گلولههای بیصدا؛ از اختلافافکنی تا دروغهای توییتری علیه اتحاد مقدس!
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو ؛ دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا که با «رویای ونزوئلایی» به وسیله فشار رژیم صهیونیستی به ایران حمله کرد و انتظار یک پیروزی بزرگ را داشت، با مقاومتی عاشورایی و اتحادی مقدس روبهرو شد که نتیجه آن یک شکست مفتضحانه برای سران کاخ سفید را به همراه داشته است.
حال ترامپی که در توهم پیروزی برقآسا بود، تلاش دارد تا شکست در عرصه میدان را در چارچوب «جنگ شناختی» به وسیله سلاح تفرقهافکنی جبران سازد. توییتهای اخیر او مبنیبر وجود «جنگ داخلی» و «مشکل در سطح رهبری» نشان از همین ماجرا دارد. مسیری که عملههای رسانهای اسرائیل همانند ایراناینترنشنال ، من و تو و ... هم به دستور تلآویو آن را دنبال میکنند.
سیاست کثیف ترامپی
اگرچه دروغپردازیها و جفنگگوییهای ترامپ نه محدود به روزهای اخیر و نه منحصر به ایران بوده و سابقهدار میباشد، اما توییتهای اخیر او نشان میدهد که رئیسجمهور آمریکا تصور میکند که میتواند با ایجاد فشار از یک سو و از طرف دیگر با سیاست کثیف تفرقهاندازی، ایران را تحت فشار و مشکل قرار بدهد.
به عنوان مثال او در توییتی نوشته: «جنگ داخلی بین «تندروها» که در میدان نبرد به شدت شکست خوردهاند و «میانهروها» که اصلاً میانهرو نیستند (اما احترام کسب میکنند!)، دیوانهکننده است!»
این در صورتی است که اساسا در برابر دشمن، میانهرو و تندرویی وجود نداشته و همگی بر سیاست مقاومت پافشاری میکنند. اما ترامپ به خیال خود میخواهد با ایجاد تفرقه در ایران شکستهای مفتضحانه خود در عرصه نظامی را با توییتزنی حلوفصل کند.
او همچنین تلاش داشته تا رهبری ایران را نامنسجم معرفی کند و بیان کرده: «ایران در تشخیص رهبر خود با مشکل بسیار زیادی روبهرو است! آنها اصلاً نمیدانند!» این موضوع در حالی بیان میشود که ایران در نبرد نظامی و میدان مذاکره عملا در چارچوبی منسجم و مسیری همسوگرایانه رفتار کرده که حتی رسانههای آمریکایی همانندایبیسی نیوز به آن اذعان کردند، اما به عکس آن، رهبری آمریکا چه در جنگ و چه در مذاکره با سطحی عمیق از ابهام در استراتژی و ناهماهنگی در اقدام روبهرو بوده است.

نمونه بارز آن هم ضربالاجلهای متعددی است که بارها و بارها توسط ترامپ بیان شد، اما هر دفعه ترامپ از آن عقبنشینی کرد و حتی شبهه بیماری روانی او را هم در برخی رسانههای مطرح بینالمللی مطرح ساخت!
به واقع، دروغهای آشکار «جنگ داخلی» در ایران آن هم در هنگامهای که ترامپ به دموکراتها و رایگیریهای آنها علیه خود و همچنین رسانههای آمریکایی حمله میکند و ادعای سادهلوحانه «مشکل در تشخیص رهبری ایران» آن هم به موازات اظهارات و رفتارهای چندگانه و متناقض آمریکاییها نشان میدهد که دروغپردازیهای تفرقهافکنانه ترامپ چیزی جز بیان آرزوهای او نیست.
به معنای دیگر، از آنجایی که ترامپ در میدان تاکنون شکست خورده، تلاش دارد تا با ایجاد آرزوی خود یعنی تفرقهسازی در ایران، این کشور را با مشکل مواجه سازد. آروزیی که البته او همانند رویای تسلیم ایران نیز به گور خواهد برد.
عملههای رسانهای
با دستورکار آمریکایی-اسرائیلی در راستای تفرقهاندازی در ایران، عملههای رسانهای آنها برای باری دیگر فعال شدهاند. این عملههای رسانهای که اکنون با بیاعتباری فراگیر به علت تکرارهای متعدد جازنی دروغ با خبر مواجه بوده، چارهای جز تمکین به اراده تلآویو نداشته و دروغهای شاخدار را به عنوان خبر منتشر میکنند.
به عنوان مثال، یکی از این دروغها «کودتای سپاه» بوده که در دنباله آن «حصر قالیباف، پزشکیان و عراقچی» هم منتشر شده است!
این دروغها در حالی منتشر میشود که روسای قوا به امور خود مشغول بوده و عراقچی هم در راستای تامین منافع ملی ایران سفر خود به اسلامآباد، مسقط و مسکو را در دستور خود قرار داد. حال معلوم نیست چگونه حصر و سفرهای دیپلماتیک در مسند عملههای رسانهای اسرائیل قابل جمع خواهد بود!
از سوی دیگر، برخی رسانههای وابسته به دشمن از عدم مشاهده رهبر انقلاب در انذار عمومی سخن میگویند، در صورتی که با توجه شرایط امنیتی چنین چیزی امری بدیهی خواهد بود.

در واقع، همین رسانههای وابسته به دشمن که تنها به دستورات کارفرماهای آمریکایی-اسرائیلی خود عمل میکنند، پیش از آغاز جنگ، از حضور رهبر شهید انقلاب در پناهگاه سخن میگفتند!
در صورتی که شهادت ایشان مشخص ساخت که همه این شایعهها چیزی جز دروغپردازیهای دیاثتمنشانه در جهت تحمیق مخاطبانشان نبوده است. اکنون نیز همین رسانهها به دستور تلآویو، قلم خود را در جهت تحمیق
بیشتر مخاطبان فرسوده و ناامید خود میچرخانند تا پس از به هوا رفتن رویاهای براندازی شان توسط مردم، بلکه در بین ایشان شکافی را پدیدار سازند.
طرح جدید؛ ایجاد اختلاف با شایعات
رسانه وابسته به رژیم صهیونیستی یعنی اینترنشنال که سابقهای بیشمار از شایعهپردازی داشته، اکنون عملا به عنوان بازوی رسانهای اسرائیل در حال فعالیت است.
به عنوان نمونه، این رسانه ادعا کرده است که قالیباف در جمع مشاوران خود از سعید جلیلی انتقاد کرده و گفته: «امثال سعید جلیلی، ایران را نابود خواهند کرد.» این بیان که با تکذیب رسولی، مشاور سیاسی رئیس مجلس همراه شد، به قدری نخنما و به شکلی عیان تفرقهافکنانه بود که حتی تعجب کاربران شبکههای اجتماعی را هم برانگیخت.

از سوی دیگر، همین رسانه پیشتر از استعفای قالیباف از ریاست هیئت مذاکرهکننده ایرانی «خبر اختصاصی» منتشر کرده بود، اما مشخص شد که آن هم چیزی جز مشتی دروغ از خروارها دروغپردازیهای رسانه صهیونیستی اینترنشنال نبوده است.
در حقیقت میتوان گفت امثال این رسانهها با امید به ایجاد اختلاف در ایران به شکلی ناشیانه در جهت دستورکار آمریکایی-اسرائیلی یعنی ایجاد تفرقه در ایران عمل میکنند تا بتوانند مسیر مقاومت در ایران را با مشکل مواجه سازند. تیری که همواره به سنگ خورده و این بار نیز به همین سرنوشت دچار خواهد شد.
پادزهر وحدت و شکستی دوباره
پس از عیان شدن طرح دشمن مبنیبر تفرقهاندازی در ایران، سران قوا و مسئولین ارشد نظامی و سیاسی یکصدا متنی را در صفحههای خود منتشر کردند که به مثابه پادزهری در برابر ادعاها و طرح ناکام ترامپ عمل کرده است.
ایشان نوشتهاند: «در ایران ما تندرو و میانهرو وجود ندارد؛ همه ما «ایرانی» و «انقلابی» هستیم و با اتحاد آهنین ملت و دولت، با تبعیت کامل از رهبر معظم انقلاب متجاوز جنایتکار را پشیمان خواهیم کرد. یک خدا، یک ملت، یک رهبر و یک راه؛ آنهم راه پیروزی ایران عزیزتر از جان.»

این وحدت و یکصدایی، عملا پس از شکست دشمن در میدان نبرد نظامی، شکستی دگرباره را در عرصه جنگ شناختی و روانی بر دشمن متحمل کرده و به همین دلیل ریتم تفرقهاندازیهای ترامپ فروکش کرده است.
این ماجرا نشان میدهد که اگر در صحنه نبرد نظامی قدرت موشکی و اتحادهای منطقهای دشمن را ناکام گذاشته است، در عرصه جنگهای روانی دشمن نیز پادزهری جز وحدت و یکصدایی مردم و مسئولین و همچنین حضور در خیابانها نخواهد بود. سنگرهایی که همانند ۵۰ روز اخیر، باز هم با استحکام خود نقشههای شوم دشمن را به شکست خواهد کشاند.