگ، صرفاً نگاهی تراژیک نیست. رویین‌تن از منظر یک خالق اثر به ماجرا نگاه می‌کند و از یک پارادوکس بزرگ پرده برمی‌دارد: زایش هنر از دل ویرانی. او با تعبیری قابل تامل، اتفاقات اخیر را یک «لطف خفیه» برای آینده هنر تصویر ایران می‌داند.

این هنرمند در تشریح این دیدگاه ادامه می‌دهد: «معتقدم یک لطف خفیه شامل حال سینمای ایران شد. سینمای ایران برای ۱۰ الی ۱۵ سال و شاید تا ۱۰۰ سال آینده، آنقدر سوژه‌های متفاوت خواهد داشت که می‌تواند آثاری ماندگار خلق کند. شما تصور کنید؛ مردمی که هر کدام به گونه‌ای، با ایثار جان و تحمل فشار‌های مختلف حماسه آفریدند، سوژه‌هایی می‌سازند که می‌توان از دل آنها هزاران نقش و روایت استخراج کرد.» رویین‌تن بر این باور است که رسالت اصلی سینما درست در همین نقطه آغاز می‌شود و سینمای ایران به بلوغی رسیده است که می‌توان آن را با قاطعیت، «روابط عمومی انقلاب اسلامی ایران» در جهان نامید؛ جایگاهی که امیدوار است با تکیه بر فرهنگ غنی و نمایش حقیقت عریان مردم، تداوم پیدا کند.

زایش سینمای خنده در وقت تشییع

شاید یکی از جذاب‌ترین بخش‌های این گفت‌و‌گو، تلاش رویین‌تن برای تئوریزه کردن و نام‌گذاری پدیده‌ای است که در ماه‌های اخیر شاهد آن بوده‌ایم. ما دهه‌هاست که با مفهومی به نام «سینمای دفاع مقدس» خو گرفته‌ایم، اما او معتقد است عبور از یک پیچ تاریخی جدید، نیازمند ترمینولوژی و واژه‌سازی جدیدی در هنر است. او با هیجانی خاص در صدایش، از شیفت پارادایمی سینمای ایران صحبت می‌کند: «احساس می‌کنم ما پیش از این سینمای دفاع مقدس داشتیم، اما اکنون با سینمای مردم و حماسه مردم روبه‌رو هستیم.»

او تلاش می‌کند برای این ژانر نوظهور نامی پیدا کند: «ژانر جدیدی در حال ظهور است که می‌توان نامش را «ایستاده مردن» یا «مرگ خودخواسته و حماسی» گذاشت. هنوز زود است اسم دقیقی برایش انتخاب کنیم، اما مسئله مهمی در جریان است.» ویژگی بارز این ژانر از نگاه رویین‌تن، تغییر رویکرد جامعه ایرانی به مقوله مرگ و فقدان است. او به پدیده‌ای اشاره می‌کند که شاید برای ناظران بین‌المللی غیرقابل هضم باشد: «مسئله اینجاست که برای اولین بار در تاریخ معاصر، ما بزرگان‌مان و داغ‌های‌مان را با حماسه تشییع کردیم؛ آن هم با خنده و سرحالی، تا دشمن خوشحال نشود. این یک سینمای شوق است؛ ژانری جالب که شاید بتوان نامش را «حماسه مرگ» یا «خندیدن در وقت مرگ» گذاشت. این بسیار زیباست و باید در قاب سینما ثبت شود.»

زیست اسطوره‌ها در عصر رسانه‌های یک‌بار مصرف

بحث که به اینجا می‌رسد، زاویه دید مصاحبه به سمت انسان‌شناسی و اسطوره‌شناسی متمایل می‌شود. در جهانی که قهرمانانش با الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی و ویدیو‌های چند ثانیه‌ای ساخته و تخریب می‌شوند، رویین‌تن معتقد است ایران بستر زنده اسطوره‌هایی از گوشت و خون شده است. او با تاکید بر مفهوم «سینمای اسطوره»، جغرافیا و سن درگیر در این نبرد را می‌شکند و می‌گوید: «مردم ایران در تمامی اتفاقات تاریخی و معاصر نشان داده‌اند که در عصر رسانه‌های یک‌بار مصرف، اسطوره‌ها همچنان زنده‌اند و در قرن بیست‌ویکم زیست می‌کنند. باید اسم این را «سینمای اسطوره» گذاشت.

اسطوره‌هایی که شما کجای دنیا دیدید به این شکل نظیر داشته باشند؟ جایی که یک دختربچه ۶ تا ۹ ساله، خودش یک سردار جنگ است.» برای ملموس‌تر شدن این ادعا، او ما را به جنوب ایران می‌برد؛ به آماری تکان‌دهنده که نیازی به دراماتیزه شدن ندارد: ما تنها در منطقه‌ای مثل میناب، ۱۶۸ سردار جنگی (شهید) داریم. علاوه بر آن از نوزاد یک‌ماهه و دوماهه تا سالخوردگان، همه در این جنگ در سراسر کشور رزمنده بودند.

پربازدیدترین آخرین اخبار