میراث مشترک در دیوان تاریخ؛ تجلی «خلیج فارس» در آینه اندیشه و ادب نخبگان عرب
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۹۹۳۹۷
گزارش|

میراث مشترک در دیوان تاریخ؛ تجلی «خلیج فارس» در آینه اندیشه و ادب نخبگان عرب

در جهان پرآشوب سیاست، گاه جغرافیا و اصالت قربانی سوءتفاهم‌های مقطعی می‌شود؛ اما تاریخ، امانتداری سخت‌گیر است. واکاوی متون کهن، دیوان‌های شعری و مکاتبات سیاسی نخبگان جهان عرب نشان می‌دهد که نام «خلیج فارس» نه یک برچسب سیاسی، بلکه یک حقیقت ریشه‌دار در بطن ادبیات و تفکر عربی است.
میراث مشترک در دیوان تاریخ؛ تجلی «خلیج فارس» در آینه اندیشه  و ادب نخبگان عرب

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، اندیشمندان دوران طلایی اسلام در بغداد، قاهره و اندلس، جغرافیا را بخشی از حکمت الهی می‌دانستند. برای آنان، پهنه آبی جنوب فلات ایران، همواره با صفت «فارسی» شناخته می‌شد.

ابن‌حوقل بغدادی، جغرافی‌دان نامدار قرن چهارم هجری، در کتاب جریان‌ساز خود «صورة الارض»، با صراحتی که جای هیچ تأویلی باقی نمی‌گذارد، می‌نویسد: «این دریا که از دریای محیط منشعب می‌شود، دریای پارس (بحر فارس) نامیده می‌شود؛ چرا که سرزمین پارس بر آن احاطه دارد و تمامی شهرهای ساحلی آن متعلق به این مرز و بوم است.»

همچنین المسعودی، مورخ بزرگی که به «هرودوت عرب» شهره است، در کتاب «مروج الذهب و معادن الجوهر»، نام «البحر الفارسی» را چنان بدیهی می‌انگارد که در توصیف سفرهای دریایی از بصره تا هند، بارها بر این عنوان تأکید می‌کند. این رویکرد در آثار یاقوت حموی (در معجم‌البلدان) و شریف ادریسی نیز تکرار شده است؛ بزرگانی که ستون‌های هویت علمی جهان عرب محسوب می‌شوند.

اسناد مکتوب و نقشه‌های رسمی

اگر به کتابخانه‌های بزرگ قاهره، دمشق و بغداد مراجعه کنیم، نقشه‌های ترسیم شده توسط جغرافی‌دانان عرب در دوران عثمانی و حتی اوایل قرن بیستم، همگی با واژه «الخلیج الفارسی» مزین شده‌اند. حتی در اسناد مربوط به «اتحادیه عرب» در سال‌های آغازین تأسیس، این نام به عنوان تنها نام رسمی در مکاتبات درج شده بود.

میراث مشترک در دیوان تاریخ؛ تجلی «خلیج فارس» در آینه اندیشه  و ادب نخبگان عرب

ریشه‌های ادبی؛ دریای پارس در شعر عرب

در شعر کلاسیک و معاصر عرب، «بحر فارس» نمادی از شکوه، تجارت و مروارید بوده است. شاعران بزرگی که در سواحل جنوبی این خلیج می‌زیستند، در قصاید خود از این دریا به عنوان راه مواصلاتی به تمدن بزرگ شرق یاد کرده‌اند. برای این شاعران، نام خلیج فارس بخشی از آرایه‌های ادبی و واقعیت‌های عینی زندگی‌شان بود که با هیچ بخشنامه‌ای قابل تغییر نیست.

حقیقتی فراتر از مرزها

آنچه از واکاوی آرای بزرگان و اندیشمندان جهان عرب برمی‌آید، این است که نام «خلیج فارس» یک اصطلاح تحمیلی نیست، بلکه بخشی از میراث مکتوب و حافظه تاریخی مشترک منطقه است. تحریف این نام، در واقع پشت کردن به میراث علمی و ادبی بزرگانی چون ابن‌حوقل، مسعودی و حتی رهبرانی چون ناصر است.

گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهد که اگر غبار تعصبات نژادی و رقابت‌های ژئوپلیتیک کنار زده شود، نخبگان منصف عرب، خود بهترین پاسداران این نام باستانی هستند؛ نامی که پیونددهنده فرهنگ‌هاست، نه عامل تفرقه. خلیج فارس، در دیوان تاریخ جهان عرب، فصلی درخشان و غیرقابل حذف است.

پربازدیدترین آخرین اخبار