کد خبر:۱۳۹۹۱۷
رسالت اصحاب رسانه در مقابله با جنگ نرم
رسانهها تاثیرگذاری عمیق و سریعی در شکلگیری نگرشها و باورها نسبت به مسائل داخلی و بینالمللی دارند و این مهم با حضور مثبت و فعال در عرصههای جهانی و با درک موقعیت منطقهای و جهانی ایران اسلامی محقق خواهد شد.
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»- فاطمه خسروپور؛ بدون شك رسانه ها در جنگ نرم در خط مقدم قرار دارند و به راحتي مي توانند جريان هاي مهمي را هدايت و نظارت و كنترل نمايند و از طرفي هم خود جريان ساز باشند.
بسياري از كارشناسان معتقدند كه با توجه به گستردگي دنياي ارتباطات، امروزه با جنگ رسانه اي نيز رو به رو هستيم به شكلي كه گفته مي شود، هر رسانه اي كه قوي تر است مي تواند در جهت دهي به افكار عمومي مردم مؤثر عمل كند.
در جنگ نرم «رسانه ها» ابزار بسيار قوي و كارآمدي محسوب مي شوند كه با اذعان تاسف بايد گفت كه در جنگ نرم، رسانه ها اغلب در اختيار مراكز ثروت و قدرت هستند و هر آنچه كه اربابان خود ديكته مي كنند همان را منعكس مي نمايند.
براي تقويت زيرساخت هاي فرهنگي و رسانه ها و مقابله با جنگ رسانه اي دنياي غرب، بايد به نقش رسانه به عنوان يك ابزار مهم و جريان ساز بيش از پيش اهميت بدهيم و از طرفي ديگر افراد رسانه اي نيز نسبت به مباحث موجود حساسيت نشان دهند.
توسعه بخش عملياتي آفندي جنگ رسانه اي و گسترش هدفمند شبكه هاي ماهواره اي از شیوه های جنگ نرم است
يكي از شيوه هاي جنگ نرم، توسعه بخش عملياتي آفندي جنگ رسانه اي و گسترش هدفمند شبكه هاي ماهواره اي است. بدون شك در جنگ نرم دشمن، نخبگان كشورمان وظايف خطيري برعهده دارند؛ از جمله آنها مشخص نمودن مرز خودي و غيرخودي، اطاعت محض از مقام عظماي ولايت به عنوان ديده باني امين و هوشمند و نهادينه كردن فرهنگ واقع بيني و سطحي و هيجاني برخورد نكردن با مسائل جاري كشور است.
نگاه مديريتي بحران در رسانه ها، نگاهي مربوط به شرايط بحراني موجود بوده، و مطمئنا تصميمات اتخاذ شده توسط آن مديريت تحت تاثير شرايط و مصلحت موجود عمل خواهد كرد. بديهي است كه در كوران تصميم گيري در زمينه بحران هاي وارده بر يك ايدئولوژي، عواملي مورد توجه و دقت نظر كارشناسان قرار دارد كه تصميمات نهايي در راستاي اين عوامل گرفته شده و واكنش مورد نظر صورت مي پذيرد.
نحوه نمايش رسانه اي و وقوع آن، نوع مخاطب، تاثيرات زود هنگام يا فرسايشي طولاني مدت، وسعت بحران وارده بر مديريت رسانه است. تهاجم رسانه اي در زمان ثبات سياسي، اقتصادي و نظامي يك ايدئولوژي صورت گرفته يا در شرايط بحراني آن و بررسي تقويم تاريخي، سياسي، زمان و شرايط بحراني به وجود آمده در مديريت رسانه است.و بالاخره نوع تصميم گيري نهايي و واكنش منطقي در مقابل بحران نرم، از عوامل شكل گرفته شده در مديريت بحران رسانه مي باشند.
دنياي امروز عرصه جنگ بين رسانه هاست
با اين تفاسير، بايد نقش رسانه در جنگ نرم مورد بررسي قرار گيرد. دنياي امروز عرصه جنگ بين رسانه هاست؛ رسانه کارکردي دوسويه دارد، ولي عملا رسانه هاي امروزي در خدمت نظام سلطه است. رسانه در حوزه هاي مختلف، کارکرد متفاوت دارد؛ چراكه با استفاده از رسانه ها مي توان در جامعه انگيزه و حرکت ايجاد کرد و يا فرهنگ عمومي را پايه ريزي و گسترش داد و همينطور افکار عمومي را در رابطه با موضوع خاصي تبيين کرد .
رسانه مي تواند ارتباط دوسويه را بين افراد يک جامعه و حتي جامعه جهاني برقرار کند؛ گرچه قدرت هاي استکباري از رسانه براي گسترش نفوذ خود در جامعه جهاني استفاده مي کنند، اما متاسفانه امروز اکثر رسانه هاي مطرح و قدرتمند دنيا در اختيار نظام سلطه و در راستاي اهداف غيرانساني آنان قرار دارد؛ ولي رسانه همانند شمشير دولبه است و کشورهاي هدف هم مي توانند از آن براي مقابله با توطئه هاي نظام سلطه بهره ببرند.
گرچه رسانه هاي نظام سلطه به پيشرفته ترين ابزار روز جهان مجهز هستند، ولي در دهه هاي اخير کشورها و ملت هاي ديگر هم توانستند با استفاده از رسانه هاي خود در برابر رسانه هاي نظام سلطه عرض اندام کنند، افزون بر بهرهگيري که نظام سلطه از رسانههاي ديداري، شنيداري و نوشتاري پيشين داشته است، اکنون نيز با توجه به تحولي عظيم در بهرهگيري از ماهوارهها، اينترنت و فرستندههاي پرتابل و دهها فناوري برتر رسانهاي با تجهيزات و ابزارها که در دست سردمداران نظام سلطه است، در جهت تحميل اراده خود بر ملتها مورد استفاده قرار ميدهد.
جنگ رسانهاي از برجستهترين مولفههاي جنگ نرم و جنگهاي مدرن در جهان کنوني محسوب ميشود
آنچه مسلم است جنگ رسانهاي از برجستهترين مولفههاي جنگ نرم و جنگهاي مدرن در جهان کنوني محسوب ميشود. جنگ نرم به مثابه راهبرد و استراتژي انتخابي نظام سلطه براي تسلط بر افکار و اراده ملتها تدوين و طراحي شده است، اما بيشترين کاربرد جنگ رسانهها در هنگامه نبردهاي نظامي شدت يافته و مييابد؛ البته اين به آن معنا نيست که اين کاربرد از اهميت رسانهها در ديگر زمانها ميکاهد، بلکه ميتوان گفت آن جنگي است که در شرايط صلح و نه صلح و جنگ نيز بين قدرتها و دولتها به صورت غيررسمي مورد استفاده قرار ميگيرد.
آنجا که قدرتها توان به ميدان آوردن نيروي نظامي را ندارند و يا جامعه آنان قادر به تحمل تلفات انساني نيست، به جنگ رسانهاي روي ميآوردند و از اين ابزار بهرهبرداري ميکنند. جنگ رسانهاي از جمله جنگهاي بدون خونريزي و جنگ آرام محسوب ميشود، با توجه به اينکه در جنگ رسانه اي خشونتي اعمال نمي شود؛ وقوع آن براي مردم نامحسوس است از طرفي بسيج عمومي هم در آن کاربرد ندارد و به اصطلاح جنگ رسانه جنگ بين نخبگان است، بنابراين ميزان تخريب زياد است تا حدي که شهروندان عادي کشور هدف، متوجه حجم سنگين اين جنگ بر فضاي روحي و رواني خود و اطرفيانشان نميشوند. قدرت نفوذ سردمداران اين جنگ و قدرت تاثيرگذاري و نفوذ آن به گونهاي است که در سطوح جامعه اعم از شهر و روستا گسترش مييابد. در اين جنگ، ملتها و مردم با خواست و اراده خود و قبول هزينه در معرض حمله قرار ميگيرند و در اين جنگ طرف متخاصم کنترل افکار عمومي را در اختيار مي گيرد.
تردیدی نیست که رسانهها تاثیرگذاری عمیق و سریعی در شکلگیری نگرشها و باورها نسبت به مسائل داخلی و بینالمللی دارند و این مهم با حضور مثبت و فعال در عرصههای جهانی با درک موقعیت منطقهای و جهانی ایران اسلامی و روی آوری رسانهها به برخورد حرفهای و رویکرد تولیدی بدون تاثیرپذیری از تبلیغات هدفدار خارجی بهتر و همگونتر با منافع محقق خواهد شد. در اين جا قابل تامل است كه سياستگذاران شرایط کار حرفهای رسانه را درک نمايند و به تبع آن نگاهی بازتر در عرصه رسانهها داشته باشند، ارتباط و تعامل بین مدیران و رسانهها تقویت شود، مراکز علمی به رشد دانش و تربیت نیروی انسانی ماهر در عرصه رسانه توجه كنند، از توسعه زیرساختهایی که موجب تقویت رسانهها میشود، حمایت کنند و زمینههای توسعه شبکههای درونمرزی و برونمرزی را فراهم كنند و مطالبات دیگر که باید به آنها توجه شود.
نقش رسانه ها براي افزايش دانايي و مقابله با تهديدات دشمن بسيار تعيين کننده و کارساز است
بي شك نقش رسانه ها در جنگ نرم مورد اتقان همه كارشناسان حوزه ارتباطات است. در عصر رسانه هاي نوين جهاني، به مدد تکنولوژهاي نوين ارتباطات و اطلاعات، کسب قدرت نرم به مراتب راحت تر از بدست آوردن و نگهداري قدرت سخت است. هدف رسانه ها از قدرت نرم در ابتدا مديريت افکار عمومي نيست، بلکه رسانه اي در دنيا موفق است که بتواند با افکار عمومي حرکت کند و خود را سازگار با آنها نشان دهد. در مورد نقش رسانه ها اين نكته حائز اهميت است كه نقش روشنگر آنها براي افکار عمومي بسيار اساسي است. امروزه براي مقابله با تهديدات جديد بايد دانايي را افزايش داد و در اين ميان نقش رسانه ها براي افزايش دانايي و مقابله با تهديدات دشمن بسيار تعيين کننده و کارساز است. اين نکته قابل تامل است که رسانه هاي داخلي نبايد در جنگ نرم همسويي با بيگانه داشته باشند؛ چرا که جبران خسارت آن به هيچ وجه قابل قبول نخواهد بود.
به ياد داشته باشيم، ما در عصر رسانه ها زندگي مي كنيم؛ عصري که در آن رسانه هاي گروهي جزو جدايي ناپذير زندگي ما هستند. آنچه كه رسانه ها به عنوان اطلاعات به ما انتقال مي دهند، به اشکال مختلف در نحوه زندگي، انديشه و احساسات ما و حتي فرزندان ما تعيين کننده است، اما اينها دليل نمي شود كه ما برده و اسير اين رسانه هاي گروهي شويم.
برچسب زدن، تلطيف و تنوير، تصديق، شايعه، انتقال، كلي گويي، دروغ بزرگ، انسانيت زدايي و اهريمن سازي، پاره حقيقت گويي، ارائه پيشگويي هاي فاجعه آميز، قطره چكاني، حذف (سانسور)، ماساژ پيام، ايجاد تفرقه و تضاد، جاذبه هاي جنسي، ترور شخصيت، توسل به ترس و ايجاد رعب، تکرار، مبالغه و مغالطه از جمله تاكتيك هاي جنگ نرم از سوي کارشناسان و پژوهشگران اين حوزه مطرح مي شود و اميد است كه سياستگذاران داخلي رسانهاي كه به برنامهسازي ميپردازند و افكار عمومي را در اختيار دارند، به ظرافتهاي جنگ نرم بيش از پيش پي ببرند و سريعتر خود را تمام قد به ابزار جنگ نرم مجهز كنند. رهبر معظم انقلاب فرمودند: «رسانه مهمترين ابزار جنگ نرم است» بايد اين ابزار را بيش از پيش مورد توجه قرار داد و از آن به نفع منافع كشور بهرهبرداري كرد.
باورپذيري جنگ نرم و تلاش در راستاي خروج از وضعيت انفعالي، هوشياري و شناسايي تکنيکهاي جنگ نرم و معرفي ماهيت آن توسط رسانههاي داخلي، تلاش براي ايجاد وحدت، همبستگي و همگرايي بيشتر رسانههاي داخلي، همكاري و هماهنگي رسانههاي داخلي در انتقال و انعكاس حرفهاي اساسي نظام، وحدت کلمه در منافع ملي و مصالح نظام، موضعگيري و اقدام به موقع و يکپارچه در مقابله با جنگ نرم، فرصت سازي از موقعيت بوجود آمده عليه طراحان جنگ نرم، تکرار و پافشاري بر حقه و ترفندهاي جنگ نرم، تمرکز و افشاي جنگ نرم قبل از شروع آن، قدرت نمايي رسانههاي داخلي در مقابله با هجمه خبري جنگ نرم، افزايش قدرت نفوذ رسانههاي داخلي بر فضاي خارج از کشور، تلاش گسترده براي اثرگذاري بيشتر در داخل كشور، بسترسازي براي آگاهي بخشيدن مخاطبان اصلي جنگ نرم، پرهيز از انحراف و يا جو زدگي رسانههاي داخلي در مقابله با بحرانهاي زودگذر و بررسي کارکردهاي رسانههاي نوين در خصوص جنگ نرم از جمله راهكارهاي رسانههاي داخلي در مقابله با جنگ نرم رسانههاي غربي از سوي کارشناسان اين حوزه مطرح شده است.
در حال حاضر قدرت هاي بزرگ از جمله استکباري جهاني با استفاده از ابزارهاي نوين ارتباطي، رسانه اي و تبليغاتي از طريق جنگ نرم سعي در تضيعف هويت، باورها و ارزش هاي ملت سرافراز کشورمان برآمدند. يادمان باشد که کارکرد نقش رسانه ها براي هويت بخشي به ارزش هاي والاي انقلابمان و براي پاسداري و حفظ اين ارزش ها و مقابله با جنگ نرم دشمن بيش از گذشته احساس مي شود؛ چرا که اگر رسانه هاي ما از ابزار و سياست هاي ابزار قدرت نرم استفاده نکنند مقهور و محصور فضاهاي ارتباطي خواهند شد و اما براي رسيدن به اين امکان و در اختيار داشتن اين قدرت بايد الزامات و ابزارها، شيوه ها و سياست ها را شناسايي کرد و زيرساخت هاي فرهنگي مرتبط با آن را مهيا نمود.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰